جلسه ششم از دوره چهل وششم جلسات خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی خمین با استادی مسافر امرالله نگهبانی مسافر علی محمد و دبیری مسافر احمد با دستور جلسه "در استحکام پایه های علمی و مالی کنگره من چه کردم؟" در روز سهشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ راس ساعت۱۷:۰۰ برگزار شد.
سلام دوستان امرالله هستم یک مسافر؛
سپاسگذار آقای مهندس وخانواده محترمشان هستم، بخاطر تلاشهایی که انجام دادن تا کنگره بنا بشود و من در اینجا درمان بشوم. باید بدانیم که رسیدن به این سطح از توانمندی، تنها برای خودخواهی نیست. خدمت به جامعه و کمک به دیگران، مستلزم آن است که ابتدا خودمان با علم و توانمندی، به جایگاهی برسیم که بتوانیم به صورت مؤثر از دیگران حمایت کنیم. ما باید از مسیر سختی که گذراندهایم سپاسگزار باشیم؛ چرا که این مسیر به ما آموخت چگونه از ناامیدی، امید بسازیم و چگونه با کوچکترین خدمتی، به مسیر دیگران روشنایی ببخشیم.
بیایید با تقویت آگاهی و یادگیری مداوم، نه تنها زندگی خود را بازسازی کنیم، بلکه به پلی برای عبور دیگران از تاریکی تبدیل شویم. به خاطر داشته باشید که هر چقدر هم تاریکی عمیق باشد، با برخورد اولین پرتوِ علم و آگاهی، ناپدید خواهد شد؛ چرا که پس از هر ناامیدی، امیدی تازه و قدرتمند در راه است.تحلیلِ ضرورتِ استحکام در پایههای زندگی
در مسیر بازگشت به زندگی سالم، تنها "اراده" به تنهایی کافی نیست؛ بلکه داشتنِ "استحکام در پایههای علمی و مالی" یک ضرورت حیاتی است. تجربه و واقعیت نشان میدهد که ثروت مادی، اگر بدون همراهی با آگاهی و آرامش درونی باشد، تنها منبعی برای اضطراب و استرس خواهد بود. در مقابل، کسی که با استفاده از دانش، ابزارهای مقابله با بحران را میآموزد ـ از جمله مدیریت کمبود منابع یا حفظ ثبات در شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی ـ میتواند حتی در دشوارترین شرایط، با وقار و آرامش زندگی کند.
تقویت دانش و یادگیری مهارتهای جدید برای زندگی، تنها یک انتخاب یا سرگرمی نیست، بلکه راهی استراتژیک برای جلوگیری از بازگشت به مسیرهای تاریک گذشته است. ما باید یاد بگیریم که چگونه از جایگاه یک "مفعول" که تحت تأثیر حوادث است، به جایگاه یک "فاعل" تبدیل شویم که زندگی خود را مدیریت میکند. این مدیریت، نیازمند تکیه بر دانش است تا بتوانیم در میانه بحرانها، راه خروج را بیابیم.علم، مانند نوری است که وقتی وارد آن میشوید، دیگر در تاریکی گم نمیشوید. من زمانی را تجربه کردم که به دلیل نداشتنِ پایههای علمی و روانی، در تاریکیِ اعتیاد گرفتار بودم. آن دوران، دورانی بود که بدون داشتنِ آگاهی، در چاله به چاله میافتادم و هیچ دفاعی از روح و جسمم در برابر طوفانهای زندگی نداشتم. در آن روزها، تعادلِ حیاتیِ انسان از دست رفته بود و در میان توهمات و اضطراب، فرد تنها یک ناظر بیدفاع بر فروپاشی زندگی خویش است. اما امروز با نگاه به گذشته، میبینم که قدرت واقعی در "تواناییِ یادگیری" و "داشتنِ علم برای زندگی" نهفته است. از اینکه صحبتهای من را گوش دادید سپاسگذارم.
تولید محتوا : سایت نمایندگی خمین
- تعداد بازدید از این مطلب :
95