English Version
This Site Is Available In English

ساختار کنگره اصول و چهارچوب‌های خودش را دارد

ساختار کنگره اصول و چهارچوب‌های خودش را دارد

سومین جلسه از دوره سیزدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰؛ نمایندگی جهان‌بین شهرکرد؛ به استادی راهنما مسافر کیانوش، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری موقت مسافر صابر، با دستور جلسه «در استحکام پایه‌های مالی و علمی کنگره۶۰ من چه کرده‌ام؟» و «تولد یکمین سال رهایی مسافر حسین» پنج‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ ساعت ١۶:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، کیانوش هستم یک مسافر.

خدا را شکر می‌کنم که یک‌بار دیگر فرصت داد در شعبه جهان‌بین، در کنار شما دوستان باشم. ان‌شاءالله جلسه خوبی داشته باشیم. امروز دو دستور جلسه داریم؛ یکی «در استحکام پایه‌های مالی و علمی کنگره، من چه کردم؟» و دیگری «تولد یکمین سال رهایی مسافر حسین».

بعضی دستور جلسه‌ها هستند که آقای مهندس می‌خواهد ما را با وظایف خودمان آشنا کند. خیلی وقت‌ها من فکر می‌کنم که کنگره همیشه وجود دارد. پاسخ این سؤال به جایگاه من در کنگره بستگی دارد. یک سفر اولی بزرگ‌ترین کمک مالی و علمی را می‌تواند به کنگره بکند؛ با سفر درستی که انجام می‌دهد، با نظم و انضباطی که رعایت می‌کند، با متد DST که در عمل انجام می‌دهد و کمک می‌کند به گسترش علم و بحث مالی کنگره، چون هزینه‌های زیادی می‌شود تا من در مسیر درمان حرکت کنم. وقتی که به درمان و رهایی می‌رسم، جواب دادن به این سؤال خیلی کلیدی می‌شود و متناسب با جایگاهی که دارم، باید به این سؤال جواب بدهم.

استحکام یعنی این‌که ساختار کنگره به‌خودی‌خود محکم است و ساختار کنگره قوام، اصول و چهارچوب‌های خودش را دارد. برای این‌که این ساختار محکم‌تر شود، من باید چه کار کنم؟ و این نیست که وقتی من نباشم، ساختار کنگره محکم نیست و اگر من نباشم، جایی خالی می‌شود و شخصی با انرژی و پتانسیل بالاتر در جایگاه من قرار می‌گیرد. و وقتی بحث استحکام پیش می‌آید، یعنی من باید یک‌سری وظایف و مسئولیت‌ها را انجام دهم و جواب دادن به این سؤال برمی‌گردد به تاریکی‌هایی که در دوران مصرف تجربه کردم و بهایی که برای رسیدن به کنگره پرداخت کردم. من به خودم می‌گویم بهایی که در ۱۶ سال اعتیاد پرداخت کردم خیلی زیاد بود تا رسیدم به کنگره؛ یعنی اگر آن بها را نمی‌دادم، به کنگره نمی‌آمدم. وقتی آن بها را دادم و تاریکی‌ها را تجربه کردم، در این‌جا مسئولیت من زیاد می‌شود.

من وقتی در سفر دوم در جایگاه خدمتی قرار می‌گیرم، به فرموده جناب آقای مهندس، ما با جان و زندگی آدم‌ها سر و کار داریم. چهار سال خدمت همانند یک سرویس می‌باشد. من می‌توانم برای این سرویس انرژی بگذارم، به آن رسیدگی کنم و از خودم مایه بگذارم و به قول آقای مهندس، تا در تاریکی یک مصرف‌کننده قرار نگیری، نمی‌توانی او را از تاریکی بیرون بیاوری. راهنمای من اگر در تاریکی من نمی‌آمد، نمی‌توانست به من کمک کند. یک زمانی من سوخت و انرژی خودم را از کنگره و یا دیگران می‌گیرم و یا یک موقعی است که این سوخت و انرژی را از آموزش‌های کنگره می‌گیرم.

 من باید یک الگوی مناسب برای کنگره باشم. من خودم حدود ۱۰ سال پیش وارد کنگره شدم، ۱۴ ماه و ۱۶ روز سفر کردم و در سال ۹۷ رها شدم و در آزمون راهنمایی قبول شدم. در قسمت OT خدمت کردم، مبصر کلینیک بودم، حدود ۱۹ ماه شبانه‌روز در ساخت‌وساز ساختمان جهان‌بین خدمت کردم و در اینجا جا دارد از همسفرم تشکر کنم. در این مدت بار زندگی روی دوش همسفرم بود و همیشه می‌گوید کاش همه خدمت‌ها مثل ساختمان‌سازی بود. در ادامه، چهار سال خدمت راهنمایی را داشتم و خدمت خود را، هرچند که دوست داشتم خدمت کنم، تحویل دادم و الآن هم آماده هستم در هر قسمت و هر جایی که نیاز باشد، خدمت کنم.

