همسفر سولماز:
هر کلمه و جملهای که در کنگره یاد گرفتم، بخشی از وجود مرا بیدار کرده است. وادی سوم برای من که با حالی بسیار خراب وارد شدم، درس بزرگی داشت. منی که حتی حالم از مسافرم هم بدتر بود و سالها در پی کسی یا جایی بودم که کمکم کند، غافل از اینکه همهچیز در دستانم بود و سالها میپنداشتم قرار است شخصی از بیرون حالم را خوب کند.
بارها و بارها وادی سوم را خواندم. چندین بار زمین خوردم؛ ولی فهمیدم که فقط خودم ناجی خویشتن هستم. راهنما راه را نشانم میداد؛ ولی معجزه اصلی در درونم بود. فهمیدم همانطور که هیچکس به اندازه من از حال درونم خبر ندارد، هیچکس هم به قدر خودم نمیتواند به من کمک کند.
کمکم شروع به تفکر کردم، تفکری که در مسیر درست و سازنده باشد. منی که شخصی ناامید بودم و خود را پوچ و بیهوده میدانستم، ذرهذره به ارزشهای وجودیام پی بردم. زمانی که فهمیدم جهت بیهودگی قدم به این حیات نگذاشتهام، همانجا متوجه شدم که در وهله اول خودم ارزشمند هستم و نخستین گام برای رسیدن به حال خوب و یاری به دیگران، ساختن درونم است.
من تا زمانی که نتوانم به خود کمک کنم و حال دلم را خوب کنم، قطعاً نمیتوانم دست یاری به سمت دیگران دراز کنم یا به مسافر و اطرافیانم کمکی برسانم. مادامی که حس خوب در من شکل نگیرد نمیتوانم مثلث عشق، محبت و ایمان را به درستی اجرا کنم.
وادی سوم به من آموخت که هیچکس به غیر از خودم نمیتواند مرا از تاریکیهای درون و بیرونم نجات دهد؛ باید در مسیر ارزشها و فرامین الهی حرکت کرده تا به جایگاهی که درست است، برسم و ارزش و اهمیتم را در این جهان هستی درک نمایم. آموختم تا زمانی که حرکت نکنم، نمیتوانم به خویش کمک کنم و این حرکت باید با تمام وجود باشد. حرکتی که شاید سالها طول بکشد تا به نتیجه درست برسد؛ پس نباید خسته شوم و کم بیاورم؛ باید با ایمان به خداوند، پشتکار و صبر ادامه دهم؛ چون خداوند با صابران است.
نویسنده: راهنما همسفر سولماز (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر بهجت (لژیون ششم) نگهبان سایت آکادمی
همسفران نمایندگی آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
345