English Version
This Site Is Available In English

به تکامل رسیدن من و جهان هستی

به تکامل رسیدن من و جهان هستی

جلسه ی هشتم از دوره ی سی و یکم سری کارگاه های آموزشی، خصوصی کنگره60 نمایندگی رودهن با استادی راهنمای محترم محمد حسین، نگهبانی مسافر محمد رضا و دبیری مسافر مصطفی با دستور جلسه ی (جهان بینی 1و2) در روز چهارشنبه  بیست و سوم اردیبهشت 1405 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمد حسین هستم یک مسافر،  خدارا شکر می کنم واز نگهبان عزیزکه این فرصت را به من داد تا در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم تشکر می کنم.

دستور جلسه، جهان بینی 1و2 است؛ جزوءهای جهان بینی، متونی هستند که بیش از سی الی چهل صفحه بیشتر نیستند، اگر من این جزوءها را مطالعه کرده باشم و به اندازه یک سلول از آن مطالب آموزش گرفته باشم،  یقینا فلسفه ی زندگی که  در حال حاضردارم با زمان مصرفم فرق می کند.
جهان بینی1و2 بسیار راحت با کلمات عامیانه در اختیار ما قرار گرفته است، بیرون از کنگره اگر  درباره جهان بینی برویم و مطالعه کنیم، ممکن است به هیچ جواب درستی نرسیم.
ولی دکترامین خیلی راحت  برای همه ما در سی الی چهل صفحه این مطالب را در اختیار ما قرار داده است.
اصولا جهان بینی به چه معنایی است؟ در صفحه اول کتاب یک تعریف بسیار ساده و راحت از جهان بینی بیان می شود و می گوید؛ جهان بینی مجموع ادراک، برداشت و احساس من درباره خودم و جهان هستی است ( جهان بیرون ودرون) یعنی، ما در قبال خودمان دو نظر داریم و همه انسان ها می توانند همین دو نظر را داشته باشند، یک نظر کوتاه فکری است که می گوید؛ دنیایی که من در آن زندگی می کنم، بر اثر یک اتفاق درست شده است و هیچ گونه خالق و برنامه ای ندارد، خب این نظریه چه هدف و برنامه ای می تواند در زندگی نقش ایفا کند؟ اگر به این فکر کنم که من براساس یک اتفاق، بدون هدف قبلی، بدون برنامه و بدون ماموریت آفریده شده ام چه زندگی خواهم داشت؟ آیا بجزپوچی و نا امیدی به جایگاه دیگری هم خواهم رسید؟ اگر این گونه فکر کنم، من هم زمان مصرفم همین فکر را داشتم؛ این فکرمی شود خواب، خشم، شهوت ولی نظریه دوم، امروز به لطف کنگره 60و آموزش های مهندس دژاکام ودکتر امین دژاکام فلسفه ی زندگی من تغییر کرد، فهمیده ام که این جهان هستی بر مبنای یک برنامه ریزی و حکمت قدرت مطلق آفریده شده است، بنشینیم و فکر کنیم هدف از آفرینش من انسان چیست؟ این است که بیایم روی زمین پنجاه یا صد سال مصرف کننده باشم و بروم؟ یا اینکه از مطالب جهان بینی در اینجا آموزش بگیرم که هدف از خلقت جهان به تکامل رسیدم من و جهان هستی است.


اگر این را درک کرده باشم، فلسفه ی زندگی من فرق خواهد کرد و پوچی، نا امیدی از من دور خواهد شد، چون من به اندازه خودم  باید ماموریت خودم را در جهان هستی به انجام برسانم.
با خودم فکر کنم که در این جهانی که هستم یک مصرف کننده بی مصرف باشم ومواد مصرف کنم و هیچ گونه تولید و زایشی نداشته باشم؟ تولید و زایش یعنی من چه چیزی به این جهان هستی اضافه کرده ام، آیا توانسته ام از علمی که دارم به دیگران آموزش بدهم؟ آیا توانسته ام از پولی که دارم به کسی ببخشم؟ باید در کنگره این مطالب را آموزش بگیریم و درزندگی اجرا نمایم.
هدف جهان بینی این است که من رابه دانایی برساند، سوال پیش می آید که من با خواندن کتاب 60 درجه و جزوء ها چرا به دانایی نمی رسم؟ علتش این است که یک سمت ماجرا نیرو های منفی قرار دارند و این نیرو های سد راه ما می شوند که نگذارند به دانایی برسیم، برخی از ما نیرو های منفی را لعنت خداوند می دانیم ولی این گونه نیست، نیرو های منفی به واسطه ی جایگاه انسان ها سه حالت دارند، ازجمله: یا نیرو های بازدارنده هستند، مواد مخدر را در ذهن خودمان متصور شویم این یا مخرب یا بازدارنده است، یا تکامل دهنده است و مکمل است، مواد مخدر تمام افکار، جها بینی، جسم و روان را از انسان می گیرد و تخریب می کند و آن مطالب و آگاهی که قبل از مصرف مواد هم داشته ایم را از ما میگیرد.
ممنونم که به صحبت های من توجه نمودید.
نگارنده: مسافر عرفان
عکس: همسفر یوسف
تنظیم و ارسال: مسافر عرفان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .