سلام دوستان زهرا هستم همسفر؛
در وادی اول آموختیم که باتفکر ساختارها آغاز میشود، بدون تفکر هرچه هست رو به زوال میرود. وادی دوم هم به ما آموخت که هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نگذاشته است؛ اما وادی سوم چنین بیان میکند که «باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.» آموزههای این وادی اشاره به تفکرات درست و دانستن وظایف و تکالیف ما دارد.
در این وادی مطرح میشود که هیچ موجودی در جهان هستی بیهوده آفریده نشده و حتی کوهها و درختان و موجودات ریز مانند یک کرمخاکی چقدر میتوانند برای سیستم خلقت مفید باشند؛ زیرا تمامی آنها وظایف مخصوص به خود را عهدهدار هستند.
در طول حیات مادی ما، مسائل و مشکلاتی پیش میآید که بیشترین بار آن بر دوش خودمان است. حتی اگر دیگران به ما مشورت دهند، بازهم خود ما هستیم که باید با تلاش خود و بدون توقع از دیگران مسئولیتهایمان را به نحوأحسن انجام دهیم. این وادی به ما میآموزد که به تواناییهای خود نگاه کرده و از آنها در جهت حل مسائل و مشکلاتمان همراه با حرکت و تلاش مستمر استفاده کنیم؛ بسیاری از انسانها و حتی خود من تا قبل از ورود به کنگره همیشه شکایت داشتم که چرا باید در این دنیا باشم و این مشکلات برای من بهوجود بیاید! اما با خواندن وادیها متوجه شدم هرکدام یک مسیر و راه جدید را بهمن نشان میدهند که بهواسطه آنها میتوانم تواناییهای خود را شناخته و بسیاری از مشکلاتم را بهتنهایی حل کنم. تکتک وادیها راهی برای بهتر زندگیکردن، بهتر فکرکردن و بهتر رشدکردن ما هستند.
تأثیری که این وادی بر منِ زهرا داشت این بود که متوجه شدم تمام بار مسئولیت زندگی بر دوش خود من است. من باید با امیدواری دست از تلاش و کوشش برندارم؛ شاید دیگران بتوانند راهی به من نشان دهند اما در آخر، خود من هستم که باید قدم برداشته و تلاش کنم.
انسانهای زیادی قبل از ما آمدند تا درس زندگی را به ما بیاموزند؛ بنابراین ما هم باید طوری زندگی کنیم که عملکردمان درسی مفید برای بازماندگان باشد؛ همچنین باید از لحظهلحظه عمر در این حیات استفاده کرده، آموزش ببینیم و آن را به دیگران نیز منتقل کنیم تا شاد باشیم.
سلام دوستان طاهره هستم همسفر؛
وادی سوم بیان میدارد که «هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.» با شروع این وادی، در زندگی آغازی داریم که ما را به سلامتی، صلح، آرامش و آسایش میرساند. بسیار مهم است که همیشه بدانیم چگونه موجودی بوده و خداوند چگونه ما را باارزش خلق کرده است. اگر در زندگی تفکر، اندیشه، عمل سالم و گفتار خوب داشته باشیم، در مشکلات و کارهایمان هم میتوانیم به نتیجه خوبی برسیم.
ما بایستی بدانیم برای حل هر مشکل بیشترین بار بر دوش خودمان است؛ چراکه هرگز نمیتوانیم در زندگی مسئولیتهای خود را بر عهده افراد دیگر بگذاریم. در زمان برخورد با مسائل و مشکلات، میتوانیم از انسانهای سالم و صالح مشورت بخواهیم، اما تصمیم نهایی را خودمان میگیریم تا کلید حل مسائل را پیدا کنیم.
چنانچه ما امروزه دچار مشکل روحی، جسمی، روانی، عاطفی و اقتصادی هستیم، بدون شک در گذشته نادرست عمل کرده و مرتکب اشتباه شدهایم؛ اگر بخواهیم تمام مشکلات یا اشتباهات خود را بر عهده خانواده یا افراد دیگر بگذاریم، بدون شک در زندگی درگیر بحران خواهیم بود.
