جلسه پنجم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارم، با استادی مسافر حیدر،نگهبانی مسافر نصرت الله و دبیری مسافر مجتبی با دستور جلسه «دراستحکام پایههای مالی و علمی کنگره۶۰ من چه کردهام » یکشنبه ۲۷اردیبهشت ۱۴۰۵ساعت ۱۷آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد :سلام دوستان. حیدر هستم،یک مسافر.اگر بخواهم در مورد خودم و از زمان مصرفم صحبت کنم، الان که در کنگره هستم، گاهی نگاه میکنم و میبینم زندگیام تازه الان معنا و مفهوم زندگی را پیدا کرده است؛ یعنی من در گذشته اصلاً علمی برای زندگی کردن نداشتم. البته اگر علم داشتم، مصرفکننده نمیشدم. در کنار آن، علمی که در زندگیام داشتم، علم درستی نبود و همین باعث میشد آسیب زیادی از نظر مالی هم ببینم. آن افکار غلطی که بیرون داشتم و فکر میکردم درست هستند، متأسفانه نادرست بودند و به درآمدم آسیب میزدند.
اما وقتی وارد کنگره شدم، نمیدانم، بعضی وقتها میگویم خدا من را دوست داشت که وارد کنگره ۶۰ کرد. اگر بخواهم حساب کنم، من مصرفکنندهای با آن رده بالا نبودم؛ بیشتر در حد تفننی بودم که وارد کنگره ۶۰شدم،ولی برای همین هم کلی شکر میکنم و میگویم خدا من را دوست داشت که در آن شرایط وارد کنگرهام کرد. چون وقتی وارد کنگره شدم، معنی و مفهوم علم کنگره را فهمیدم؛ یعنی فهمیدم که باید اینجا بمانم و خودم را تغییر بدهم. خب، طبیعتاً با علمی که اینجا وجود داشت، کمکم از نظر مالی هم سعی کردم خودم را تغییر بدهم.
من هیچوقت یادم نمیرود که قبل از اینکه به کنگره بیایم، سر سال که معمولاً همه حساب و کتاب میکنند و میخواهند درآمدشان را جمعبندی کنند، من همیشه با یک مبلغ بدهی وارد سال بعد میشدم. نه اینکه بگویم زندگیام بد بود؛ زندگیام خوب بود، ولی روش پسانداز را بلد نبودم. اما الان که وارد کنگره شدهام، از همان سفر اول، خوشبختانه وارد لژیون سردار شدم.

علم کنگره بود که من را وارد این لژیون سردار کرد، چون فهمیدم در لژیون سردار چه اتفاقاتی میافتد. اول از اینکه من آمدهام و عدهای برای من خدمت کردهاند، هزینهای کردهاند، و چنین سالنی برای من ساخته شده است؛ خب من هم باید بتوانم جبران کنم. حالا بماند که من جبرانی هم نکردم. اینها اسمش جبران است. معمولاً یک سفر اولی نزدیک ۴۰ تا ۵۰ میلیون هزینه درمانش میشود.
اگر من یک دنوری هم پرداخت کردم، هزینه خودم را پرداخت کردم. و الان هم که دارم میآیم خدمت میکنم، این خدمت برای خودم است؛ چون طبیعتاً علم کنگره ۶۰ به من این را یاد داده که من باید در کنگره بمانم تا آن سواد و آن درکی را که نسبت به بیرون داشتم، تغییر بدهم و علمم را بالا ببرم. در کنار علمی که بالا میرود، بتوانم در آینده هم از نظر مالی خودم را گسترش بدهم و هم برای کنگره بتوانم کمکی بکنم.
همین باعث شد که وارد لژیون سردار شدم. سال اول، در سفر اولم دنوری را پرداخت کردم و بعد از آن هم خیلی دوست داشتم که پهلوانی شرکت کنم؛ آن را هم شرکت کردم و حالا انشاءالله همه تلاشم را میکنم که امسال تسویه کنم. ولی باز همه اینها برمیگردد به همان علم کنگره. اگر علم نداشته باشی، اصلاً طرف میآید سفرش هم شاید به رهایی برسد، ولی اگر این علم را نداشته باشد، میرود. فکر میکند این یک سال باید بیاید سفر کند و تمام شود و برود.ولی زندگی این نیست. زندگی بعد از درمان، تازه خلاص شدن از یک تاریکی است؛ تاریکیای که تازه کنگره ۶۰ به من میگوید تو ۳۰ سال پیش این تجربه را نداشتی که وارد اعتیاد شدی، ولی از این به بعد بیا این تجربهها را بیشتر به دست بیاور که دیگر این اشتباه تکرار نشود.
من در گذشته زندگی آرامی نداشتم. حالا کنگره ۶۰ آرامش را به زندگی من برگردانده، یک زندگی خوب و خوشبختی را به من برگردانده، یک فکر آرام، و یک تعادل به من برگردانده است. البته اینها خیلی کم است؛ اینها در حد آن اندازه نیست که من بگویم خب، من الان کامل شدهام و دیگر وقت رفتن است. نظر من این است که انسان تا میتواند باید در کنگره بماند، چون کنگره و هر دانشی که دارد، به نظر من صد برابر از بیرون بالاتر است. ما یک سیدی گوش میکنیم که حاصل تحقیقات شاید صد سال دانشمندان بوده و ما در عرض یک ساعت آن را گوش میکنیم و میفهمیم . یا یک سیدی گوش میکنیم درباره چاقی، که برای ما خیلی باارزش است؛ چیزی که خیلیها شاید سالهاست با این بیماری دستوپنجه نرم میکنند و علمش را نمیدانند، ولی ما در یک ساعت و در یک سیدی همه اینها را به دست میآوریم.
خیلی خوشحالم که وارد کنگره شدم و خیلی هم دوست دارم که بمانم و همینجا بتوانم علمم را باز هم بالاتر ببرم، از نظر مالی بتوانم خودم را بالاتر ببرم تا بتوانم در آینده به کنگره کمک کنم. خدا را شکر که در این دو سه سالی که در کنگره بودهام، نسبت به گذشته از نظر درآمدی خیلی بهتر شدم و نسبت به شغلی که دارم، البته باعثش همین آگاهیهای کنگره ۶۰ بوده که درآمدم بیشتر شده و خیلی هم تلاش میکنم که حالا انشاءالله اینجا بمانم تا مقداری از این حال خوبی که کنگره به ما میدهد، پولی که کمک میکند به دست میآورم، یک درصد کمی هم در توانم باشد که انشاءالله اینجا جبران کنم. خیلی وقتها شاید آن اوایل برای حتی قانون یازدهم دستم میلرزید، ولی الان دارم حساب میکنم میبینم یک سیگار الان شده ۲۰۰ تومن، من روزی 200 تومن سیگار میکشیدم در صورتی که من تو همین قانون یازدهم از همون اولش اومدم گفتم من پول سیگاررا میخواهم قانون یازدهم را پرداخت کنم ولی باز همان هم تکمیل نمیدادم.
باز من دارم کم کاری میکنم میخواهم بگویم که در کنگره هر چقدر جلوتر میرویم به نفع ما کار میکند این ماهستیم که از زندگی جا مانده ایم.
ممنون که صحبت های من توجه کردید.

انتشار:مسافر علی
- تعداد بازدید از این مطلب :
96