جلسه دوم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی ارم، با استادی راهنمای محترم مسافر محمدعلی، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه «جهانبینی ۱و۲» پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان محمدعلی هستم یک مسافر
خداوند بزرگ را شکر میکنم که یکبار دیگر این توفیق نصیب بنده شد که خدمت کنم و آموزش بگیرم.
در این چند سال که من در کنگره هستم، نمیدانم چرا قسمت من فقط جهانبینی ۱ و ۲ میشود. آن روز داشتم به همسفرم میگفتم؛ او گفت احتمالاً در جهانبینی مشکلات تو زیاد است که این دستور جلسه به تو رسیده است. در مورد جهانبینی صحبت کنم؛ زمانی با ناله و زاری برای تهیه جنس میرفتم. کاسب میگفت چرا گریه میکنی؟ در حالی که جنس میگیری. و میآمدم و با حالِ بد مصرف میکردم. در آن زمان همیشه در شبهایی که در خیابان برای خودم پرسه میزدم، از خدا میخواستم راهی پیش پای من بگذارد تا بدانم چرا مواد مصرف میکنم.
خدا را شکر یک شب در اینترنت می چرخیدم و با روش کنگره آشنا شدم؛ چند بار از طریق سایت مشاوره انجام دادم و وارد کنگره شدم. اولین مسئلهای که به من گفتند، «جهانبینی» بود. واژه بسیار سنگین و سختی بود. من که تازهوارد بودم و با حالِ بد آمده بودم، فقط میدانستم جنس چیست، پایپ چیست، تخریب چیست، کاسب چیست ، به من گفتند فقط بیا؛ الزام این سفر این است که بیایی و گوش به فرمان باشی و به مرور زمان همه اینها را متوجه میشوی.
این اتفاق بعد از ۱۱ ماه برای من افتاد و رها شدم. در سفر سیگار دقیقاً همین اتفاق افتاد؛ گفتم میخواهم سیگارم را درمان کنم، باز همسرم گفت که اگر سیگار را درمان کنی، دوباره مواد میزنی؛ اما گفتم نه، واقعاً خواستهی آن را دارم. رفتم و سفر سیگارم نیز انجام شد.

و این محمدعلی که اکنون اینجا نشستهام و برای شما صحبت میکنم، کسی بود که در محل کار و در خانواده، شاید هیچکس به حرفش گوش نمیداد. همیشه این سوال را از خودم میپرسیدم که آیا این به واسطه تخریب مواد مخدر بوده است؟ دیدم نه، زندگی قبل از مواد مخدر نیز با عدم اطلاعات، آگاهی و شناخت همراه بود؛ همان چیزی که آقای دکتر امین در سیدی جهانبینی ۱ و ۲ میگوید. من به واسطه عدم اطلاعات و آگاهی، نوع نگاهم به خودم، به زندگی و به پیرامونم، و آنچه دریافت میکردم، مشکل این بود. وقتی پدرم میگفت چرا مواد مصرف میکنید؟
من فکر میکردم او دشمن من است؛ چرا که نوع نگاه من درست نبود. اما به واسطه کنگره و اطلاعات و آگاهیِ کنگره، کمکم یاد گرفتم که نوع نگاه من نسبت به زندگی بسیار مهم است.من شخصی بودم که وقتی رانندگی میکردم، با همه مشکل داشتم؛ حتی کسانی که در رانندگی با من کاری نداشتند، میخواستم به آنها آموزش رانندگی بدهم. اکنون به جایی رسیدهام که بسیاری از این اتفاقات دیگر برای من رقم نمیخورد. چرا؟ چون به کنگره آمدم و دستم را بالا گرفتم و گفتم: من یک مسافرم ،واژهی مسافر که من، محمدعلی، با خودم یدک کشیدم. و سفر کاهش وزن که اکنون اعلام کردم، یعنی سفر؛ سفرِ جهانبینی است؛ یعنی من باید بدانم کجای کار هستم.
من که ادعای این را دارم که فرزند کنگره هستم، لباسی سفید میپوشم و بسیار مرتب وارد کنگره میشوم، باید نوع نگاهم نیز تغییر کند. من اگر نوع نگاهم تغییر نکند، به رهایی و درمان نمیرسم. دکتر امین و همه اساتید میگویند اگر یک پنجم مواد من کم شود، باید یک پنجم اطلاعات و آگاهی من بالا برود. اگر اطلاعات و آگاهی من بالا نیاید چه اتفاقی میافتد؟ من رها نمیشوم، بلکه فقط قطع مواد میشوم؛ یعنی شاید دیگر مصرف نکنم، اما هیچ ضمانتی در باقی مسائل نیست.
در مورد جهانبینی، در سفر کاهش و افزایش وزن ، بخواهم تجربهی خودم را بگویم؛ هیچ فرقی نمیکند که من در یک مهمانی یا در یک مراسم بخواهم بنشینم و یک بست تریاک بکشم یا یک نخ سیگار بکشم یا آن غذایی را که بدن من نیاز ندارد، در آن ساعت مهم و به اندازه نیاز مصرف کنم. یعنی چه؟ خیلی از بچهها این را میپرسند و در جلسات دربارهاش بحث میشود که: میرویم مهمانی، پنجشنبه است یا جمعه است، چرا برای من هم اتفاقی میافتد؟ گاهی واقعاً نمیشود؛ آدم در مهمانی معذب است. اما اگر بدانم نیاز بدنم چقدر است، اگر بدانم ساعت ۴ بعد از ظهر باید غذا بخورم و ساعت ۶ بعد از ظهر باید شام بخورم و چه مقدار و چه اندازه باید بخورم، مطمئناً اگر نظم غذایی داشته باشم، وزنم کاهش مییابد. و همه اینها به جهانبینی من برمیگردد؛ همانطور که گفتم دکتر امین بسیار کامل و جامع صحبت کردهاند.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.

انتشار :مسافر فخرالدین لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
298