English Version
This Site Is Available In English

حل مشکلات

حل مشکلات

دومین جلسه از دور نهم کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ بروجن با استادی مسافر منوچهر،نگهبانی مسافر رجبعلی و دبیری مسافر مهران با دستور جلسه (وادی سوم و تاثیر آن روی من) روز یکشنبه مورخ03 خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان منوچهر هستم مسافر.


از آقامحمد تقدیر و تشکر می‌کنم که استادی جلسه را به من واگذار کردند تا آموزش بگیرم. امروز دستور جلسه وادی سوم است، وادی سوم (باید دانست که هیچ موجودی به‌اندازه‌ی خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند) یعنی من برای شروع اول باید خودم شروع کنم، ولی قبلاً اصلاً خودم شروع نمی‌کردم، فکر می‌کردم که  همیشه یک نفر باید من را راهنمایی کند، یک نفر با من باشد تا من این کار را بکنم، یعنی تقصیر را بیشتر گردن دیگران می‌انداختم، می‌گفتم اگر مواد نبود من نمی‌کشیدم، اگر پدر و مادرم فلان نمی‌کردن من خودم مقصر نبودم، و اکثر تقصیرات را گردن دیگران می‌انداختم و خودم را بی‌گناه جلوه می‌دادم، حالا این وادی می‌گوید که در این وادی آغاز تازه‌ای وجود دارد، آغاز را باید چه کسی انجام دهد؟ من باید شروع کنم، این وادی می‌گوید بیشتر مسئولیت گردن خود من است که من چطور می‌خواهم این را ادامه بدهم، شاید در این راه پیچ و خم‌های زیادی باشد. زمانی‌که ما به کنگره آمدیم نیروهای منفی بیشتر به سراغ ما می‌آید مخصوصاً سفر دوم، خودم به تجربه خودم را می‌گویم طوری می‌آمد که اصلاً فکر نمی‌کردی که این نیروی منفی دارد تو را از راه به‌در می‌کند. راهنما راه را نشان می‌دهد ولی تصمیم گیرنده نهایی خودت هستی، یعنی اگر خودت نتوانی تصمیم بگیری و روی پای خودت نایستی بعداً به مشکل بر می‌خوری. در این وادی یاد می‌گیریم در زندگی و حل مشکلات بالاترین نقش برعهده‌ی خود ما ما است، خود من وقتی سفر می‌کردم مشکلاتی پیش می‌آمد که مانع رهایی شود، ولی چون در جاهای دیگر رفته بودم و رها نشده بودم ولی در کنگره وقتی بچه‌های ۸ تا ۹ سال اعلام رهایی می‌کردند خوشحال می‌شدم، برای همین راه همه را خودم انتخاب کردم، با سختی هم می‌آمدم چون وسیله نداشتم، به من گفته بودند که کنگره هست برای ترک کردند ولی هیچ کس که من را نمی‌برد، این وادی به من گفت که باید خودت شروع کنی وگرنه به مشکل بر می‌خوری، نیروهای تخریبی و بازدارنده همیشه دوباره جلوی من هستند. همسفر و ورزش دو بال پرواز مسافر هستند، چون همسفرم می‌آمد و ما مشکلاتی قبلاً در خانه داشتیم یک‌بار نمی‌شد بگذاریم کنار و نیرو های منفی رفته بود سراغش و می‌گفت من به‌خاطر تو می‌آیم کنگره، چون می‌گفت به خاطره تو می‌آیم کنگره دوباره جهل و نادانی می‌آمد سراغم و زده می‌شدم و من می‌گفتم اگر به‌خاطر من است نمی‌خواهم بیایی و من دوباره آمدم و این راه را تجربه کردم. وادی اول گفت تفکر کن و من تفکر کردم و بعدش این چهارده وادی یکی‌یکی به‌هم ربط دارد، یعنی وادی چهارده که می‌گوید عشق، دوباره با تفکر شروع می‌شود. جمله‌ی آخرم که کل سی دی ها و وادی‌ها که می‌خوانی همه به‌هم ربط دارند و ربطش این است که من بی‌سواد یا یک استاد، دانشمند و یا دکترا و یا مهندس طوری توضیح داد که همه می‌دانیم، سعی کنیم مشکلات را گردن دیگران نیندازیم، من خودم مشکلات را گردن دیگران می انداختم و اوایل سی‌دی نمی‌نوشتم و می‌گفتم نمی‌رسم و این یک مشکلی بود که نیروهای منفی برای من درست کرده بود، وگرنه من می‌رسیدم، نیروهای منفی به زیباترین شکل می‌آید و زیباترین شکلش این بود که من داشتم کنگره می‌رفتم ولی زمان قدیم و تاریکی ام را هم نمی‌خواستم رها کنم، ولی آرام‌آرام با فکر و اندیشه که در سی دی ها یاد گرفتم فهمیدم که تنها جایی که می‌تواند منوچهر را از تاریکی‌ها به روشنایی‌ها هدایت کند همین‌جا است.
ممنون که به صحبت‌هایم گوش کردید

تایپ: مسافر روح الله (لژیون یکم)
عکاس: مسافر ابوذر (لژیون یکم)
ویرایش،ارسال و تنظیم خبر: مسافر کرامت (مسئول سایت)
مرزبان خبری: مسافر مصطفی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .