مشارکت همسفر زهره.(ص):
وادی سوم میگوید: باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند. در وادی اول یاد گرفتیم که باید تفکر کنیم و برای زندگی خود برنامهریزی کنیم، وادی دوم میگوید که هیچ موجودی بیهوده خلق نشده، وادی سوم با کلمه باید شروع میشود، یعنی ما باید حتماً این را بدانیم که هیچ موجودی به اندازه انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند. یک ضربالمثل هم است که میگوید همسایهها یاری کنید، بیانگر همین است که این افراد به خودشان اعتقادی ندارند فکر و اندیشه آنها طوری است که فکر میکنند بلد نیستند و دیگران باید به کمک این افراد بیایند و کارهایشان را انجام دهند در صورتی که این دست خود طرف است که باید تفکر و اندیشه خود را عوض کند و خودش مسئولیت کارهای خودش را برعهده بگیرد.
وادی سوم یک آغاز است که ما را به سلامتی و آسایش و آرامش میرساند و با نگاه کردن به طبیعت به ابعاد گستردهای میرسیم تا کلید مسیر اصلی را بیابیم و راه خودمان را پیدا کنیم و خودمان دنبال کار و راه حل مشکل باشیم اگر با هزاران نفر هم باشید فقط خودت میتوانی راه و کلید مشکلات را پیدا کنی و باید بیشترین تفکر و کوشش را برای حل مشکل بنماییم و کمک و همدردی دیگران را هم نمیشود نادیده گرفت باید روی پای خود بایستیم و روی خودمان حساب کنیم تا به نتیجه برسیم و امید داشته باشیم و مثبت نگاه کنیم و از خداوند تشکر کنیم و از عقل کمک بگیریم و آرام و بدون درگیری پیش بریم و مشکلاتی را که طی سالها برای خود بوجود آوردهایم ذرهذره حل کنیم و از نظر مشورتی سایر افراد صالح کمک بگیریم؛ ولی در نهایت تصمیم نهایی را خودمان بگیریم.
مشارکت همسفر فاطمه.(ح):
وادی سوم و تأثیر آن روی من.... باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند ما با شروع زندگی در این وادی برای خود آغازی تازه داریم، آغازی که ما را به سلامتی، صلح و آرامش و آسایش برساند. امیدوار هستیم که شما هم با نگاه کردن به طبیعت به ابعاد گستردهای برسید و چون اصوات موسیقی در جهان خود بدرخشید و خود کلید مسیر اصلی راه خود را بیابید ما نیک میدانیم که انسان اگر خود جستجو نکند؛ حتی اگر با همه کاوشگران ماهر نیز همنشین باشد به موضوع واقعی نمیرسد در وادی سوم در ابتدا میگوید: شروع این زندگی در این وادی؛ یعنی اینکه من هر وادی را فراتر از خواندن، صحبت کردن و نوشتن باید به مرحله عمل برسانم و آن را زندگی کنم.
در این وادی همـواره آغازها مدیون اولینها هستند؛ یعنی اولین تجربه برای انسان اثرگذارترین رویدادی است که پرورشگاه خودآگاه او را احداث میکند و طبق آن اطلاعات و انگیزه درونی آن شکل میگیرد و سوخت طی مسیر او میشود مثل اولین روز مدرسه اولین روز ازدواج، اولین روز مصرف و اولین روز ورود به کنگره ۶۰ و ... این زیر بنای حرکت او به سمت آرامش، صلح و آسایش میشود. در این وادی متوجه شدم مشکل من درونی است؛ پس حل آن هم درونی است چون من هم اشراف بیشتری به درون خود دارم و هم از خواستهها و کمبودهایم بهطور کامل آگاهم، پس در نتیجه حل بر عهده شخص شخیص خودم میباشد.
دردها و رنجهای من نشاندهنده مقداری از ناخالصیهایی در شهر وجودی من هستند، فقدان عناصری در جسم و فقدان کیفیتهای الهی مانند: صبر، بخشش، محبت، عشق، صداقت در جهانبینی را من در این وادی میآموزم. خیره شدن به کلید طلایی و باز نکردن درب گنجینه یک کار احمقانه است آموختن ابزارها و داشتن آموزشهای کنگره و استفاده نکردن از آنها یعنی همان روال قبلی زندگی من همواره باید از این کلید کنگره ۶۰ بهرهبرداری مثبت نموده و آنچه میآموزم را در جهت عبور از خود به سمت قدرت مطلق در اختیار دیگران قرار دهم. من آموختم انگشت اشاره را از خداوند و دیگران بردارم تا بتوانم گرههای کور پازل زندگیام که همان کارهای عقبافتاده هستند را باز کنم.
