جلسه چهارم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارم، با استادی مسافر اصغر ، نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر رحیم با دستور جلسه «جهانبینی ۱و۲ » سهشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
سلام دوستان؛ اصغر هستم، یک مسافر. از آقا رضا، راهنمای خوبم، تشکر میکنم که اجازه دادند امروز این جایگاه را تجربه کنم وآموزش بگیرم.
در مورد جهانبینی؛ اول باید بگویم به چه درد ما میخورد؟ جهانبینی به ما یاد میدهد که چگونه با دوستان، خانواده، همکاران و در روابطمان، در اجتماع برخورد کنیم؛ یعنی یاد بگیریم که چگونه باید رفتار کنیم. وقتی مشکلی برایمان پیش میآید، چگونه بتوانیم از مشکلاتمان عبور کنیم. ما پیش از آنکه به کنگره بیایم، سر کوچکترین چیزها در خیابان با مشکل مواجه میشدیم؛ در رانندگی با یک بوق به هم میریختیم و این ممکن بود باعث شود یک بوق زدن، به یک دعوا یا درگیری خطرناک تبدیل شود. در خانواده نمیتوانستیم با خانوادهمان به درستی رفتار کنیم و با زن و بچه مشکل داشتیم. این پاسخ (جهانبینی) و آموزش برای این است که چگونه از مشکلاتمان عبور کنیم. هر کسی به اندازه خودش، چه ۱۵ سال، چه ۲۰ سال و چه ۵ سال، با بیماری اعتیاد درگیر بوده است. چرا پیش از آنکه وارد کنگره شویم، در این ۲۰ سال هیچ فکری برای رهایی از اعتیادمان نداشتیم؟ چرا نمیتوانستیم به آن فکر کنیم؟ در بسیاری از جاها دچار سقوط آزاد شدیم و بسیار خودمان را اذیت کردیم تا بتوانیم از این اعتیاد رها شویم، اما چرا نمیتوانستیم؟ ما وارد کنگره شدیم و با جهانبینی آشنا شدیم. در مدرسه به ما گفته بودند که «جهان» در حد یک کلمه است؛ اما اگر میدانستیم این پاسخ برای زندگی ما چقدر مهم است، شاید به همین سادگی از کنار آن نمیگذشتیم. وارد کنگره شدیم، ترک کردیم و رهایی یافتیم. تا قبل از اینکه رها شویم، از دارو استفاده میکردیم؛ داروی اپیوم میخوردیم؛ آن دارو برای ما وسیلهای بود برای رهایی از مواد. باید چیزی باشد که پس از آن دارو، بتواند به ما کمک کند تا دیگر به مواد فکر نکنیم و درگیر نباشیم. این جهانبینی است که باید بعد از سفر اول به کمک بیاید تا ما بتوانیم دیگر به مواد فکر نکنیم و به دنبال آن نرویم.

من هر موقع که میخواستم کارت بکشم یا پولی خرج کنم، فقط به این فکر میکردم که: شخصی بتواند مثل من بیاید و حالش خوب شود کم یا زیاد بودنش مهم نیست، در حد توان خودم باشد. من پیش از این، مصرفکنندهای بودم که یک روز حالم خراب بود و دنبال چیزی بودم تا حالم را خوب کند. وارد کنگره شدم و کنگره به من حالِ خوب داد. اوایل متوجه نبودم؛با خودم صحبت میکردم که مگر میشود چیزی رایگان باشد؟اکنون فهمیدهام که واقعاً کسانی که در کنگره کار میکنند، دنبال مادیات نیستند. از دوستان خوبم که همگی در این شعبه زحمت کشیدهاند؛ از مرزبانان، ایجنت و همه راهنماها، مخصوصاً آقا رضا که به حال خوب رسیدم، ممنونم. خودتان را تشویق کنید.
ازاینکه به صحبت های من گوش دادید سپاسگزارم.

انتشار:مسافر فخرالدین لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
54