جلسه دوم از دوره بیستم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی باباطاهر همدان به استادی راهنما همسفر فرشته، نگهبانی همسفر اکرم و دبیری همسفر رویا با دستور جلسه «وادی سوم (باید دانست هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه 4 خردادماه 1405 ساعت 16:00 آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
وادی سوم میگوید: باید دانست؛ هیچ موجودی به اندازه خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمیکند و تنها وادی است که با کلمه تأکیدی باید شروع شده است که چه چیزی را باید بدانم؟ باید بدانم که هیچکس به اندازه خود انسان نمیتواند به خودش کمک کند؛ چون هیچکس به اندازه خود من، من را نمیشناسد با روحیات و اخلاقیات من آشنا نیست و من بیشتر از همه با خودم زندگی کردم و درنهایت خودم را میفهمم و دیگران فقط میتوانند راه را به من نشان بدهند. ما انسانها یاد گرفتهایم که مشکلاتمان را گردن دیگران بیندازیم همه عالم و آدم را مقصر میدانیم به جز خودمان؛ اما این وادی به من میگوید که بیشترین و بالاترین نقش را خود من دارم نباید منتظر باشیم تا یکی بیاید و مشکلات من را حل کند درست است که بزرگترها، پدر و مادر، معلم و راهنما هستند؛ ولی فقط میتوانند راه را به من نشان بدهند.
در کنگره راهنما آموزش میدهد، محبت میکند و از تجربهاش میگوید؛ اما تا من نخواهم رها بشوم نمیتوانند کمکم کنند و کاری را از پیش ببرند سالها به خاطر تفکر اشتباه، رفتار و تصمیمهای اشتباهی که گرفتم برای خودم مشکلاتی را بهوجود آوردم. همانطور که این وادی میگوید: خیلی از مشکلاتی که الآن با آن درگیر هستیم بذر آن را در گذشته کاشتهایم؛ باید ببینم که نقش خود من در به وجود آوردن آن مشکل چه بوده است! چه خطایی کردم و چه اشتباهی از من سر زده است که حاصلش این مشکل شده است نباید ناامید بشوم که تقدیر من این بوده است و بسازم.
در سختی و مشکلات انسانها دو دسته هستند: یکی که فقط زجر و سختی میکشند؛ اما کاری را از پیش نمیبرند میسوزند و گروه دیگر میگویند من نمیخواهم قربانی باشم میجنگم و میسازم. جنگیدن یعنی فکر کردن، یاد گرفتن، صبوری کردن، ادامه دادن، حرکت کردن، تلاش کردن و اينکه کدام راه را انتخاب کنم که انتخاب مسیر با خود من است. امیدوار باشیم که هنوز راهی است که میشود تغییر کرد. شیطان و نیروهای بازدارنده به زیباترین شکل ممکن وارد فکر انسان میشوند؛ یعنی نیروهای منفی آنقدر طبیعی و منطقی بهنظر میرسند که فرد اصلاً متوجه تخریب خودش نمیشود.
نگذاریم که نیروهای منفی ما را ناامید کنند، غر نزنیم، گله و شکایت نکنیم؛ چون اینها فقط وقت تلف کردن است به جای گله و شکایت فکر کنیم که راه درست کدام است؛ برای مشکلات باید تلاش کنم و دنبال راه حل بگردم نباید مشکلات را بزرگ کنم؛ چون نه من نرمتر از آب هستم و نه مشکلات سختتر از سنگ است، آب کمکم سنگ را متلاشی میکند؛ پس من هم میتوانم از پس مشکلات بربیایم، مشکلات را لعنت خداوند ندانیم آنها آمدهاند که به ما درس بدهند و باعث رشد و ترقی من شدهاند و میخواهند من را برای بعد بعدی زندگی آماده کنند و برای آن باید اول خودم تغییر کنم از خودم شروع کنم.
این وادی فقط برای مسافرها نیست و به من همسفر میگوید: خودم را درمان کنم. همسفر وقتی وارد کنگره میشود میگوید برای مسافرم میآیم، درست است و در اصل قضیه همین است؛ ولی کمکم متوجه میشود که حال خودش خیلی بدتر است. آقای مهندس میفرمایند: «مسافر در مقابل همسفر شاه است؛ چون مسافر آنقدر نشئه یا خمار بوده که هیچی نفهمیده همه بار سختی و مشکلات به عهده همسفر بوده و حال خودمان را به حال مسافرم گره نزنیم که با حال خوب آنها حالمان خوب باشد و با حال بد آنها حالمان بد شود.»
مسافر را رها کنیم وگرنه نمیتوانیم رشد کنیم و دوربین را به سمت خودمان برگردانیم و روی خودمان متمرکز شویم با آموزش گرفتن گرههای درونی خودمان را پیدا کنیم و بشناسیم و آنها را باز کنیم. این وادی به من یاد میدهد که مسئولیت زندگی خودم را بپذیرم؛ حتی اگر مقصر نبودم اینکه بسوزم، بسازم، بجنگم و درست کنم انتخاب با خود من است امید داشته باشم؛ چون امید نوری در دل تاریکی هست گله و شکایت نکنم، آموزش ببینم و روی جهانبینی خودم کار کنم و جهانبینی را کاربردی کنم، از مشکلات فرار نکنم و در مقابل سختیها بایستم و حرکت کنم.
تقدیر از نگهبان لژیون سردار دوره قبل
.jpg)
رهایی سفر ایکس
.jpg)
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر مهتاب و مسافر
تایپیست: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر ناهید رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر آذر رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی باباطاهر همدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
386