جلسهی اوّل از دورهی دهم از سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی طارم با استادی راهنما مسافر عادل، نگهبانی راهنما مسافر ذکریا و دبیری مسافر علی با دستور جلسهی « در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره ۶۰ من چه کردهام؟ » روز پنجشنبه مورخ ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان عادل هستم یک مسافر، قبل از هر چیزی خدا را شاکر و سپاسگزارم بابت این که در جمع شما عزیزان حضور دارم و از نگهبان جلسه، اینجت محترم شعبه، گروه مرزبانی و نگهبان لژیون سردار، که امروز بنده را به عنوان استاد جلسه انتخاب کردند تقدیر و تشکر میکنم. دستور جلسهی امروز ما این است که در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره ۶۰ من چه کردهام؟ من همیشه موقع صحبت در مورد اکثر دستور جلسات، به گذشته بر میگردم و گذشتهی خودم را مرور میکنم که چه وضعیتی اسفناک و تلخی داشتم.

موقع صحبت در مورد گذشتهی یک رهجو، شاید همسفران در مرحلهی عینالیقین باشند ولی اکثر مسافران در مرحلهی حقالیقین هستند و موضوعاتی که اکنون من در مورد آنها می خواهم صحبت کنم با تمام وجود لمس و حس کردهاند. من وقتی جایگاه انسانی خودم را با مصرف مواد مخدر از دست دادم، بطور کل روزگار برای من تیره و تار شد و کاملا متوجه شدم که اطرافیان و خانواده از بودن در کنار من در رنج و عذاب هستند و حتی حاضر نیستند من را ببینند. و خودم هم کاملا حس میکردم که در حال از دست دادن جایگاه اجتماعی خودم هستم.
طوری شده بود که حتی کسی راضی نمیشد من را به عنوان مهمان به خانهاش دعوت کند. این اتفاقات و برخوردها کاملا باعث رنج و عذاب من میشد و کار به جایی رسیده بود که حاضر بودم کل زندگی خودم را بدهم ولی دیگر شیشه مصرف نکنم. و این خواسته فقط در حد حرف نبود و برای این کار پیش متخصص، روانشناس و انواع و اقسام پزشکان نیز رفتم و کلی تلاش کردم ولی هیچ نتیجهای نگرفتم. تا این که توسط دوست عزیزم آقا تقی، پیام کنگره ۶۰ به من داده شد و من وارد کنگره ۶۰ شدم و کم کم متوجه شدم اینجا همان جایی است که من منتظرش بودم.
من از روز اول ورود به کنگره ۶۰، خواستهی درمان داشتم و برای این خواسته با تمام وجود تلاش کردم و آرام آرام از آن وضعیت بغرنج و دردناک، بیرون آمدم. یعنی مشکلی که برای حل آن من دست به هر کاری زده بودم و نتیجهای نگرفته بودم، در کنگره ۶۰ این مشکل من به آسانی و آرام آرام حل شد. کنگره ۶۰ نه تنها مشکل مصرف مواد مخدر من را حل نمود، بلکه کار به جایی رسید که من سفر سیگار انجام دادم و دیگر سیگار نیز مصرف نکردم و این کنگره ۶۰ بود که باعث شد به تدریج من جایگاه انسانی و اجتماعی خودم را به دست آوردم و مسیر زندگی خودم را پیدا کردم، و این جایگاه و حال خوش امروز خودم را مدیون کنگره ۶۰ هستم.
طبق آموزشهایی که در کنگره ۶۰ فرا گرفتم متوجه شدم که کنگره ۶۰ بر سه پایهی علمی، مالی و نیروی انسانی استوار است. برای همین تصمیم گرفتم به پاس خدماتی که کنگره ۶۰ در حق من کرده بود دین و وظیفهی خودم را ادا کنم، اوایل با خودم میگفتم بگذار ابتدا من درمان بشوم و یا سفر دومی بشوم، بعد این کار را انجام میدهم.ولی بعدها متوجه شدم این افکار و نگرشها کاملا اشتباه است. من ابتدا باید یک چیزی را از دست بدهم تا چیز دیگری به دست آورم. برای همین به تدریج شروع به شرکت در لژیون سردار و حمایت از سبد قانون یازدهم نمودم و همیشه در پرداخت کرایهی ساختمان شعبه، مشارکت میکردم.
این اتفاقات باعث شد من کم کم جایگاه اجتماعی و انسانی خودم را به دست بیاورم. البته حین انجام این کار سوالات زیادی در ذهن من خطور میکرد و نیروهای منفی خیلی تلاش میکرد که مانع انجام این کارم شود. ولی با این افکار و نیروها جنگیدم. چون منی که داشتم نفسهای آخر خودم را میکشیدم و حاضر بودم زندگی خودم را ببخشم تا حالم بهتر بشود، الان که به حال خوش و درمان رسیدم چرا نباید دین و وظیفهی خودم را انجام دهم؟ کنگره ۶۰ و این شعبه مانند خانوادهی من میباشد و من باید از این خانواده حمایت کنم و مشارکت مالی داشته باشم و این که سفر درستی داشته باشم و خدمت درستی انجام دهم.

کنگره ۶۰ به جایگاهی رسیده است که در حال ساخت دانشگاه کنگره ۶۰، با بیش از ده هزار متر مساحت میباشد که این اتفاقات برای ارتقای جایگاه علمی کنگره ۶۰ است. انشاءالله به زودی علم کنگره ۶۰ جهانی خواهد شد و همهی دنیا پی به جایگاه علمی کنگره ۶۰ خواهند برد. و من هم ذرهای از این اقیانوس کنگره ۶۰ هستم و از خداوند میخواهم که همیشه یک شخص کنگرهای باشم و کنگرهای بمانم. ممنونم که با سکوت خودتان به صحبتهای من توجه نمودید.
سایت خبری نمایندگی طارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
389