جلسه ششم از دوره سیزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی یوسف، با استادی مسافر پهلوان مهدی، نگهبانی مسافر سپهر و دبیری مسافر مرتضی با دستورجلسه "در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره، من چه کردهام؟” روز دوشنبه، ۲۸ اردیبهشتماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه در مورد پایههای مالی و علمی کنگره ۶۰ است. من چه کاری در این جهت انجام دادهام؟ ابتدا بیایم نگاه کنم و ببینم کنگره برای من چه کاری انجام داده است.
من خودم زمانی که مصرفکننده بودم، در زندگی مشکلات بسیار زیادی داشتم؛ با خانواده، نزدیکان و همسایهها مشکل داشتم. حتی با خودم نیز مشکل داشتم و پیوسته درگیر بودم. واقعاً هم جهان اعتیاد، جهان درگیری است. ما در نوشتارها داریم که میگوید: جهان اعتیاد، جهانی است مملو از ترس، اضطراب، نگرانی و حقارت. اتفاقی که افتاد این بود که کنگره باعث شد من از این جهان تاریکی خارج شوم.
هر آن چیزی که من در کنگره یاد میگیرم، فقط امیدواری است؛ ایشان به من شجاعت میآموزند. من شاکر خداوند هستم؛ این لطف خداوند است که نصیب من شده است و پس از آن، لطف آقای مهندس و کنگره است که نباید آن را فراموش کنم. خدمت کوچکی که در این کنگره انجام میدهم، آورده خود کنگره در زندگی من است. اگر واقعاً کنگره نبود، من اکنون کجا بودم؟ خیلی از دوستان کجا بودند؟ این موضوع لذتبخش است و من واقعاً هر روز شاکر خداوند هستم. هر روز خداوند را شکر میکنم و همیشه میگویم چقدر لذتبخش است که انسان صبح از خواب بیدار شود و احتیاجی به مواد مخدر نداشته باشد؛ این واقعاً لذتبخش است و سفر دومیها این را بهتر میدانند. چقدر لذتبخش است که انسان دیگر دغدغه خانوادهاش نباشد، خانوادهاش نگران او نباشند و روی او حساب کنند.
تا اعتباری که از او دزدیده شده است، دوباره به او بازگردد. ما در پیامهایمان داریم که فر انسانهای بر باد رفته و در خاکستر مدفون شده، مانند گنجی به صاحب اصلی آنها پس داده خواهد شد؛ مشروط بر اینکه خودشان را طلب کنند. یعنی آن خواسته مهم است. فرد سفر اولی اگر خواسته آن را داشته باشد، شرایط مهیا است که تمام آن چیزی که از او دزدیدهاند، دوباره به او بازگردد؛ اعتبارش، زندگیاش و خانوادهاش، همه به او بازگردانده شود. این کاری است که کنگره انجام میدهد.
کنگره از سفر اولی چه چیزی میخواهد؟ فقط درمان او را. میگوید شما به عنوان یک مصرفکننده آمدهاید و تنها کاری که انجام میدهید، درمان است. در این زمانی که کنگره تعطیل بود، من به شخصه دیدم که چقدر به کنگره نیازمندم. اینجا مکانی است که مبنای کارش بر اساس محبت است و تمام دوستانی که دارم، دوستان واقعی هستند و همه خیرخواه من میباشند؛ زیرا کسی که بدخواه فرد دیگری باشد، نمیتواند در کنگره بماند. همه ما خیرخواه یکدیگر هستیم.
در اینجا، به منِ مصرفکننده که حتی نمیتوانستم زندگی و خودم را اداره کنم، یک نقش دادند. چه نقشی دادند؟ نقش خدمتی؛ آیا از این بالاتر وجود دارد؟ من همیشه میگویم افراد کنگره ۶۰ در دنیا منحصربهفرد هستند. به نظر من تمام افرادی که در کنگره ۶۰ حضور دارند، نظر کرده خدا هستند و خداوند به آنها این فرصت را داده است که خوب و درست زندگی کردن را بیاموزند. ما امروز بعدازظهر نیز لژیون سردار را داریم. آنقدر که لژیون سردار به من خدمت کرده است، من یکهزارم یا یکصدهزارم آن را نتوانستهام خدمت کنم.
من همیشه با خودم فکر میکنم و میگویم: “مهدی، اکنون فکر کن اگر در کنگره نبودی کجا بودی؟” باور کنید فکر میکنم یا خانوادهام متلاشی شده بود، یا هزار و یک مشکل برای خودم درست کرده بودم، زیرا من جهانبینی نداشتم. اکنون کنگره تمام اینها را به من میدهد تا من نقش خودم را ایجاد کنم و اثر خودم را، هرچند کوچک، بر جای بگذارم تا یک اثر کوچک در این دنیا داشته باشم. آیا شما جایی بهتر از کنگره سراغ دارید که در آن نقش داشته باشید؟ اگر در دنیا بگردید، برای داشتن یک نقش مثبت، جایی بهتر از اینجا نخواهید یافت.
تمام این کنگره متعلق به ماست؛ بنابراین باید از لحاظ علمی و مالی خدمت کنیم. باید خدمتی کنیم که به دنبال بازگشت آن نباشیم. آقای مهندس میفرمایند اگر به دنبال بازگشت باشید، برنمیگردد؛ زیرا وارد حساب و کتاب شدهاید.

ضبط صدا: مسافر محمدرضا، خدمتگزار سایت
عکاس: مسافر محمدرضا، خدمتگزار سایت
تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر پدرام، خدمتگزار سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
62