هشتمین جلسه از دوره چهل و سوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی صالحی تهرانپارس، به استادی مسافر امیر، نگهبانی مسافر یوسف و دبیری مسافر امید با دستور جلسه " وادی سوم و تاثیر آن روی من " در روز دوشنبه 4 خرداد ماه 1405 ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، امیر هستم یک مسافر. خداوند را شاکرم که این فرصت را به من داد تا بتوانم این جایگاه را تجربه کنم. تشکر ویژهای دارم از راهنمای خوبم، آقا بهروز؛ کسی که به معنای واقعی کلمه، «زنده» را از درون «مرده» من بیرون کشید. ایشان در بزنگاههای مهم مسیر سفر اولم، مانند یک مربی کاربلد، با انتخابها و مسیری که پیش پایم گذاشت، ورق بازی را به نفع من برگرداند. خودشان میدانند چه کار بزرگی برای من انجام دادند. تشکر زبانی کافی نیست و تشکر عملی زمانی محقق میشود که در مسیر کنگره باقی بمانم و خدمت کنم.
در مورد دستور جلسهٔ امروز، یعنی «وادی سوم» که می گوید: باید دانست که هیچ موجودی به میزان خودِ انسان به خویشتنِ خویش فکر نمیکند، دربارهٔ تأثیرش بر روی خودم صحبت نمیکنم؛ چرا که « آنچه عیان است، چه حاجت به بیان است »؛ کنگره ۶۰ یک انسان مرده را زنده کرد.نکتهای که از وادی سوم برداشت کردم، استفاده از کلمه «باید» است.
این کلمه برای اولین بار بعد از وادی اول و دوم در این وادی آمده است. شاید برای یک سفر اولی این سؤال پیش بیاید که چرا از واژه «باید» استفاده شده؟ آیا این یک اجبار است؟ باید بگویم قطعاً خیر؛ «باید» در اینجا به معنای قوانین است.وقتی این سیدی را بعد از گذراندن دو وادی قبل گوش میدهم، متوجه میشوم که دنیای دیگری وجود دارد. اگر بخواهی وارد مرحلهٔ جدیدی از زندگی شوی، بایدها یا همان قوانینی وجود دارد که عمل به آنها ضروری است.
در دوران مصرف هم ما پیرو قوانینی بودیم؛ مثلاً قانونِ «هر طور شده مواد را تهیه کن» یا «به هر قیمتی پول مواد را جور کن». در آن دوران، ما نه تنها مصرفکنندهٔ مواد مخدر، قرص و سیگار، بلکه مصرفکنندهٔ انرژی اطرافیان، محبت پدر و مادر، دوستان، همسر و فرزندان بودیم و از همه نیز طلبکار بودیم. این قانونی بود که شیطان به ما دیکته کرده بود و با همان قانون به بنبست رسیدیم.حالا که در کنگره ۶۰ مسیر جدیدی به ما معرفی شده است، مگر میشود سیستم خلقت که به قول آقای مهندس مسخرهبازی نیست، قانون نداشته باشد؟ اگر مسیر منفی قانون دارد، قطعاً مسیر مثبت هم قوانین خاص خود را دارد و باید رعایت شود.در وادی سوم، کارگردان اصلی، خداوند است که همه چیز را چیدمان میکند.

اگر بخواهم بصورت درصدی بگویم، شاید ۸۰ درصد مسیر توسط سیستم چیده شده باشد؛ اما تا منِ انسان حرکت نکنم و مسیر خودم را پیدا نکنم، حتی آن ۱۵ یا ۲۰ درصد اختیار خودم را هم نمیتوانم ببینم. خیلی از داشتهها مثل سلامتی و خانواده، همیشه در زندگی من بودند، اما چون در مسیر درست نبودم، آنها را نمیدیدم.
مثلاً تا پنج ماه از سفرم نگذشته بود، متوجه نشدم که برادرزادهام چه کودک دوستداشتنی و با نمکی است. این به خاطر فعال کردن همان ۱۵ درصد اختیار خودم بود که باعث شد تغییر کنم و زیباییهای زندگی را ببینم.در نهایت، خداوند نویسندگی و کارگردانی زندگی را بر عهده دارد و من بازیگر آن هستم.
بازیگری در زندگی، درست مثل بداههگویی در سینماست که برای مخاطب جذابتر است. کنگره ۶۰ به من میآموزد که در «حال» زندگی کنم، درست حرکت کنم و دیگران را ببینم و دوست داشته باشم. کسی که در سفر اول حرکت میکند، کمکم گرههایش باز میشود و به حال خوش میرسد.این وادی به ما نمیگوید که «همه چیز با توست و خدای خودت هستی»، بلکه میگوید باید حرکت کنی تا آن ۱۰ یا ۱۵ درصد اختیار خود را به کار بگیری؛ چون تا تو حرکت نکنی، لطف خداوند را هم نمیتوانی ببینی. خیلی ممنون که به صحبت های من گوش دادید.
تایپ و ویرایش: مسافر مهیار لژیون دوم
عکس: مسافر مهیار لژیون دوم
بارگزاری خبر: مسافر جواد لژیون یکم
مرزبان خبری: مسافر کیانوش
مرزبان کشیک: مسافر وحید
خرداد ماه 1405 شعبه صالحی (تهرانپارس)
- تعداد بازدید از این مطلب :
172