انسان موجودی است که تنها به آنچه با چشم دیده میشود محدود نیست، او دو بُعد دارد: صور آشکار که همان جسم است و صور پنهان که شامل روح، روان و جان میشود. بخش پنهان انسان، اگرچه از جنس ماده نیست، اما واقعیترین و تعیینکنندهترین بخش وجود اوست. یکی از نشانههای روشن این حقیقت، تجربه خواب است. جایی که انسان وارد جهانی میشود که قوانین آن با دنیای مادی متفاوت است و همین تجربه ساده نشان میدهد که پس از مرگ نیز جهانی دیگر وجود دارد. اگر جهانی دیگر باشد، پس ارتباط با آن نیز ممکن است، اما این ارتباط نیازمند پالایش، تزکیه و آمادگی است، زیرا ساختار آن جهان فراتر از ماده است و هر کسی بدون آمادگی نمیتواند به آن دسترسی پیدا کند.
انبیا و اولیا همواره گفتهاند که جهان دیگری وجود دارد و آنان واسطه میان این دو جهاناند؛ پیامها را از آن سوی هستی دریافت میکنند و به انسانها منتقل میسازند. عرفا نیز همین مسیر را پیمودهاند، اما رسیدن به چنین جایگاهی ساده نیست. تزکیه، پاکسازی، و وجود یک استاد راهنما لازم است تا الهامات و القائات بهدرستی دریافت شود. انسان برای رشد، باید هم جسم خود را سالم نگه دارد و هم روح و روان خود را پالایش کند. هرچه جسم، روان و روح پاکتر باشند، انسان سالمتر و عمر او پربارتر خواهد بود. زندگی فرصتی است برای آموزش، تجربه و تکامل. ما آمدهایم تا بیاموزیم و بندهای منفی را از خود باز کنیم. وقتی این بندها گشوده میشوند، زنجیری محکمتر اما زیباتر به پای انسان بسته میشود. زنجیر عشق. عشقی که انسان را به زندگی، به هدف و به مسیر روشن هدایت میکند. در این مرحله، هر آنچه لازم باشد، خداوند در مسیر انسان قرار میدهد. همه این دانستهها برای آن است که انسان به آرامش، آسایش و امنیت در جهان برسد و بتواند از زندگی بهره ببرد.
وقتی انسان از بندهای منفی رها شود، خواستههایش بهتدریج محقق میشود، اما تحقق خواستهها نیازمند هدف مشخص، ابزار مناسب، تلاش و صبر است. هیچ چیز یکباره به دست نمیآید. همانطور که نور شدید خورشید اگر ناگهانی به چشم بخورد، انسان را کور میکند، دریافت نعمتها و تواناییها نیز باید مرحلهبهمرحله باشد تا ظرفیت آن در انسان شکل بگیرد. انسان باید به مرحلهای برسد که اگر چیزی به او داده شد، بتواند آن را حفظ کند و تحملش را داشته باشد. این ظرفیت با تجربه، عبور از موانع و رشد تدریجی به دست میآید. در مسیر زندگی، انسان باید زمان و حوصله داشته باشد؛ همانگونه که در درمان اعتیاد نیز نیاز به زمان، صبر و طیکردن مراحل است. سفر زندگی نیز مرحلهبهمرحله است و هیچ چیز بدون تلاش و عبور از موانع به دست نمیآید. انسان باید یاد بگیرد بدون درگیری به دیگران کمک کند. همان کاری که در کنگره انجام میشود، جایی که هرکس با میل خود میآید و درمان میشود. در این مسیر، توجه به حس بسیار مهم است.
حس انسان مانند راداری است که شرایط را میسنجد. حتی هنگام صحبت با دیگران باید دید آیا زمان مناسب است یا نه. حس، راهنمایی است که اگر به آن توجه کنیم، ما را از بسیاری خطاها دور میکند. برای آموزشدادن به دیگران نیز ابتدا باید خود تجربه کرده باشیم. کسی که راهی را نرفته، نمیتواند راهنما باشد. در نهایت، انسان موجودی است که برای رشد، تکامل، عشق و آگاهی به این جهان آمده است. او باید جسم و جان خود را پالایش کند، موانع را بردارد، ظرفیت بسازد، به حس خود اعتماد کند و با عشق و هدف در مسیر زندگی گام بردارد. این مسیر، راه رسیدن به آرامش، امنیت و بهرهمندی واقعی از زندگی است.
منبع: کنگره۶۰ (سیدی درگیری با خود)
نويسنده: همسفر شهناز رهجوي راهنما همسفر سمیه لژيون چهارم
عکاس: همسفر انسیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
رابط خبري: همسفر شهنازرهجوي راهنما همسفر سمیه (لژيون چهارم م)
ارسال: همسفر ملک رهجوی راهنما همسفر مبینا (لژیون سوم) دبیر سایت
نمایندگی همسفران پردیس
- تعداد بازدید از این مطلب :
44