یکمین جلسه از دور چهلم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی شمس روزهای چهارشنبه به استادی مسافر محترم محمد حیدر ، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر جمشید با دستورجلسه «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره 60 من چه کردهام؟» در تاریخ 30 اردیبهشت 1405 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:

خداراشکر میکنم که در جمع شما هستم از گروه مرزبانی و ایجنت عزیز تشکر میکنم از نگهبان و نگهبان سردار که اجازه دادند من در این جایگاه خدمت کنم. درکنگره وقتی شخصی وارد میشود فکر میکند کنگره جایی برای درمان انسان است ولی موضوع فراتر از این است، اول آدم فکر میکند که یک درمان ساده است و تمام میشود ولی اصلا اینجوری نیست از سفر، دو الی پنج ماه که میگذرد تازه میفهمی کجا آمدی؟ چه چیزی یاد میگیری؟ سفر جزئی از آن است که میبینی، تعریفش برای کسی که توی خط باشد خیلی فرق میکند، اینجا روش درست زندگی کردن را یاد میگیری، من قبلا ایمانم را داشتم، بخشش و خدایم را داشتم فقط چیزی که در کتاب بود را میدانستم چیست؟ اما اینجا با تمام وجودم همهچیز را درک کردم که برای چی اصلا نماز میخوانم؟ برای چی روزه میگیرم؟ برای چی محبت میکنم؟ برای چی بخشش میکنم؟ الان تازه با مرور زمان و هر بار تکرار، یاد میگیرم که چطوری است؟ کنگره برای شخص خاصی نیست، برای همه ماست، ما یک خانواده هستیم و برای رشد این خانواده همه باید دستبهدست هم بدهیم که هرکسی در هر جایگاهی که هست بتواند خدمت کند، جه بهصورت مالی یا لبخندی ساده به مسافری که تازه آمده است، به نظر من بامحبت صحبت کردن این خودش کمک کردن به کنگره 60 است، با خود فکر میکردم این درمان را آقای مهندس میتوانست، ازآن جهت که کنگره60 یک مجموعه خوبی است، بیزینس داشته باشد اما این کار را نکرد و این را به ما بخشید و الان ما همه داریم از آن استفاده میکنیم و آخر این بخشش هم بهجایی میرسد که ازنظر مالی لذت خیلی بیشتری دارد و شاید با پول قابل مقایسه نباشد و این راه را برای ما باز گذاشته و توصیه کرده است که شما هم درمان میشوید، پس در این خط باشید و حرکت کنید به جایگاهی میرسید که بتوانید به عشق و بخشندگی برسید.

تایپ و ارسال به سایت: مسافر محمود، لژیون چهارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
48