با خواندن وادی سوم تاریکیهایی که در دام آن گرفتار شده بودم، برایم روشن شد. دریافتم که اگر امروز دچار مشکلاتی هستم، خودم در گذشته بذر آن را کاشتهام و مقصر تنها خودم هستم. من که تا دیروز تمام مسائل را از جانب مسافرم میدیدم و راه گریزی میجستم تا خود را فریب دهم، مسئولیت هیچ مشکلی را نمیپذیرفتم و همواره مسافرم را تخریب کرده و مشکلات را به گردن ایشان میانداختم؛ اما امروز، این وادی مسئله را برایم کاملاً روشن کرد و دریافتم که خودم مسئول حال بد و ناامیدیهایم هستم و اگر ویژگی یا صفتی در من بوده، مسئول همان هستم و باید بهای کارهایم را بپردازم تا مسائل حل شوند.
اگر در گذشته بذر خشم، کینه، نفرت و حسادت کاشتهام؛ باید مسئولیت آنها را بپذیرم، بار آن را بر دوش خداوند نیندازم و نباید از او بخواهم که آنها را از دلم پاک کند؛ بلکه باید با تزکیه و پالایش، آنها را اصلاح کنم.
این وادی به من آموخت که مسئولیت انتخاب مسافرم را بر عهده بگیرم، شانه خالی نکنم و صبور باشم تا با تزکیه و پالایش، اذن رهاییاش صادر شود و باید با تفکر و تدبیر، مسیر ارزشها را برای حل مسائل برگزینم؛ چراکه هیچ راهی جز صراط مستقیم مرا به آسایش و آرامش نمیرساند. وقتی در این مسیر قرار میگیرم، نیروهای تخریبی و بازدارنده با تمام توان سد راهم میشوند؛ اما من با شناخت این نیروها و نیروهای درون خودم میتوانم مسائل را حل کنم.
بذرهایی که کاشتهام شاید در کلام ساده به نظر بیایند؛ اما حقیقتی است که هر بذری در ذهنم کاشتهام، فارغ از اینکه چند سال از آن گذشته باشد؛ باید بهای آن را بپردازم و هیچکس جز شخص خودم مسئول آن نیست و تنها خودم میتوانم دوباره بذر عشق و محبت بکارم تا گلستانی برداشت کنم و به صلح و آرامش برسم.
نویسنده: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر اعظم(لژیون ششم)
ویرایش: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم) دبیر سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ستارخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
43