جلسه اول از دوره هجدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی جواد گلپایگان به استادی اسیستانت همسفر مرجان، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر زهره با دستور جلسه «وادی سوم (باید دانست هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.) و تأثیر آن روی من» روز یکشنبه ۳ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خداوند بزرگ را شاکر و سپاسگزارم که امروز توفیق و اجازه داد که در خدمت شما همسفران و خدمتگزاران بسیار خوب نمایندگی جواد گلپایگان باشم. آخرین دیدار ما در روز ۳ اسفندماه ۱۴۰۴ بود. خدا را شکر میکنم که مجدداً جلسات برقرار شد و میتوانیم دوباره در کنار هم حضور داشته باشیم و آموزش بگیریم؛ درحالیکه تمام ما به این آموزشها نیاز داریم.
دستور جلسه وادی سوم است که میگوید: «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.» در متن وادی یک سری نکاتی نوشته شده که من سعی میکنم با اشاره به آنها، صحبتها را انجام بدهم. میخواهم این را بگویم مطالبی که من در کنگره۶۰ یاد گرفتهام و تجربهای که در این مکان کسب کردهام باعث شد هر لحظهای که مسئله یا مشکلی برای من پیش میآمد و وجود آن مشکل باعث میشود حس بدی پیدا کنم، ناامید شوم و دنبال مقصرین در این مقوله بگردم؛ باید آن لحظه این کار را انجام بدهم؛ یعنی باید از خودم بپرسم قطعاً در گذشته کارهایی انجام دادهام که امروز در این نقطه قرار گرفتهام، حالا چه کاری انجام دادهام؟
اگر فقط بتوانم به این سؤال بسیار کوتاه جواب بدهم و به گذشته خودم برگردم از زمانی که یادم میآید تمام کارهایی را که انجام دادهام، افکاری که وارد ذهنم شد و از ذهنم گذشت، تمام عکسالعملهایی که در مقابل آدمها در موقعیتهای مختلف انجام دادم، عملکردی که در طول سالهای عمرم داشتم همه اینها را کاملاً برای خودم باز کنم؛ حتی میتوانم یادداشت کنم و روی دایره بریزم، بعد متوجه میشوم چندان هم در اتفاقاتی که امروز شاهدش هستم بیتقصیر نبودهام. یک کاری انجام دادهام یا در مکانی حرکتی، سخنی و نگاهی کردهام که باعث شده امروز آثار آن اعمالم را ببینم.
الآن وادی سوم به من چه میگوید؟ در وادی اول و دوم درباره تفکر بود و این موضوع که ما به هیچ نیستیم صحبت کردیم، حالا به وادی سوم رسیدهایم؛ البته ناگفته نماند این وادیها برای خروج از تاریکیها برای من همسفر است نه اینکه فکر کنم مسافر من فقط باید این قضیه را یاد بگیرد. اگر افرادی در جلسه حضور دارند که جلسات اول آنهاست و خیلی اطلاعاتی ندارند در مورد 14 وادی صحبت میکنیم که تنها به ما کمک میکند و ابزار بسیار قوی هستند؛ برای اینکه از تاریکی خارج شویم. از این مطالبی که گفتیم و این نقشهایی که بازی کردیم یا اتفاقاتی افتاد و این ویژگیهایی که هر کدام از ابتدا داشتیم و ما را به این نقطه رسانده است، الآن باید چه کار کنم؟ باید بدانم هیچ کس مثل خود من نمیتواند کاری برای تغییر وضعیت موجود انجام دهد. اگر من فکر کنم مسافرم باید یک حرکتی انجام دهد تا این اتفاق به شکل خوبی از کار در بیاید کاملاً در اشتباه هستم؛ باید در نظر داشته باشیم هر کس نفس مخصوص به خودش را دارد، نفس من با نفس فاطمه، زهرا و نفس مریم هر 3 یک مسیر متفاوتی را دارند و باید مسیر متفاوتی را برای کامل شدن طی کنند.
