جلسه چهارم از دوره ششم لژیون سردار با استادی مسافر رحمت، نگهبانی راهنما،پهلوان مسافر محمد و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه «در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره من چه کردهام؟» روز یکشنبه 27 اردیبهشتماه 1405 رأس ساعت 15:30 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، رحمت هستم یک مسافر. خداوند بزرگ را شاکرم که این جایگاه نصیب من شد تا خدمت کرده و آموزش دریافت کنم. از نگهبان و دبیر و خزانهدار لژیون نیز ممنونم. دستور جلسه امروز من را وادار میکند تا به یاد بیاورم چه کسانی زمینه را برای درمان من در بدو ورود به کنگره فراهم کردند و امروز من چه کاری میتوانم انجام دهم تا کمکی باشد در مسیر فراهم نمودن بستر درمان برای دیگرانی که نیازمند رهایی و درمان هستند.
بنده در سفر اول خود متوجه اهداف کنگره، شکل انجام امور جاری در کنگره و محتوایی که با سیدیها آموزش داده میشد نمیشدم. درکی از افکار افرادی که در کنگره خدمت میکنند نداشتم؛ اما کمکم با گذشت زمان متوجه شدم اشخاصی که در کنگره خدمت میکنند بر اساس چه افکاری قدم در راه خدمت میگذارند اما اوج شناخت و درکم از این موضوع زمانی بود که وارد لژیون سردار شدم، در لژیون سردار بزرگترین درسها را فرا گرفتم.
فکر میکنم با اضافه شدن مبلغ تعهد سالانهام آموزش من نیز افزایش مییابد و آموزشهای جدیدی در این مسیر فرا میگیرم. در نیمه سال ۱۴۰۴ که سال مالی جدید لژیون سردار بود بنده اعلام دنوری کردم و ۱۰ میلیون تومان از مبلغ تعهدم را نیز پرداخت کردم اما در ادامه دچار ناامیدی شدم و در پرداختهایم وقفه به وجود آمد ولی کمکها و راهنماییهای اعضای لژیون سردار که در بخشش و درک این موضوع از من جلوتر هستند باعث شد من نیز حرکت کنم و نترسم.
بنده همانطور که در کنگره ۶۰ آموزش دیدهام که بدون ترس در مسیر حرکت کنم قطعاً راه برایم هموار خواهد شد؛ مانند سفر DST که راهنمایم به من آموزش داد که نترسم و حرکت کنم در ادامه توانستم بدون ترس و با آموزشهایی که دیدم به مقصد یعنی درمان برسم. اکنون نیز در شرایطی که فکر میکردم نمیتوانم و ناامید بودم با حرکت کردن و نترسیدن، همانطور که آقای مهندس دژاکام فرمودند، نیروهایی در صور پنهان ما وجود دارد که ما از آنها اطلاع نداریم و با در مسیر بودن و حرکت کردن کمکم نمایان میشوند.

من در این مرحله از زندگیام با تمام وجود حس میکنم و باعث شده بتوانم از آن حالت سکون و ناامیدی خارج شوم و بدون ترس شروع کنم به پرداخت تعهدات مالی خود در لژیون سردار ادامه دهم. اکنون تفکر من این است که اگر روزی شخصی به کنگره آمد و با عضویت در لژیون سردار شرایط را فراهم نمود تا من به درمان برسم، امروز من نیز باید با حضور و فعالیتم در کنگره و بهخصوص لژیون سردار بدون منت و چشمداشت شرایط را برای تازهواردینی فراهم کنم که خواستار درمان هستند.
من در سالهای گذشته زمانی که خدمت میکردم یا پرداختی در لژیون سردار داشتم با این تفکر بود که خداوند به زندگیام برکت خواهد داد ولی امسال با آموزشهایی که در همین لژیون سردار گرفتم از آن طرز تفکر گذشتم و به شجاعت و درک جدیدی رسیدم. فکر میکنم این تغییر و آموزش از زمان سفر اولم آغاز شد زمانی که برای خدمت کردن در کنگره از ساعتهایی میگذشتم که باید در محل کارم حضور داشته باشم و کسب درآمد کنم.
این گذشت و بخشش فقط محدود به مسائل مادی نیست، این گذشتنها هرچند اندک به من کمک کرد تا در مسیر باشم و با در صراط مستقیم بودن تمام مشکلات زندگیام چه مادی و چه معنوی یکی پس از دیگری حل شد. در پایان از پهلوان مسافر محمد نگهبان لژیون سردار تشکر ویژه میکنم که الگوی من هستند و زمانی که من در ناامیدی و ترس بودم با راهنماییهای ایشان و دعوت به حرکت کردن در صراط مستقیم، به من کمک کردند تا در سکون نباشم.
تایپ: مسافر حسین لژیون پنجم
ویرایش: مسافر سعید لژیون هفتم
عکس: مسافر مهدی لژیون پنجم
ارسال مطلب: دستیار مرزبان خبری، مسافر بهنام لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
131