در انتها به یاد داشته باشم که تاریکیها وجود خارجی ندارند و این لفظی است که در مورد فقدان کامل نور بکار برده میشود در نتیجه من نمیتوانم تاریکی را از خود به بیرون پرتاب کنم و صرفاً من باید روزنههای نور را پیدا کنم تا تاریکیها محو شوند و این ممکن نیست مگر عشق بلاشرط و بی چشم داشت در تمام اعمال خود و توجه به یکپارچه ساختن روح، روان، جسم و احساسم در مورد هر کاری؛ در نتیجه آن عمل توسط نیروی درونی من انجام میپذیرد و تماماً تأثیرگذار و اثربخش خواهد بود در آخر ضمن سپاس گذاری از آفریدگار خود این بیت شعر را عرضه میکنم.
تــو از خــــواری هــمـــی نالی نــمــیبینــی عنــایـــتهــا
مــخــواه از حــق عنــایـــتها یــــا کــم کن شکایـــت ها
مشارکت همسفر هدی:
وادی سوم: باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند وادی سوم به ما میگوید که فقط خودمان هستیم که به خودمان کمک میکنیم و نباید انتظاری از دیگران داشته باشیم به جای اینکه دنبال مقصر باشیم باید دنبال راه چاره برای حل مشکلات باشیم باید نیروهای منفی را بشناسیم و از سر راه برداریم اگر ما امروز با انواع مشکلات سر و کله میزنیم به دلیل اشتباهات خودمان در گذشته است. برداشتی که من از این وادی داشتم این بود که برای هیچ کس مهم نیست که ما چکار میکنیم، چه مشکلاتی داریم.
خودمان باید به خودمان کمک کنیم و درگیر حضور یا عدم حضور دیگران در مواجهه با مشکلات نباشیم در حال حاضر من اول راه هستم و تمام تلاش خود را میکنم که تبدیل به انسان بهتری شوم اعتیاد مسافر من به من آسیبهای خیلی زیادی زد و باید تلاش کنم تا این آسیبها در درون من حل شود هیچکس جز خودم و مسافرم نمیتواند به ما کمک کند به این باور رسیدم که تغییر باید از خودم شروع شود تا بتوانم دنیای اطراف را تغییر دهم راه بسیار طولانی در پیش دارم همانطوری که در نوشتار مربوط به سفر اول میگوید همسفر تو بر مرکبی نشستهای که گرچه دیر به مقصد میرسی؛ اما سالم و کامیاب خواهی رسید امیدوارم همه ما با موفقیت و کامیابی به مقصد برسیم.
مشارکت همسفر زینب:
این جمله ساده؛ اما بسیار عمیق، حقیقتی تلخ و شیرین درباره زندگی ما است وقتی به اطرافمان نگاه میکنیم میبینیم که همه آدمها حتی نزدیکترین دوستان و عزیزان در نهایت در دنیای خودشان زندگی میکنند. آنها دغدغههای خودشان، ترسها، آرزوها و مشکلاتشان را دارند. وقتی من غمگین هستم آنها ممکن است واقعاً نگران من باشند و سعی کنند کمک کنند، اما نمیتوانند دقیقاً حس من را تجربه کنند. آنها نمیتوانند جای من فکر کنند جای من تصمیم بگیرند یا بار سنگین افکار مرا به دوش بکشند این موضوع به معنای بیتوجهی یا بدخواهی دیگران نیست همه ما انسانهایی معمولی هستیم که هر کدام درگیر زندگی خودمان هستیم. ما هر روز صبح بیدار میشویم و با افکار خودمان شروع میکنیم نگران کارمان، خانوادهمان، سلامتیمان و آیندهی خودمان هستیم. طبیعی است که تمرکز اصلی ما روی خودمان باشد این یک قانون زندگی است.