تاریکی اعتیاد فقط مختص یک نفر نیست و فقط مصرف مواد نیست، بلکه امواجی در کنار آن هست که یک خانواده و یک طایفه را گرفتار می‌کند.

و اما دستور جلسه دوم؛ اولین سال رهایی آقای حسین عزیز می‌باشد. من خیلی به او تبریک می‌گویم و همچنین به هم‌لژیونی‌هایش که با او همراه بودند، به ایجنت و گروه مرزبانی و همه عزیزانی که در این رهایی سهیم هستند، و به آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک می‌گویم که اگر من امروز این‌جا هستم، حاصل خودگذشتگی ایشان و پیشکسوتان و همه کسانی است که در استان ما خدمت کردند. آقای حسین در همان روزهای اول، الگوی خوبی داشتند و با نظم و انضباط حرکت کردند و اصلاً غیبت نداشتند، دبیر لژیون بودند و جمعه‌ها در پارک حضور داشتند، جزو افرادی بودند که در لژیون سردار دنور شدند و تازه شروع راهشان می‌باشد. ان‌شاءالله در آزمون راهنمایی قبول شوند. 

 به آقا حسین، راهنمای فعلی‌شان تبریک می‌گویم و امیدوارم در ادامه جزو وفاداران به ساختار و سیستم کنگره باشد، چهار سال انرژی بگذارد که رهایی‌های خوبی داشته باشد. در پایان از ایجنت محترم، آقا اسکندر و گروه مرزبانی تشکر می‌کنم که این فرصت خدمت کردن را به من دادند و از آقای کامران و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم و از راهنمای خودم، آقای صادق قهرمان، تشکر می‌کنم.

از این‌که به صحبت‌های من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

سخنان مسافر حسین :

سلام دوستان، حسین هستم یک مسافر.

خیلی خوشحالم که در این جایگاه قرار دارم و این حس و حال را تجربه می‌کنم. هر مصرف‌کننده‌ای شاید آرزوی قطع مصرف مواد مخدر را در سر داشته باشد و من نیز همین آرزو را در سر داشتم و در گذشته، رسیدن به این آرزو برایم محال و غیرممکن بود. اما به واسطه کنگره ۶۰، الآن هجده ماه است که هیچ خبری از مواد مخدر، اعتیاد و حالت‌های مربوط به اعتیاد در زندگی‌ام نیست و به خاطر این، خداوند را هزاران بار شکر می‌کنم.

بنده صمیمانه از گروه مرزبانی و ایجنت دوره قبل و ایجنت فعلی تشکر می‌کنم که در رسیدن به رهایی، به من کمک‌های بسیار زیادی کردند و همیشه نسبت به بنده لطف و محبت داشتند. تشکر می‌کنم از تمام راهنمایان نمایندگی که در هر لحظه از آن‌ها آموزش گرفتم و تشکر ویژه می‌کنم از راهنمای درمان سیگارم که آموزش‌های ایشان در زندگی من تغییرات بسیاری به وجود آورد و تأثیرات مثبت بسیاری بر زندگی و نحوه رفتار من گذاشت. تشکر می‌کنم از همه خدمتگزاران که به معنای واقعی، خدمت آن‌ها را به خود حس کردم و می‌دانم که خدمت آن‌ها در حال خوش امروز من چقدر مؤثر بوده و هر یک از آن‌ها باعث رهایی من شده‌اند. و از راهنمای بزرگوار خود، آقا کیانوش تشکر می‌کنم که جمله ندارم در وصف ایشان بگویم و فقط از ته دل برای ایشان آرزوی سلامتی و خوشبختی دارم.

من قبل از ورود به کنگره دوستانی داشتم که در کنگره درمان شده بودند؛ آن‌ها دلیلی بودند برای ورود من به کنگره و آن‌ها را الگوی خود قرار دادم و برای ترک مواد به کنگره ۶۰ آمدم. اما بعد از ورود به کنگره متوجه شدم که کنگره ۶۰ هیچ صحبتی راجع به ترک مواد نمی‌کند و کار کنگره ۶۰، درمان اعتیاد است؛ اگر نه، ترک آن و دنیای کنگره ۶۰ کاملاً متفاوت با آن چیزی بود که قبل از ورودم به آن فکر می‌کردم. در کنگره آموزش‌هایی گرفتم که در چند سال تحصیل خود در دانشگاه، هیچ‌گاه آموزش کاربردی این‌چنینی نگرفتم. در کنگره آداب معاشرت را آموختم، تغذیه سالم داشتن را آموختم، تا حدی که به جسم خود آسیبی وارد نکنم، جسم و فیزیولوژی خود را شناختم، نظم و منظم بودن را در کنگره آموختم و… و در آخر، حرکت در مسیر رسیدن به تعادل و آرامش را آموختم. امیدوارم بتوانم خدمتگزار خوبی برای کنگره ۶۰ باشم و در کنگره ماندگار شوم.

نگارنده: مسافر علی لژیون ۷

عکاس: مسافر افشین لژیون ۳

تنظیم: مسافر مهدی لژیون ۶

ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید

نمایندگی جهانبین شهرکرد مسافران/همسفران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .