English Version
This Site Is Available In English

من زمانی که تفکر نکردم تبدیل به مصرف‌کننده شدم

من زمانی که تفکر نکردم تبدیل به مصرف‌کننده شدم

جلسه‌ ششم از‌ دوره پنجم کارگاه‌های‌ آموزشی‌ خصوصی کنگره ۶۰‌ نمایندگی ارم، با استادی راهنمای محترم مسافر فرزاد،نگهبانی‌‌ مسافر‌ نصرت الله و دبیری‌ مسافر‌ مجتبی با دستور جلسه «وادی سوم وتاثیر آن روی من» یکشنبه سوم خرداد ماه ۱۴۰۵ساعت ۱۷آغاز به کار کرد

سلام دوستان، فرزاد هستم، یک مسافر.

در خصوص دستور جلسه «وادی سوم؛ باید دانست هیچ موجودی به میزان خویشتن خویش به فکر خود نیست»، ابتدا باید ببینیم این دستور جلسه چه موضوعی را برای ما مطرح می‌کند. در واقع، موضوع را کاملاً روی خودِ انسان متمرکز می‌کند.

قبل از اینکه وادی سوم را درک کنیم، باید از وادی اول و دوم عبور کرده باشیم.

وادی اول می‌گوید: «با تفکر، ساختارها آغاز می‌گردد و بدون تفکر آنچه هست، رو به زوال می‌رود.»

من زمانی که فکر نکردم، تبدیل به یک مصرف‌کننده شدم؛ فکر نکردم و تبدیل به یک انسان ورشکسته شدم. اما زمانی که فکر کردم، فرمان صادر شد و وارد کنگره شدم. حالا سه ماه، شش ماه، یک سال، دو سال یا پنج سال است که سفر یا رهایی دارم و باید از این میزان سفر و دستاورد خود محافظت کنم، زیرا اگر آن را رها کنم و دیگر فکر نکنم، رو به زوال خواهد رفت.

وادی دوم می‌گوید: «هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌نهد، حتی اگر خودش به هیچ فکر کند.»

خداوند در جهان هستی به انسان قدرت اختیار داده است؛ بالاترین قدرت در هستی. شما نگاه کنید: خورشید، ماه، ستارگان و فرشتگان، همگی در مدار و فرمان مشخصی در حال خدمت هستند، اما تنها موجودی که قدرت اختیار دارد، انسان است.

انسان می‌تواند از این توانایی در مسیر درست استفاده کند؛ برای رسیدن به ارزش‌ها، جایگاه، موفقیت، سلامت و تعادل عقل. همچنین می‌تواند در مسیر مخالف نیز حرکت کند؛ به سمت ناامیدی، اعتیاد، ورشکستگی و مشکلات.

خداوند علاوه بر اختیار، ابزارهایی همچون ذهن و نفس را نیز در اختیار انسان قرار داده است. من همین حالا می‌توانم بلند شوم، می‌توانم بنشینم، می‌توانم به حرف راهنمایم گوش بدهم یا می‌توانم هر تصمیم دیگری بگیرم.

در مقابل، نفسی در گرو اعمال ما قرار داده شده است که اگر بخواهیم تغییر کنیم، ذره‌ذره جهان هستی نیز به کمک ما می‌آید. این کمک می‌تواند از طرف راهنما، پدر و مادر، ایجنت، تازه‌وارد یا حتی یک نگهبان نظم باشد.

پس باید درک کنیم که کلید خروج از تاریکی‌ها، وادی‌ها هستند. در مکاتب مختلف، مسیرهای گوناگونی وجود دارد؛ مثلاً در انجمن‌ها ۱۲ قدم مطرح می‌شود یا در عرفان از هفت شهر عشق صحبت می‌شود. اما همه این مسیرها در نهایت به توحید ختم می‌شوند.

در کنگره ۶۰ نیز ۱۴ وادی وجود دارد که در نهایت به عشق ختم می‌شود. راهنمایی که از وقت، کار و زندگی خود می‌گذرد تا به یک رهجو کمک کند، چیزی جز عشق در وجودش نیست.

انسان زمانی می‌تواند به خویشتن خویش فکر کند و خودش را تغییر دهد که توانایی‌های خود را بشناسد و همچنین ناتوانی‌هایش را بپذیرد. اگر بپذیرد که در مصرف، در درمان اعتیاد یا در انجام برخی امور ناتوان است، بخش بزرگی از مسیر درمان را طی کرده است.

ابتدا باید بدانیم ما که هستیم و چه می‌خواهیم. آیا واقعاً می‌خواهیم درمان شویم؟

اگر به گذشته برگردیم، می‌بینیم که زمانی فکر سالم، عقل سالم و خانواده داشتیم. چه اتفاقی افتاد که به سمت مواد مخدر، سیگار، الکل یا قرص رفتیم؟

من نیروهایی مانند عقل، حس و انرژی را داشتم، اما به دلیل عدم شناخت خودم، عدم شناخت سیستم ایکس و ناآگاهی نسبت به درون و بیرون خودم، این توانایی‌ها را نشناختم و در نهایت تبدیل به مصرف‌کننده شدم.

در حقیقت من صور پنهان خود را تخریب کردم، نه فقط جسمم را. اگر فقط جسم توسط مواد مخدر تخریب می‌شد، درمان بسیار ساده‌تر بود؛ اما مشکل اصلی در بخش‌های پنهان وجود انسان ایجاد می‌شود.

زمانی که مواد مخدر وارد زندگی انسان می‌شود، روی صور پنهان سایه می‌اندازد و در طول زمان باعث درد، اندوه، غم، ناامیدی و احساس پوچی می‌شود؛ همان مفاهیمی که وادی سوم به آن اشاره دارد و در نهایت می‌تواند انسان را به نابودی برساند.

در پایان از نگهبان و دبیر تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند.

و در آخر، زمانی که می‌خواهید وارد کنگره ۶۰ شوید، با خواسته‌ای محکم و قوی وارد شوید. وقتی خواسته انسان واقعی و محکم باشد، می‌بینید مسیرها یکی‌یکی باز می‌شوند؛ حتی زمانی که تصور می‌کنید امکاناتی ندارید، شرایط برای شما فراهم خواهد شد.

ازاینکه به صحبت های من گوش دادید از همه شما سپاسگزارم. 

 

عکس و بارگزاری: مسافر علی 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .