بنام قدرت مطلق
جلسه دوم از دوره پنجم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی لواسان با استادی مسافر بهروز نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه ی وادی سوم(باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند) مورخ 2 خرداد 1405 راس ساعت 17 آغاز بکار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان بهروز هستم یک مسافر . خداوند را شکر میکنم برای داشتن این روزها و وجود این روز های مبارک .من احساس میکنم روزگار بسیار قدرتمند است و سپاسگزار هستم زیرا این روز های خوب را به ما داده است. در ابتدا سپاسگذاری ام را با کلام و در مرحله بعد در افکارم و سپس تمام تلاشم این است که وقتی سوت پایان زندگی ام را زدند بخش سوم سپاسگزاری ام که اعمال من است این مثلث مرا تکمیل نموده باشد. اگر من به خودم فکر کنم باید اهمیت زیادی برای در تعادل بودن این سه قائل بشوم کلام و افکار و اعمال. من نیز مانند سعید عزیز که امروز تولد یک سال رهایی اوست دوران خاصی را سپری میکنم البته مسافر سعید هم در جایگاهی است که بی نیازی از مواد مخدر را تا پایان عمر دارد تجربه میکند.

در ضمن در آموزش هایش فرصتی نهفته است برای آشتی جسم و جان ، خویش و تن . متاسفانه این روز ها بازار تن و بازار رخ و بازار ظواهر داغ است به قولی فقط چهره مهم شدست ولی نمی دانند حجمه ی ژل ، حجمه ی کمبود ، حجمه ی این عرفان های نوظهور چیست؟ که نه جسم را آباد میکند و نه جان را. اگر می گویند برای من یا برای سعید فصل تازه ای بوجود آمده که با کمک آموزش جهانبینی خویش و تن را آباد کنیم.توی وادی هم اشاره میکنند که این صندلی برای ما کاری نمیکنند ؛ انسان اگر با همه ی کاوشگران ماهر بشیند اگر خود جست و جو نکند به موضوع واقعی پی نمیبرد.

اما بعضی وقت ها بعضی ها با وجود مهندس دژاکام و با وجود کنگره حال دلشان خوب نیست چون جست و جو نمیکنند کنگره 60 مطالب آموزشی و جهانبینی زیادی دارد اما برای چیست؟ برای اینکه هم به اهل بیت درونی ام برسم و هم به اهل بیت بیرونی. درون من عقل وجود دارد ، آیا من صدایش را می شنوم؟ درون من یک روح وجود دارد که معلم خوبی ها است، آیا من صدایش را می شنوم؟ یا اگر میشنوم و اهمیت نمیدم سپس به دنبال صدای جن درون خود می روم؟ یک حسی وجود دارد که در گروی تفکرات من است.صرفا نباید ازدواج کرده باشم تا احساس تنهایی نکنم، کنگره خود یک خانواده است چرا با وجود کنگره من احساس تنهایی بکنم؟ امروز تولد سعید است خواهش میکنیم بایستد و برایش دست بزنی. یک تصویر از سعید یادم است که روز های اول خیلی نگران بود از همون روز های اول هم نگران خودش بود و هم نگران خانواده اش حال نمیدانم کلمه ی درستی است یا خیر اما سعید اهلی بود و از اول نجیب بود و سعی کرد به بهترین شکل ممکن سفر کنه و با تمام سختی ها و نا ملایمتی های روزگار سفر درمان اعتیاد را به سلامت به پایان برساند. پشت هیچ بهانه ای قایم نشد و تمام مسئولیت هایش را خودش بر عهده گرفت، به خودش و خانواده محترم اش و راهنمای همسفر اش و به تمامی اعضا تبریک میگویم. از اینکه به صحبت من گوش دادید ازتون متشکرم.

با احترام مسافر علیرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
159