English Version
This Site Is Available In English

ید واحده

ید واحده

جلسه سیزدهم از دوره پنجاه‌ و‌ هشتم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره‌۶۰ نمایندگی سمنان، با استادی‌ پهلوان محترم مسافر محمود، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر مرتضی، با دستور جلسه «در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره ۶۰ من چه کرده‌ام؟» در روز پنجشنبه 31 اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان محمود هستم یک مسافر، خداوند را شاکرم که در جمع شما دوستان قرار دارم. در این هفته جمله‌ مهندس که فرمودند: همه برای یکی و یکی برای همه، خیلی در ذهن من در حال چرخش بود، خیلی‌ها در تلاش هستند تا یک نفر همانند من به درمان و حال خوش برسد. تمامی خدمت‌گزاران کنگره 60 در رهایی یک نفر سهیم می‌باشند، همه این‌ها مرکزیتی در تهران دارند که تمام کشور را مدیریت می‌کنند. جمله همه برای یک نفر بسیار زیباست که این خود، ید واحده است؛ یعنی ماشینی را که به کمک هم به حرکت درآورده‌ایم از چاله درآورده و از این گذرگاه عبور دهیم.

این جای شکر دارد که من هم عضوی از این دایره هستم، همه برای یک نفر، همان تفسیر آیه‌ قرآن است که جناب مهندس می‌فرمایند: اگر یک‌ نفس را زنده کنید یعنی تمام نفوس را زنده کرده‌اید؛ همه تلاش می‌کنند برای یک نفر که آن‌ یک نفر همان همه است. من در کنگره دو دفعه سفر کردم، بار اول به خاطر ناسپاسی و ندیدن زحماتی که دیگران برای من کشیده بودند بعد از 9 ماه برگشت خوردم؛ ولی برای بار دوم سعی کردم زحمات کسانی‌ که پشت ‌صحنه برای من زحمت کشیدند را ببینم، نه با چشم سر بلکه با چشم دل، حتی به ‌اندازه‌ روشن کردن یک لامپ در کنگره. اکنون خدا را شکر می‌کنم که وقتی خودم را در آینه می‌بینم کمی از خودم رضایت دارم و این برای من یک قوت قلب است. اگر آموزش‌های مربوط به کنگره را انجام بدهیم؛ حتی اگر حال خوبی هم نداشته باشیم، قطعاً به حال خوب دست پیدا خواهیم کرد؛ چون در مسیر آن قرار داریم.

من در ابتدای سفرم با اینکه وضعیت مالی خوبی نداشتم، راهنمایم لژیون سردار را به من معرفی نمود و در سال اول به‌صورت قسطی تعهد سرداری خود را پرداخت نمودم و در سال‌های بعد مبالغ بیشتری پرداخت نمودم. کنگره قدرت زیادی به من داد که توانستم جهش بزرگ‌تری انجام دهم و از سرداری به دنوری رسیدم. به گفته جناب مهندس: اگر بخواهیم کار بزرگی انجام دهیم اول باید خودمان را قوی نماییم به خاطر همین موضوع در نوبت اول جناب مهندس اجازه پهلوانی را به من ندادند و گفتند باید قوی‌تر شوید، در سال بعد با قدرت بیشتری وارد شدم و توانستم مهندس را برای پهلوانی متقاعد کنم. امیدوارم که همه ما به حال خوش برسیم و قدر نعمت‌هایی که در اختیار ما است را بدانیم و شکرگزار آن باشیم. از اینکه به صحبت‌های من توجه نمودید از همه شما سپاسگزارم.

در ادامه رهایی dst و نیکوتین مسافر علی‌اکبر لژیون هشتم

و رهایی نیکوتین مسافر علی لژیون چهاردهم

عکاس: مسافر محمد لژیون پانزدهم
نگارش متن: مسافر محمد لژیون چهاردهم
ویراستار: مسافر کریم لژیون پانزدهم
ارسال مطلب: مسافر محمد لژیون پانزدهم

مرزبان خبری: مسافر میلاد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .