وادیها در کنگره ۶۰ مسیر حرکت انسان از تاریکی به روشنایی را ترسیم میکنند؛ مسیری که از تفکر آغاز میشود و به عشق و محبت ختم میگردد. وادی چهاردهم، آخرین وادی و نقطهٔ اوج این مسیر است؛ مرحلهای که انسان پس از طی کردن مراحل شناخت، ایمان، عمل، تزکیه و پالایش، به کیفیتی نو از زندگی دست مییابد که کیفیت عشق نامیده میشود. این وادی بیان میکند که محبت، اصل و اساس هستی است و هر ساختاری که از محبت تهی باشد، پوچ و بیارزش است. در متن وادی چهاردهم آمده است: آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.» این جمله، محور اصلی جهانبینی کنگره ۶۰ دربارهٔ عشق را بیان میکند. محبت در این نگاه، یک احساس زودگذر یا هیجان لحظهای نیست؛ بلکه نیرویی بنیادی و سازنده است که جهان بر پایهٔ آن بنا شده است.
محبت، معیار سنجش ارزشهاست. هر اندیشه، رفتار یا ساختاری که از محبت خالی باشد، هرچند ظاهری زیبا داشته باشد، در حقیقت ظرفی تهی است. در جهانبینی کنگره ۶۰، تکامل بدون وجود اضداد ممکن نیست. نیروهای بازدارنده، سختیها، رنجها و تاریکیها، همگی در خدمت رشد انسان قرار دارند. در وادی چهاردهم تأکید میشود که انسان در میان این دو نیروی متضاد (نیروهای بازدارنده و نیروهای الهی) به مرحلهٔ عشق میرسد. این نگاه نشان میدهد که محبت حقیقی، نتیجهٔ عبور از تاریکی و تجربهٔ تضادهاست. در این وادی، عشق دارای سه ضلع معرفی میشود؛ سایهها: وجود یک موضوع یا فرد برای شکلگیری عشق جاذبه: نیروی کشش و میل حس: ابزار دریافت و درک عشق این سه ضلع، عشق را از یک احساس ساده به یک ساختار کامل و پویا تبدیل میکنند.
بدون وجود این اضلاع، عشق شکل نمیگیرد یا پایدار نمیماند. دو نوع عشق در وادی چهاردهم توصیف شده است ۱. عشق مخلوق به مخلوق؛ این نوع عشق، پایهٔ ارتباطات انسانی است. محبت به خانواده، دوستان، همنوعان و انسانها است. در کنگره ۶۰ تأکید میشود که این عشق، مقدمهٔ عشق الهی است و انسان از طریق محبت به مخلوقات، ظرفیت دریافت محبت الهی را پیدا میکند.۲. عشق مخلوق به خالق؛ عشق الهی، مرحلهای است که انسان از خود عبور میکند و به سرچشمهٔ هستی متصل میشود. این عشق نتیجهٔ تزکیه، پالایش و اصلاح درونی است و تنها زمانی حاصل میشود که انسان از کینهها، نفرتها و تاریکیهای درونی رها شده باشد. رسیدن به محبت حقیقی نیازمند پاکسازی درونی است. در مشارکتها و آموزشهای کنگره ۶۰ بارها تأکید شده است که محبت بدون گذشت ممکن نیست.
محبت بدون بخشش پایدار نمیماند. محبت بدون رهایی از کینهها شکل نمیگیرد. محبت بدون تفکر سالم و حس سالم قابل دستیابی نیست. بنابراین عشق، نتیجه یک فرآیند تدریجی است. فرآیندی که از تزکیهٔ نفس آغاز میشود و به آرامش و محبت ختم میگردد. آرامش بستر شنیدن صدای عشق است. در وادی چهاردهم آمده است که برای شنیدن صدای عشق، باید بستر آرامش فراهم شود. آرامش نیز بر سه پایه استوار است؛ گذشت، بخشش، احقاق حق. بدون این سه، ذهن و قلب انسان در هیاهوی درونی گرفتار میشود و نمیتواند پیام محبت را دریافت کند. آرامش سکوتی نیست که از نبود مشکل بهوجود آمده باشد بلکه سکوتی است که از تعادل درونی سرچشمه میگیرد. در کارگاههای جهانبینی مهندس دژاکام وادی چهاردهم را «وادی عشق و محبت» مینامد و آن را بالاترین مرحلهٔ تکامل انسان معرفی میکند.
این وادی، انسان را از سطح رفتار و تفکر، به سطح کیفیت وجودی میرساند. در این مرحله، انسان نهتنها به تعادل میرسد، بلکه خود به منبع عشق و محبت تبدیل میشود. نتیجهگیری: وادی چهاردهم، نقطهٔ اوج چهارده وادی و مرحلهٔ رسیدن به عشق و محبت حقیقی است. این وادی به ما میآموزد که محبت جوهرهٔ هستی است. بدون محبت هر ساختاری تهی است. عشق نتیجهٔ عبور از تاریکی و پالایش درونی است. محبت معیار واقعی ارزش انسان است. عشق، مقصد نهایی مسیر تکامل است. وادی چهاردهم پایان یک مسیر نیست؛ آغاز زندگی در سطحی بالاتر از آگاهی و وجود است.
نویسنده: همسفر راحله رهجوی راهنما همسفر مبینا(لژیون سوم)
رابط خبری :همسفر قدسی رهجو همسفر راهنما زهرا (لژیون اول)
ارسال: همسفر ملک رهجوی راهنما همسفر مبینا(لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی پردیس
- تعداد بازدید از این مطلب :
36