مهندس حسین دژاکام در فایلهای صوتی اخیر مخصوصاً در فایل صوتی «روح ۴۰۵» بیان کردند که به چه شکلی یک نفس میتواند کامل شود تا به تکامل برسد. اگر نفس مسافر سر به راه شود، نفس من سر به راه نمیشود؛ درواقع نفس خودش سر به راه میشود. نفس من خواستههای متفاوتی دارد و مسیر متفاوتی را باید طی کند. من در کنار مسافرم هستم برای اینکه نفسم رشد کند. من میتوانم به مسافرم کمک کنم؛ اما به شرط اینکه امواج تغییرات در من، به او کمک کند نه اینکه خودم دست به کار شوم برای اینکه برای او کاری کنم. حواسمان باید به این موضوع باشد. از همه مهمتر اینکه باید بستر وجودی خودم، زمین وجود خودم را باز نگه دارم تا آن چیزی را که میخواهم کائنات درونش قرار بدهد؛ اما شرط لازم آن این است که تلاش کنم.
مهندس حسین دژاکام در فایلهای صوتی اخیر میفرمایند: «چیزی که میخواهی به تو داده شود؛ باید برای آن تلاش کنی. برنده کسی است که مقاومت کند و از خود استقامت به خرج بدهد.» آن وقت است که طبق ضربالمثل قدیمی که میگویند به کسی میدهند که کس باشد پیراهن تنش اطلس باشد. به همه کس هر چیزی را که میخواهد نمیدهند. به هر کس به فراخور تلاش و حرکتی که در این مسیر انجام میدهد داده میشود. کاری مخصوص به خودش را انجام میدهد که برای رشد و اصلاح خودش باشد. آن وقت به خواستهای که میخواهد میرسد. امیدوارم از این جملات بسیار زیبا و سادهای که در وادی سوم در موردش صحبت شده است استفاده کنیم؛ زیرا جمله به جملهاش به ما کمک میکند.
در وادی بیان شده که اگر ما الآن اینجا هستیم، بهخاطر کارهایی است که در گذشته انجام دادهایم، اصلاً بسیاری از آنها را خودمان به خاطر نمیآوریم.» بنشینیم کلاه خودمان را قاضی کنیم ببینیم چه کار کردهایم؟ آیا من مرجان غیبت نکردهام؟ دروغ نگفتهام؟ آیا همه کارهایم قشنگ و روی خط بوده است؟ نمره 20 دارم، حالا انتظار دارم تمام افرادی که اطراف من هستند نمره 20 داشته باشند و با من به عدالت برخورد کنند؛ چنین قضیهای قطعاً برای من نیست. امیدوارم همه بتوانیم با استفاده از تمام نکات و نقاط بسیار مهم و روشنی که برای خروج از تاریکیها به خودمان داده میشود اقدام کنیم. هر لحظه به سرعت میگذرد و باید تلاش کنیم تا زمان داریم تمام آن کاری که از دستمان برمیآید در جهت رشد و تکامل نفسم خود انجام بدهیم.
در ادامه جلسه امروز مراسم پیمان و اهدای شال مرزبانی و تقدیر از مرزبانان سابق در کارگاه آموزشی خصوصی همسفران با حضور اسیستانت همسفر مرجان، ایجنت نمایندگی همسفر مریم و مرزبانان سابق نمایندگی همسفر معصومه و همسفر نیره و مرزبانان جدید همسفر فاطمه و همسفر زینب برگزار شد. ضمن عرض خداقوت به مرزبانان دوره قبل، برای همسفران فاطمه و زینب در خدمت جدید مسیری همواره و خدمتی عاشقانه و خالصانه را آرزومندیم.
.jpg)
(1).jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر فاطمه و مسافر امیر
تایپیست: راهنمای تازهواردین همسفر مهدیه
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هشتم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر فاطمه
همسفران نمایندگی جواد گلپایگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
346