چهاردهمین جلسه از دوره دوازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کریمان کرمان به استادی مرزبان همسفر سمیه، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر اعظم با دستور جلسه«وادی سوم(باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود، به خویشتن خویش فکر نمیکند) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۴ خرداد ماه ۱۴٠۵ ساعت ۱۶:٠٠ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
به نام آنکه عاشقی آن دل میخواهد نه دلیل خداوند را شاکر هستم که در این جایگاه هستم و از شما دوستان عزیز انرژی بگیرم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم که چنین بستری را فراهم کردند، تا من سمیه آموزش بگیرم و از راهنمای عزیزتر از جانم خانم سمیه و راهنمای مسافرم آقای نقدی تشکر میکنم و اگر امروز من حال خوبی دارم مدیون این دو بزرگوار هستم از ایجنت محترم خانم محیای عزیزم تشکر میکنم که در کنار ایشان من درس مهر و محبت و عشق را گرفتم همچنین خانم طاهره عزیز مرزبان که در کنارشان من آموزش گرفتم و برای من الگوی صبر و عشق هستند.
دستور جلسه امروز وادی سوم است میگوید که باید دانست که هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خویشتن ،خویش فکر نمیکند. اول وادی با، باید شروع میشود دارد به ما تأکید میکند که تو باید مشکلات را بپذیری و هیچکس از بیرون و هیچ نیرویی از بیرون نمیتواند به تو کمک کند، تا خودت نپذیری که، در مشکلات تو هیچ کس کمکی به تو نمیتواند بکند و تو خودت هستی که مسئول مشکلات هستید و خودت همینطور که، مشکلات را برای خودت به وجود آوردی باید ذرهذره تلاش کنی تا مشکلات را حل کنی. در این وادی وقتی من مسئولیت را پذیرفتم کمک میکند تا بتوانم مشکلاتم را حل کنم و بالاترین نقش را در حل مشکلات من دارم و هیچکس دیگر نمیتواند به من کمک کند.
این وادی شخص را از وابستگی به دیگران رها میکند و میگوید که تو خودت فقط مسئول مشکلات هستید و مشکلاتی که در گذشته، الان دارید آن چیزها و بذرهایی هستند که خودت با دست خودت قبلاً وارد زندگی خودت کردی مثلاً همین اعتیاد مسافرم بذری بود که قبلاً با خوشگذرانی کاشته است دو نفری کنار هم بودیم مسافرم میخواست مواد استفاده کند خیلی راحت من هم مینشستم کنارش برای آن میوه و چای آماده میکردم فکر میکردم دارم محبت میکنم و نمیدانستم این بذری که الان دارم میکارم از مسافر من یک فرد معتاد به وجود میآورد و این جهل و نادانی من باعث شد که مسافرم دچار اعتیاد بشود و این اعتیاد میخواست منجر به جدایی ما بشود.
مشاور به من گفت که من جایی را میشناسم که با رفتن به آنجا میتوانی زندگی خود را نجات بدی و کنگره۶۰ را به من معرفی کرد واقعا وقتی به کنگره۶۰ آمدم فهمیدم که چه جایی است امروز اگر من اینجا هستم اگر مسافرم اینجا کنار من و دخترانم است فقط به خاطر کنگره۶٠ است. این وادی به من آموخت تو باید خودت کمک کنی، ذرهذره اعتیاد را در زندگی خود به وجود آوردی مسافرت اعتیاد را به وجود آورد، تو هم کنار آن آسیب روحی، آسیب جسمی دیدی و باید خودت قبولش کنی ذره ذره این آسیبها را درست کنی، چهطوری میتوانم این آسیبها را درست کنم همانطوری که کنگره این آموزشهای رایگان را برای من گذاشته من میتوانم با جهانبینی دیدم را نسبت به دنیا عوض کنم با نوشتن سیدی میتوانم آموزش بگیرم و دنیای اطراف خود را بشناسم و با خدمت کردن خدمتی که از دل و جان باشد خدمتی که به من حال خوب میدهد انجام بدهم و باعث بشود که حال یک شخص دیگر را در کنار خودم خوب کنم در اینجا صحبتهایم را با یک مثال به پایان میرسانم، کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.

در ادامه قدردانی از اعضای لژیون سردار؛


مرزبانان کشیک: همسفر طاهره و مسافر طاهر
تایپیست: همسفر فاطمه(ک) رهجوی راهنما همسفر محیا(لژیون سوم)
عکاس: همسفر ثریا رهجوی راهنما همسفر محیا(لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر محیا(لژیون سوم)
همسفران نمایندگی کریمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
186