وقتی آقای مهندس میگویند: «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند» منظور این است که مسئولیت خوشبختی، آرامش و سرنوشت ما کاملاً در دستان خود ما است. ما نمیتوانیم منتظر بمانیم که کسی بیاید و زندگیمان را نجات دهد یا ما را خوشحال کند، اگر منتظر باشیم تا دیگران به فکر ما باشند شاید همیشه ناامید بمانیم. این حقیقت، در عین حال که ممکن است کمی ترسناک به نظر برسد در واقع یک قدرت بزرگ به ما میدهد؛ یعنی ما آزادیم، ما میتوانیم تصمیم بگیریم که چه کسی باشیم، چه مسیری را برویم و چه نوع زندگیای بسازیم. هیچکس نمیتواند به جای ما این کار را بکند ما تنها کسی هستیم که میتوانیم رویاهایمان را دنبال کنیم اشتباهاتمان را جبران کنیم و از دل مشکلات بیرون بیاییم.
پذیرفتن اینکه مسئولیت تمام لحظات زندگی از دیروز تا فردا، تماماً بر دوش خودمان است و بزرگترین قدم برای رشد ما است خیلیها اشتباه میکنند و گذشته را مقصر میدانند، اما واقعیت این است که گذشته فقط یک درس است نه یک زندان. من هرگز نمیتوانم اتفاقات دیروز را تغییر دهم، اما کاملاً اختیار دارم که امروز با آن چه واکنشی نشان دهم و چه درسی بگیرم. در حال هم همینطور است هر تصمیمی که الان میگیریم، هر کلمهای که میگوییم و هر کاری که انجام میدهیم مستقیماً سرنوشتمان را میسازد. سرزنش کردن دیگران یا شرایط فقط وقت ما را هدر میدهد و قدرت ما را میگیرند.
مشارکت همسفر مهلا:
ای نسخه اسرار الهی که تویی
ای آینه جمال شاهی که تویی
بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست
از خود بطلب آنچه خواهی که تویی
در این وادی آموختم که مسئولیت زندگی و کارها و مشکلات خود را باید بپذیرم و از آنها درس بگیرم و در مسیر زندگی به خود متکی باشم و توقع خود از دیگران را به صفر برسانم که این خود سر آغاز رسیدن به نقطه آرامش است. آموختم که هر شخص خود مسئول اعمال و رفتارش است و نباید مسئولیت اعمالم را به گردن دیگران بیندازم چرا که اگر ردپای دزد آرامش و سعادت را دنبال کنیم سر انجام به خودمان خواهیم رسید که در انتهای هر مفهوم نشستهایم و همهی چیزهای تلنبارِ مربوط و نامربوط را زیر و رو میکنیم، اگر خود برای حل مسائل تلاش ننمایم هرگز به آن موضع دست نخواهم یافت، حتی اگر تمامی کاوشگران و خبرهترین راهنمایان را کنارم داشته باشم در نهایت این من (خویشتن) هستم که باید دست به عمل بزنم زیرا که در این مسیر بالاترین نقش به عهده خود ما است.
برای خروج از مشکلات و رسیدن به ساحل آرامش بایستی عمیقاً به خود نگریست و از شناخت تواناییهای خود غافل نشد و نیروهای بازدارنده و مخرب را به خوبی بشناسیم چه بسا در بسیاری مواقع آن نیروهای بازدارنده به زیبایی هر چه تمامتر نقش خود را ایفا کرده است تا ما را از رسیدن به مقصد باز دارند و یأس و ناامیدی را به جان و روح آدمی میافکنند و از من مهلا ویرانهای سازند و بر بالای شاهکار خلق شده است به رقص و پایکوبی بپردازند در این لحظه است که باید خود را مجهز به سلاح عشق، عقل و ایمان نمود و دست به زانوهای خویش گرفته و برای رهایی از باتلاق پیش آمده تلاش نموده و هرگز منتظر نباشیم تا کسی برای رهایی و کمک به ما پیش قدم شود، چرا که آن روز هرگز نخواهد آمد و تنها ناجی من خود من هستم
مشارکت همسفر فاطمه.(گ):
بایستی دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند. وادی سوم با کلمه باید شروع میشود که باید این را بدانیم که هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خودش فکر نمیکند. این وادی به من یاد داد که مسئولیت زندگی و کارها و مشکلات خودم را خودم بپذیرم؛ اشتباهات خودم را با جان و دل بپذیرم و با سختیها مبارزه کنم. در کنگره ۶۰ آموزشها با وادیها نیز آمیخته است. ۱۴ وادی که به ما راه و روش و فنون زندگی را آموزش میدهند. اگر بخواهیم از این ۱۴ وادی بگذریم و با قوانین زندگی آشنا شویم، به نظر من ۳ وادی اول، پایه و اساس ۱۴ وادی عشق هستند که اگر هر رهجویی این ۳ وادی را بهطور کامل درک کند به راحتی می تواند تا وادی محبت پیش برود.
