English Version
This Site Is Available In English

خدارا شکر می‌کنیم به کنگره وصل هستیم

خدارا شکر می‌کنیم به کنگره وصل هستیم

سیزدهمین جلسه از دوره شانزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی‌ گرگان به استادی راهنما همسفر سحر، نگهبانی همسفر زهره و دبیری همسفر فاطمه با دستور‌جلسه‌ی وادی سوم می‌گوید؛ هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند》 روز یکشنبه ۳خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

وادی سوم می‌گوید هیچ موجودی به میزان خودِ انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند؛ وقتی من می‌خواستم در مورد این موضوع مشارکت کنم یاد گذشته خود افتادم آن روزهایی که آرزوی مرگ می‌کردم شاید به خودکشی فکر می‌کردم و در ذهن خود مرور می‌کردم چرا حال من خوب نمی شود؟ همیشه در خانه می‌نشستم، گریه می‌کردم و منتظر بودم یکی بیاید و حال من را خوب کند، انتظار داشتم خانواده‌ خودِ من یا مسافرم مشکل ما را حل کنند و این موضوع را وظیفه آن ها می‌دانستم و این‌که چرا هیچ کسی به داد من نمی‌رسد؛ ولی هنگامی که وارد کنگره شدم ذره ذره با آموزش ها متوجه شدم تنها کسی؛ که حال من را خوب می‌کند فقط خود من هستم؛ اگر همسری دارم؛ که من را اذیت می‌کند در واقع برای این است که من قوی‌‌تر شوم و رشد کنم و یا اگر فرزندان من اذیت می‌کنند در واقع خداوند آن‌ها را در مسیر من قرار داده؛ که رشد کنم. در کنگره آموزش گرفتم؛ که درختان ایستاده می‌میرند یعنی چه؟ یعنی حتی بدترین مشکلات به سرت آمد بایستید و راه حل آن را پیدا کنید، تلاش، تفکر و استقامت کنید تا بالاخره به آن مسیر و هدفی که می‌خواهید برسید و به آن آوارهایی که به سرت آمده ، دوباره از اول شروع کنید؛ اگر امروز در زندگی سختی دارید، دو تا حالت بیشتر ندارد: یا آن سختی می‌خواهد ما را رشد بدهد و قوی کند یا تقاص آن بذرهای زهرآگینی که قبلاً کاشتیم را می‌دهیم. در هر دو صورت باز هم ما رشد می کنیم. در این دنیا هیچ چیزی شانسی و اتفاقی نیست من امروز یک لیوان آب به یکی بدهم یک جایی آن یک لیوان نه، چندین لیوان به من بر خواهد گشت. بذر‌هایی که می‌کاریم روزی بارور خواهند شد در قرآن خداوند می گوید اگر به انداره یک دانه بَدی کنید یک دانه بدی می‌نویسند؛ ولی اگر یک دانه خوبی کنید برا شما چندین خوبی می‌نویسند؛ اگر یک لیوان به دست یکی بدهید من چند لیوان جبران می‌کنم. آقای مهندس می‌گوید ما دو جور زندگی داریم: یکی زندگی عقلانی، دیگری زندگی حساب‌گرانه، روزی که آقای مهندس درمان اعتیاد را برای همه باز کردند شاید اطرافیان و‌ خانواده‌اش گفتند که این کار باعث از بین رفتن آبروی خانوادگی ما می‌گردد. در واقع حساب‌گرانه فکر کردند؛ اما آقای مهندس عقلانی فکر کردند و امروز می‌بینم نه این‌که آبروی آن‌ها نرفته بلکه امروزه در میان خلق عزیز هم شده‌اند؛ اگر بخواهم مثالی بزنم از زندگی حساب‌گرانه و عقلانی مثل این میماند که من یک لیوان دارم یک نفر می‌آید و می‌گوید که من لیوان شما را می‌خواهم اگر حساب‌گرانه فکر کنیم، می‌گوییم من همین یک لیوان را دارم؛ اما اگر بخواهیم عقلانی فکر کنیم لیوان را به او می دهیم و با دست آب می‌خوریم و خدا این‌‌جا و خیلی قشنگ جبران می‌کند. و در آخر هم می‌خواهم بگویم که کنگره آن چنگ امیدی است؛ که ما در زندگی داریم و اگر دریای زندگی ما طوفانی شود خدا را شکر می‌کنیم به کنگره وصل هستیم و دل‌ ما خوش است چون می‌دانیم زندگی دوباره آرام می شود و هر کسی که به کنگره وصل باشد قوی‌تر از دریای طوفانی بیرون می‌آید.

در ادامه تقدیر همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر نصیبه:

تایپ: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر نصیبه (لژیون یکم)

ویراستار: همسفر سیده هما رهجوی راهنما همسفر مریم(لژیون دوم)

عکاس: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر مریم(لژیون دوم)

تنظیم و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مریم(لژیون دوم) نگهبان سایت

همسفران نمایندگی گرگان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .