دهمین جلسه از دوره هفدهم کارگاههای آموزش خصوصی همسفران آقا، نمایندگی شادآباد؛ به استادی راهنما مسافر حسن، نگهبانی همسفر ابوالفضل و دبیری موقت همسفر قربانعلی، با دستور جلسه «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره من چه کردهام؟» پنجشنبه 31 اردیبهشت ماه 1405، رأس ساعت ۱4:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
خیلی خوشحالم که در جمع شما همسفران هستم و اولین تجربهام در قسمت همسفران آقا را دارم. از این بابت بسیار خوشحالم و از نگهبان، گروه مرزبانی و ایجنت محترم که این فرصت را در اختیار بنده قرار دادند، تشکر میکنم.
اما در مورد دستور جلسه «استحکام پایههای مالی و علمی کنگره ۶۰»؛ من چه کردهام؟ این دستور جلسه، سؤالی است و از تکتک ما سؤال میپرسد. به نظر من، پاسخ به این سؤال به خودِ شخص مربوط میشود. بهتر است اینگونه بگویم: «حسن، در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره ۶۰ چه کاری انجام دادهای؟» آیا واقعاً منِ حسن توانستهام کاری انجام دهم؟ وقتی به آقای مهندس دژاکام عزیز نگاه میکنیم، میبینیم که بنیانگذار این علم عظیمِ کنگره ۶۰، بعد از این همه کمک مالی و علمی که به کنگره داشتهاند، بغض میکنند و میگویند: «من هیچ کاری نتوانستهام انجام بدهم.» طبق فرمایشات خودشان، بعد از این همه هزینهای که انجام دادهاند، مبلغ ۵ میلیارد تومان دیگر هم کمک کردهاند، اما باز میگویند: «من هیچ کاری انجام ندادهام و باز هم به کنگره ۶۰ بدهکارم.» حال منِ حسن چه میتوانم بگویم؟ واقعاً آیا میتوانم کمکی انجام بدهم؟ اگر کمکی یا خدمتی انجام میدهم، این موضوع باز هم برای خودِ من است و صحبت از من، برای من است.
صحبتهای هفته گذشته آقای مهندس را که گوش میکردم، فرمودند: «روزانه بالغ بر یک میلیارد تومان هزینه نگهداری کنگره میشود.» در این دو ماهی که کنگره ۶۰ تعطیل شده بود، اما باز هم به کار خودش ادامه میدهد، دلیلش چیست؟ به خاطر آن علم راستین، حقیقی و الهی که آقای مهندس در اختیار ما قرار دادهاند. به گفته استاد آقای مهندس، کالا باید باارزش باشد تا به درد تجارت بخورد. این علم راستین، همان کالای باارزشی است که در اختیار ما قرار داده شده است.
اگر بخواهم به این سؤال پاسخ بدهم، باید به گذشته خودم نگاهی بیندازم؛ ببینم قبل از ورود به کنگره ۶۰ کجای کار بودم و در چه جایگاهی قرار داشتم. من به واسطه مصرف مواد مخدر، غرق تاریکیها بودم. از نظر پایههای علمی و مالی، از خیلی از اقشار جامعه پایینتر بودم. از لحاظ اخلاق، گفتار، کردار، رفتار و منش، در جایگاهی بسیار پایین در جامعه قرار داشتم. اما همه اینها را در کنگره ۶۰ درست کردم؛ با آموزشهایی که کنگره ۶۰ به من داد. در این مسیر، هیچکس به جز کنگره ۶۰ یار و یاور من نبود. اکنون وظیفه خودم میدانم که در این مسیر، به کسانی که میخواهند به حال خوش برسند و کشتی در حال غرقشان را نجات دهند، کمک کنم.
اگر اکنون از لحاظ علمی یا مالی در جایگاهی قرار دارم، مانند راهنمایی، مرزبانی و…، باید این نکات را به کسانی که میخواهند از این تاریکی خارج شوند، ارائه بدهم. اگر از لحاظ مالی به جایگاه خوبی رسیدهام، وظیفه خودم میدانم که کمک کنم. چون کسانی بودند که قبل از من کمک کردند تا این شعبه باز شود، لامپ این شعبه روشن باشد و منِ حسن بیایم اینجا صحبت کنم، به حال خوب برسم و از زندگی خوبی برخوردار باشم.
اما موضوع دیگری را میخواهم دلی بگویم. با یک حساب سرانگشتی، اگر هزینه مصرف مواد مخدر، سیگار و خورد و خوراکی را که در زمان مصرف داشتم در نظر بگیرم، حداقل ماهی ۲۰ میلیون تومان از افرادی که بیرون از کنگره هستند جلوتر هستیم. پس خیلی راحت میتوانم بیایم و با مبلغ ۶ میلیون تومان عضو لژیون سردار شوم و با دنور شدن، نشان بخشندگی را راحت دریافت کنم. اما متأسفانه خصلت آدمیزاد این است که تا پای حساب و کتاب و کمک کردن میآید، پایش را عقب میکشد. پای خورد و خوراک، پای مواد کشیدن و سیگار که میرسد، اصلاً حساب و کتاب نمیکند؛ اما پای کمک کردن که میآید، عقب میکشد. و من این را در کنگره ۶۰ یاد گرفتم که اگر یک قدم برای هستی، برای کائنات — و کنگره ۶۰ هم جزئی از هستی و جزئی از کائنات است — برداریم، آن ۱۰ قدم برای ما برمیدارد. امیدوارم بتوانیم خودمان و کنگره ۶۰ را به جایگاه حقیقیاش برسانیم. ممنونم از اینکه به صحبتهای من توجه نمودید.

تایپ و بارگذاری: همسفر احسان
سایت همسفران آقا نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
372