وادی اول به ما میگوید تفکر کن، البته نه به هر چیزی. آموزش میدهد که هر چیزی ارزش تفکر را ندارد به ما میگوید تابلوی زندگیت را زیبا نقاشی کن و این تابلو زمانی زیبا میشود که تفکر ما زیبا باشد و وادی دوم میگوید که بیهوده نیستیم. برای مأموریتی پا به هستی گذاشتهایم. به ما میگوید که برای انجام کاری به این دنیا آمدهایم که اگر آن را انجام ندهیم، هیچ کاری نکردهایم. کار و مأموریتی که فقط مخصوص خود ما است، شاید در زندگی کارهای خوب بسیاری انجام بدهیم؛ ولی اگر انجام این کارها باعث نشد که حالمان خوب باشد بدانیم که آن عمل و فعل، کار ما نبوده است و بیهوده تلاش کردهایم.
وادی سوم نیز به ما میگوید که باید بدانیم و یقین داشته باشیم که این فقط خود ما هستیم که میتوانیم به خودمان کمک کنیم و انتظاری از دیگران نداشته باشیم. در زندگی با مشکلات و سختیهای فراوانی روبرو شدهایم سختیهایی که در بوجود آمدن بعضی از آنها خودمان مقصر بودهایم و در بعضی دیگر هیچ نقشی نداشتهایم به هر حال فرقی نمیکند این زندگی، زندگی ماست و به جای اینکه دائم دیگران را مقصر بدانیم و کاسه چه کنم چه کنم بهدست بگیریم به فکر پیدا کردن راه حلی برای رفع مشکلاتمان باشیم و اگر تصور میکنیم که بنشینیم و منتظر بمانیم که خداوند و یا شخص دیگری از راه برسد و مشکل ما را حل کند فکر بیهودهای است، زیرا این مشکلات متعلق به ماست و حل آنها نیز به عهده ماست.
به گفته آقای مهندس که فرمودند: ما به این دنیا آمدهایم که روش حل مشکلات را بیاموزیم؛ پس باید با تفکر و سعی و تلاش و صبوری و امیدواری برای پیدا کردن کلید مسائل کوشش کنیم. اولین قدم برای حل مشکلات باید شناختی از خودمان داشته باشیم در کنار آن نیز به شناخت نیروهای تخریبی و نیروهای منفی نیز بپردازیم، زیرا تا زمانی که شب و ظلمت را درک نکنیم و شناختی نداشته باشیم نمیتوانیم از آن گذر کنیم و به نور و روشنایی برسیم. وادی سوم به ما میگوید که نیروهای تخریبی همیشه به زیباترین شکل ظاهر میشوند اگر ما در ابتدا اقدام به شناخت این نیروها کنیم و در کنار آن خودمان را بشناسیم میتوانیم از این گذرگاه بگذریم و در کنار آن مسئولیت تمام کارهایی را که انجام دادهایم را نیز بر عهده بگیریم و دیگران را مقصر ندانیم.
در آخر با آموزشهایی که در کنگره میگیریم قدرت تشخیص خودمان را بالا ببریم و به دانایی مؤثر دست پیدا کنیم و با یاری خداوند و نیروهای الهی برای حل مشکلات و سختیهای زندگی خودمان اقدام کنیم، زیرا سختیهایی را که در زندگی داشته و داریم را کسی برایمان نیاورده است که در حل آن درمانده باشیم و منتظر باشیم که دیگران در حل آن کاری انجام بدهند، بلکه این خود ما بودهایم که با تفکرات غلط و بیراهه رفتن و عدم اجرای فرامین باعث بروز تاریکیها در زندگیمان شدهایم، پس در نتیجه این خود ما هستیم که میتوانیم آنرا حل کنیم زیرا وقتی وادی سوم میگوید بایستی بدانیم، یعنی اینکه تأکید دارد بر قاطعیت این قانون. قانونی که دنیا بر آن استوار است و انسان نیز باید بداند که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.
ویراستاری و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهره لژیون پنجم (دبیر اول سایت)
همسفران نمایندگی کریمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
78