به نام قدرت مطلق الله
جلسه پنجم از دوره ششم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران نمایندگی دزفول ه استادی همسفر روح الدین، نگهانی مسافر احسان و دبیری مسافر یونس در روز پنجشنبه مورخ 31 اردیبهشت 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان روح الدین هستم یک همسفر
شاکر خداوند هستم که این توفیق را داد که در جمع کنگره و شما عزیزان باشم ممنون هستم از نگهبان لژیون سردار که این اجازه را به من دادند در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش بگیرم خدا را شکر میکنم که دوباره کنگره به شکلی که برایش در نظر گرفته شده دارد برمیگردد خدا را شکر سایت کنگره۶۰ باز شده عزیزان حتما بازدید کنید روز چهارشنبه آقای مهندس لایو داشتند بازدید کننده ها خیلی کم بود در حد ۶۰یا۷۰نفر این بخاطر این هست که عزیزان خبر ندارند وگرنه قبلا تا یک میلیون نفر هم از سایت بازدید میکردند. دیروز داشتم آقای مهندس نگاه میکردم واقعا دیدن ایشان و حرف زدن ایشان بار عظیمی هست برای انسان و آن آرامشی که به انسان میدهد من خودم وقتی ایشان را داشتم نگاه میکردم انگار داشتند یک بار عظیمی را از روی شانه ام برداشتند راحت شدم نمیدانم چه اتفاقی برای انسان می افتد آن القایی که توسط آقای مهندس در تک تک ما ها بوجود میاد را حس میکنیم دستور جلسه راجب در استحکام های پایه های مالی و علمی کنگره۶۰ من چه کرده ام؟ داشتم سی دی مینوشتم با خودم گفتم خدایا اگر این سی دی هایی که من در این دوسال خورده ایی که در کنگره ۶۰ هستم این مطالبی که آقای مهندس میگوید که همه حس کردیم چقدر مطالب بزرگ و عظیمی هستند اگر من بتوانم این ها را اجرایی بکنم چه اتفاقی برای انسان می افتد خیلی پیشرفت میکند و انسان خیلی بزرگی میشود ولی چی میشود که من فراموش میکنم؟ در یک جایی یکی از اساتید آقای مهندس میگوید که اگر عشق خالق نداری عشق مخلوق محیا کن تا قدر این کلمات تو را حاصل آید یعنی اگر میخوای این کلمات در دل و جانت بنشیند و ازشان استفاده کنی و پیشرفت کنی باید دیگران را دوست داشته باشی باید به انسان ها عشق بورزی نه فقط به نزدیکان یا دوستان خودت باید دیگران را دوست داشته باشی و حاظر باشی ببخشیدشان و این در کنگره نمود پیدا میکند. من وقتی که می آیم در کنگره وقتی همه چی خوبه یا همه چی سر جاش هست که کاری ندارد همه حالشان خوب است اما یک اتفاقاتی بعضی اوقات می افتد حالا چه در کنگره چه در بیرون انسان آنجا نشان میدهد که چقدر بخشنده هست که سر آن بزنگاه بتوانی ببخشی باید بتوانی از خودت بگذری آن موقع هست که متوجه میشوید که چقدر پیشرفت کرده اید اگر توانستی آنجا بگذری آنجا خداوند دارد آن لحظه را میبیند اصلا به ضرر باشد و همه اتفاقات بی افتد گردن تو ما که برای دیگران کار نمیکنیم خداوند خودش دارد میبیند و آن جاست که خداوند به انسان ها عزت میدهد و انسان ها را بزرگ میکند میگوید که هرکس خواهان عزت است همه ی عزت دست خداوند است ما دنبال این نباشیم که دیگران از تعریف و تمجید کنند نه اصلا اینطوری نیست آقای مهندس اگر چیزی دارد میگوید همه اش لطف خداوند است آقای مهندس برای ما ترسیم میکند که هر سازمانی اگر بخواهد دوام داشته باشد یک مثلث را ترسیم میکند که یک ضلع علم یک ضلع نیروی انسانی یک ضلع هم پول است من اگر قرار باشد برای کنگره کاری بکنم باید در این سه ضلع بازیگر خوبی باشم یعنی در بخش مالی بیام سبد حمایت بکنم در لژیون سردار حمایت کنم در بخش علمی مطالعه داشته باشم برای جلسه که میام و هر جلسه یک سی دی دارد و گوش کنم و کتاب عشق و۱۴مقاله را بخوانم که با وزنه ی پری بیایم کنگره تا شاید بتوانم با مشارکت یک گره ایی از کسی باز کنی علم کنگره همین سی دی ها هست .

باید به این ها توجه کنیم و در بخش مالی که بسیار حائز اهمیت است آقای مهندس گفتند ما سال قبل برای کنگره ۱میلیارد ۶۰۰میلیون تومان پول قند شده فقط ۱میلیارد ۵۰۰ فقط پول چایی شده چقدر پول صندلی آب و برق شده خب این ها را انسان باید ببیند و در حدی که توانم هست کمک کنم خیلی جاها طرف میگوید من دوسال نیم اومدم در کنگره از نظر مالی پیشرفت نکردم ولی چیزی که برای خودم اتفاق افتاده خیلی جاها اتفاقاتی میافتد که میلی متری ردش میکنی و خیلی ها تجربه کردید آن لحظه اولین چیزی که در ذهنم میاد کنگره ۶۰هست یعنی هر موقع که شما ضرر نکردی سود کردی قرار نیست که همیشه پول بدست بیاری شما هر موقع که یک بیماری نگیری و خودتم خبر نداری با خدمت کردن یا با خوردن دیسب با کارهای خوب اخلاق و روان خوب ازیک بیماری رد میشی که اگر در کنگره نبودی رد میشدی حالا باید هزینه کنی برای اون درسته شغل چندم نداری پول دربیاری ولی از آن هم عبور کردی و همین است که میگویند خداوند بلا گردان هست بنظر من کسانی که صراط مستقیم هستند خداوند بلا گردانشان است مواظب و نگه دارشان است و چیزی که از نظر خودم برام اهمیت داشته من باید نگاه کنم انسان باید سخاوتمند باشد یعنی من باید نگاه کنم خداوند در زندگی چی به من داده اگر خداوند آمده به من طلا داده بعد من باید بیام نقره ببخشم این سخاوت نیست باید از طلایی که به تو داده طلا ببخشی اگر نقره داده نقره ببخشی
اگه مس به تو داده به همون اندازه مس ببخشی اگر چیزی که خداوند به تو داده و تو همان را بخشیدی تو سخاوتمندی و پیش خداوند عزیزی و رتبه و جایگاه میرود بالا و هم پیش مردم عزیز میشوی و هم پیش خداوند عزیز میشوی و هدف هم همین است چیزی به غیر از این نیست خیلی ممنون که به من گوش کردید
تایپ و عکس: ممسافر رضا
ارسال: مسافر مهرداد
- تعداد بازدید از این مطلب :
106