جلسه هشتم از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگرۀ 60؛، نمایندگی زال پارس با استادی مسافر جبار و نگهبانی مسافر جعفر و دبیری مسافر جلال با دستور جلسه:"در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره 60 من چه کرده ام"،سه شنبه 29 اردیبهشت ماه 1405 ساعت 16:00 شروع به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان جبار هستم یک مسافر.
تشکر میکنم از ایجنت محترم نمایندگی، گروه مرزبانی و نگهبان محترم جلسه که فرصت خدمت را به من واگذار کردند تا آموزش بگیرم .
امروز اگر این حرفها را میزنم، نه از سر تواضع است، بلکه از دل برآمده است. اگر کسی زحمت کشیده، آن بنده خداست که هزاران قدم راه رفته تا به این سالن بیاید و با عشق خدمت کند. از جناب آقای رضا متقی، راهنمای گرامی، و دیگر عزیزانی که هر آنچه دارند پیش پای کنگره ریختهاند، صمیمانه سپاسگزارم. بگذارید یک نکته را روشن کنم: کنگره ۶۰ هرگز با تکیه بر اصول خودش عقب نمیماند؛ حتی اگر خودِ من نباشم، کنگره همچنان ایستاده است. اما من به کنگره نیاز دارم، نه اینکه کنگره به من نیاز داشته باشد.
یادمان نرود که من از کجا آمدهام. سی و سه سال در دام اعتیاد گرفتار بودم، از خانواده و فرزندم دور افتاده بودم و هیچ درکی از زندگی واقعی نداشتم. امروز اگر سه سال است که زندگی جدیدی دارم، کنار همسر و فرزندم، با همسایگان و دوستانم صلح کردهام، مدیون زحمات بزرگوارانی هستم که در کنگره پا به میدان گذاشتند. پایههای مالی و علمی کنگره ستونهای اصلی ماندگاریاش هستند و نقش همراهان ارجمند و راهنمایان دلسوز در این مسیر، غیرقابل انکار است. راستش را بخواهید، حتی با جانم هم برای این فضا قدردانی میکنم، زیرا وقتی در تاریکترین لحظات بودم، کسی مرا شناخت و راه را نشانم داد.
آن زمان که وارد کنگره شدم، اصلاً نمیدانستم "راهنما" یا لژیون سردار چیست و چرا چنین جایگاهی دارد. وقتی جلو آمدم و با آدمهای معنوی و بزرگاندیشی آشنا شدم، فهمیدم بزرگترین بخشندگان آنهایی هستند که حتی در اوج نیازشان، باز هم میبخشند. آنها میدانند سرمایهشان را کجا هزینه کنند: جایی که فردی در تاریکی مطلق است و نیاز به نجات دارد. این همان کاری است که همیشه تأکید میشود: "ما کارمان را انجام میدهیم تا دیگران بتوانند بهرهمند شوند."

من اگرچه به مرحله درمان کامل رسیدهام، اما هنوز هم درسهای کنگره به من کمک میکند. زندگی قبل از کنگره، زندگی نبود؛ پول داشتم، اما حال خوب نداشتم. کار داشتم، اما ارتباط نداشتم. در تاریکیِ مصرف بودم، مفاهیمی مثل "صراط مستقیم" یا "راه درست" را نمیشناختم. شاید الان هم همه جا کاملاً پاک نباشد و عوامل منفی وجود داشته باشند، اما آموزشهای کنگره مانند چراغی راهم را روشن نگه میدارد. به محض که وسوسه میشوم، صدای کنگره میگوید: "ولش کن، این ارزش ندارد." همین ساده، اما بنیادین، زندگی من را ساخت.
خوشحالم که این فرصت طلایی برای رشد و بهبودی وجود دارد. یادتان باشد، کمک به کنگره یک انتخاب قلبی است، نه اجبار مالی. من حتی وصیت کردهام که مردم هر مبلغی را فقط همینجا خرج کنند، جایی که میدانید هفتهای چند نفر اینجا درمان میشوند و زندگیشان سامان میگیرد. این بهترین سرمایهگذاری روی فردا است.
از همه عزیزان، از راهنمای مهربانم، از همه کسانی که امروز حضور داشتند و حال خوب این جمع را رقم زدند، سپاسگزارم. انشاءالله که همیشه در همین مسیر بمانیم و این سالن پر از رهجویانِ شاد و درمانیافته باشد. اگر اجازه بفرمایید، سخنم را با احترام به راهنمای گرامی اینجا پایان میبرم. ممنون که گوش دادید.
گروه سایت نمایندگی زالپارس
لژیون خدمتگزار:لژیون چهارم
راهنمای محترم:مسافر مجتبی
مرزبان کشیک:مسافر محسن
مرزبان خبری: مسافر حامد
تایپ و ویراستار: مسافر جلال لژیون ششم
تنظیم برای سایت: مسافر رحمان لژیون سوم
عکاس: مسافر جلال لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
107