جلسه چهاردهم از دوره یازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی باغستان کرج با استادی راهنما همسفر نیره، نگهبانی همسفر اشرف و دبیری همسفر زهره با دستور جلسه «ظرفیت، مسئولیت، قبله گم کردن» روز دوشنبه ۷ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۳٠ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
خوشحالم از اینکه امروز در خدمت شما عزیزان هستم تا آموزش بگیرم و در کنار هم جلسه خوبی داشته باشیم.
دستور جلسه :امروز (ظرفیت، مسئولیت، قبله گم کردن)
ظرفیت؛ آقای مهندس میفرماید: ظرفیت بعضیها به اندازه انگشتدونه است، بعضیها به اندازه لیوان، برای بعضیها به اندازه بشکه و برای بعضیها به اندازه دریا و اقیانوس است، حالا این ظرفیت ظرفم را چگونه باید بزرگ کنم؟ و چگونه گنجایشش را بالا ببرم؟ این برمیگردد به جهانبینی من و اینکه چگونه به جهانبینی عمل کنم. تا بتوانم ظرف خود را بزرگ کنم. چگونه فرمان بردار باشم؟ چگونه یادبگیرم؟ یاد گرفتن هر چیزی بلد بودن میخواهد.
منزمانی که از منیت خود بگذرم و زمانی که بگویم نمیدانم بلد نیستم آن زمان هست که یاد میگیرم. در غیر این صورت هیچ چیزی را یاد نمیگیرم و طبیعتا ظرفم همان اندازه که هست باقی میماند.
وقتی آموزش پذیر باشم میتوانم ظرفم را بزرگ کنم و در ادامه مسئولیت پذیر باشم، وقتی مسئولیتی به من داده میشود بتوانم آن را به نحو احسنت انجام دهم.
بنظر من بجز آموختن و دل دادن به آموزشهای کنگره۶۰ الخصوص جهانبینی زمانی که من فرمانبرداری را یاد بگیرم؛ اما بلد نباشم فرمانبردار باشم هیچ وقت نمیتوانم فرمانده خوبی باشم.
جناب مهندس میگوید:«اول ندانی را بدان تا بدانی را بدانی» اول باید بدانم که بلد نیستم و در ادامهاش آموزشپذیر باشم. آموزش را بگیرم و آن مسئولیتی که به عهده من گذاشته میشود را به درستی انجام بدهم.
برای بالا بردن آگاهی و آموزش فرمانبرداری لازم است و اگر ظرف من به اندازه نباشد وقتی جایگاه و مسئولیتی به من داده میشود قبله خودم را گم میکنم. بنظر من خدمت در آبدارخانه بزرگترین جایگاه خدمتی است که من میتوانم خودم را محک بزنم و من با خدمت در این جایگاه توانستم از من وجودی خودم گذر کنم و عیب و ایرادهای خودم را ببینم و یاد بگیرم، به محض اینکه کوچیکترین جایگاهی به من داده میشود، خلق و خوی من عوض نشود و قبله خودم را گم نکنم و با آگاهی جلو بروم و اگر با آگاهی جلو بروم هیچگاه اشتباه نخواهم کرد.
همه این موضوعات برمیگردد به ظرفیت و جهانبینی که چقدر من روی جهانبینی خودم کار کردهام و توانستهام آموزشها و جهانبینی را به مرحله عمل در بیاورم و در حد دانایی نباشد.
درخت هر چه بارش بیشتر سرش افتادهتر میشود و انسان وقتی میتواند بگوید عملکرد من درست بوده است که خیلی از مواقع سکوت اختیار کند.
سکوت یعنی نظارهگر بودن و یاد گرفتن. خیلی وقتها اینکه من بخواهم جواب کسی را سریع بدهم اشتباه محض است. زمانی میتوانم بگویم من دانا هستم و بلد هستم که نظارهگر خوبی باشم و مطمئناً میتوانم کلام مناسب و رفتار مناسب را از خودم بروز بدهم.
در ادامه انتخابات نگهبانی برگذار شد و همسفر میترا به عنوان نگهبان دوره دوازدم کارگاههای آموزشی همسفران انتخاب شدند.



مرزبانان کشیک: همسفر فهیمه و مسافر علی
تایپیست: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر زهرا رهجو راهنما همسفر فریبا (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر سارا رهجو راهنما همسفر سمیه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی باغستان کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
97