باید تمام مسئولیتهای خود را با دلوجان پذیرفته و با برنامهریزی کامل، افکار و اندیشههای منفی و بازدارنده را بشناسیم و بدانیم که شیطان به زیباترین شکل میتواند دلسوزانه وارد افکار و اندیشه ما شده و هستی ما را شکار و ویرانه کند.
ما بایستی همیشه در زندگی تا لحظه آخر مرگ باامیدواری و سربلندی تمام به زندگی نگاه کنیم و از تلاش و کوشش خود دست بر نداریم و بدانیم عقل سلیم حکم میکند تا بتوانیم همه موانع را یکی پس از دیگری از سر راه برداریم.
اگر در زندگی بهوجود خداوند اعتقاد و اعتماد داشته باشیم، هرگز پدرومادر و هستی را مقصر ندانسته و به آنها ناسزا نخواهیم گفت. باید بدانیم که خداوند بین انگشتان دست هم تفاوت قائل شده است؛ در این صورت میتوانیم بپذیریم همه افراد مانند هم نیستند. آگاهی، تفکر، صبر و استقامت ما باعث میشود که بهراحتی بپذیریم هیج موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.
آقای مهندس حسین دژاکام بارها فرمودهاند: همسفران در کنگره ۶۰، حالشان بدتر از مسافران است و من امروز متوجه میشوم که با گوشهگیریها، بیحوصلهگیها و ناامیدیهایم احوالی بدتر از حال مسافرم داشتم. خداوند را بسیار شاکر هستم که از زمان ورود به کنگره، از نظر روحی و روانی بسیار آرام شده و خوشحال هستم که با آموزشهای کنگره۶۰ در کنار مسافر و خانوادهام با آرامش زندگی میکنم. از آقای مهندس حسین دژاکام، خانواده محترم ایشان و همچنین راهنما همسفر آسیه تشکر و قدردانی میکنم.
سلام دوستان خدیجه هستم همسفر؛
در وادی اول آموختیم که باتفکر ساختارها آغاز میشود و خداوند ما را بهگونهای خلقکرده که باید برای زندگی خود برنامهریزی داشته باشیم که لازمه آن تفکر کردن است. وادی دوم هم امیدواری را به ما آموخت و اینکه همه ما با یک هدف مشخص به این جهان هستی پا گذاشتهایم. در وادی سوم میآموزیم که «هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.»
بعضی انسانها بر این باور هستند که باید کارهایشان را دیگران انجام دهند و اعتقادی به تواناییهای خود ندارند؛ حتی نمیخواهند اشتباهات خود را بپذیرند بههمینخاطر همیشه دیگران را مقصر مشکلات و گرفتاریهای خود میدانند؛ درصورتیکه انسان باید مسئولیت اشتباهات خود را بپذیرد.
ما باید خودمان مسیر اصلی زندگی خود را پیدا و مشکلاتمان را حل کنیم. اگر تصور کنیم که دیگران باید مشکلات ما را حل کنند سخت در اشتباه هستیم. با این حال می توان از خانواده و اطرافیان خود تا حدودی کمک گرفت، اما اصل مسئولیت بر عهده خودمان هست. این وادی، من و تواناییهایم را به خودم شناساند؛ بهطوری که باتفکر درست بسیاری از مشکلات زندگی خودم را حل کنم و بدانم هیچکس بهتر از خود من نمیتواند من را یاری کند.
تأثیر این وادی بر من این بود که مسئولیت زندگی، کار و مشکلات خود را بپذیرم و با سختیها مبارزه کنم. در این چند سالی که کنار یک مصرفکننده بودم، تخریبهای جسمی، روحی و روانی بسیاری را متحمل شدم؛ اما باید از آموزشهای کنگره۶۰ بیشترین استفاده را ببرم تا بتوانم همسر و مادر خوبی برای خانوادهام باشم. در همهحال سعی میکنم با تفکر درست، امید داشتن و پیدا کردن خودم، مشکلات را به آرامی حل کرده تا به ارامش برسم. خداوند را شاکرم که من را با کنگره آشنا کرد تا بتوانم از آموزشهای آن بهرهمند شده و در زندگی خود تغییرات خوبی ایجاد کنم.
ویرایش و رابط خبری: راهنما همسفر آسیه (لژیون یازدهم)
ارسال: همسفر زهره، نگهبانسایت
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیکآباد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
98