«شروع مسیر رهایی، عبور از تابوها و باورهای محدودکننده است. هر کس که قدم اول را با اراده و صراحت بردارد در واقع در مسیر تغییر و رشد قرار گرفته است».
امروز در خدمت اسیستانت ویلیام همسفر مینا هستیم تا تجربه ارزشمندشان را از آغاز سفر تا به امروز با ما به اشتراک بگذارند.
همسفر مینا و مسافر هاشم با آنتیایکس شیشه و تریاک وارد کنگره شدند. ایشان به مدت ۱۴ ماه و ۱۰ روز با روش DST و داروی OT با راهنمایی مسافر مهدی و همسفر فاطمه سفر کردند. در ادامه همسفر مینا سفر نیکوتین داشتند با آنتیایکس سیگار و قلیان، به مدت ۱۰ ماه و ۷ روز با روش DST و با راهنمایی همسفر زهرا سفر کردند. هماکنون مدت ۴ سال است که به لطف خداوند و دستان پرتوان آقای مهندس آزاد و رها هستند.
شما چهطور با کنگره آشنا شدید و چه اتفاقی باعث شد احساس کنید این مکان میتواند مسیر تغییر و آرامش برای شما باشد؟
با معرفی مسافرم وارد کنگره۶۰ شدم. ایشان ترکهای متعددی را تجربه کرده بودند؛ که همگی ناموفق بود تا اینکه مسیر کنگره را پیدا کردند و به من گفتند. با این مجموعه از طریق سایت کنگره آشنا شدند و از من خواستند همراهشان باشم. در ابتدا اصلاً پذیرش این موضوع را نداشتم و مدام فکر میکردم جایی است که دوباره به ایشان شربت میدهند و مصرف مواد را به شکل دیگری ادامه میدهند؛ بنابراین نسبت به این موضوع گارد داشتم و همیشه در حال پیگیری و کنکاش بودم. به یاد دارم آن زمان با ایجنت شعبه حُر تماس گرفتم و با ناراحتی پرسیدم این چه جایی است که شربت میدهد، در حالیکه من میخواهم مصرف مواد بهطور کامل قطع شود. ایشان پیوسته مرا تشویق میکردند که ابتدا حضور پیدا کنم و روند کار را ببینم. توضیح میدادند که ترکهای قبلی نتیجهای نداشته است؛ اما با درمان در اینجا به نتیجه رسیدهاند. با وجود این تردیدها وارد کنگره شدم و حتی تا چند ماه پذیرش کاملی نداشتم. برخوردهای صمیمانه افراد، سلامدادن و احوالپرسی برایم ناآشنا بود و حال روحی مناسبی نداشتم و درکی از درمان، حس و حال خوب نداشتم. در پاسخ به اینکه چگونه متوجه شدم این مسیر میتواند موجب تغییر و آرامش شود باید بگویم با گذشت زمان و حدود شش ماه حضور مستمر کمکم مسیر خود را پیدا کردم. در کلاسها شرکت میکردم؛ اما باور واقعی زمانی شکل گرفت که رهاییها، تولدها و حال خوب همسفران را دیدم. آنجا دریافتم هر چه بیشتر در مسیر آموزشها باشم و فرمانبردار راهنما باشم این مسیر برایم هموارتر خواهد بود. آموزش و کسب دانایی میتواند برای هر فردی مسیر رسیدن به درمان و حال خوش را کوتاهتر کند.
لحظهای که باعث شد تصمیم بگیرید سفر ویلیام را آغاز کنید چگونه بود؟ و چه چیزی به شما جرأت شروع این سفر را داد؟
من در ابتدا بهصورت گاهبهگاه سیگار مصرف میکردم؛ اما مصرف قلیانم زیاد بود. این موضوع در کنار مسافرم شکل گرفت از زمانی که با هم آشنا شدیم محل تفریح و خوشگذرانی ما جایی بود که قلیان مصرف میشد. بهتدریج متوجه شدم وابستگی ایجاد شده است بهطوریکه وقتی قلیان مصرف نمیکردم دچار سردرد میشدم در ادامه یک قلیان تهیه کردم و در منزل هر روز آن را آماده میکردم و معمولاً روزی دو بار مصرف داشتم گاهی نیز با حضور دوستان یا مهمانان مصرف میکردم. در همان زمان مسافرم سفر خود را آغاز کرد و بسیار خوب پیش رفت. ایشان سفر سیگار را نیز شروع کردند که چند بار ناموفق بود. من همچنان قلیان مصرف میکردم. به یاد دارم روزی که برای آزمون رفته بودیم و مسافرم به رهایی رسید احساس عذاب وجدان شدیدی داشتم؛ زیرا در کنگره۶۰ حضور داشتم و میدانستم سیگار و قلیان ضد ارزش است؛ اما همچنان مصرف میکردم. روزی که برای دریافت شال نارنجی میرفتیم با خود عهد بستم اگر قرار است بهعنوان راهنما و الگو باشم باید این ضد ارزش را نیز کنار بگذارم در آن زمان با همسفر اعظم جلالی مشورت کردم ایشان مرا راهنمایی کردند و به راهنما همسفر زهرا در شعبه حُر ارجاع دادند و سفرم را آغاز کردم. با شروع سفر متوجه شدم یک راهنما چگونه باید لژیون را اداره کند و چه نوع برخوردی با رهجو داشته باشد؛ زیرا تا زمانی که راهنما خود نتواند کاری را انجام دهد نمیتواند آن را از رهجویش بخواهد. زمانی که به درمان و رهایی رسیدم بسیاری از رهجوها و اعضاء ترغیب شدند که سفر خود را آغاز کنند. در آنجا بهروشنی دیدم که الگو بودن تا چه اندازه میتواند بر رهجو تأثیرگذار باشد. افراد بسیاری پس از من در همان شعبه وارد این سفر شدند و از آن بهره بردند. امیدوارم این بستر فراهم شده برای هر کسی که به هر نوع نیکوتینی وابستگی دارد مورد استفاده قرار گیرد و همسفران عزیز نیز از آن بهرهمند شوند. آرزو دارم همه کسانی که خواسته دارند جرأت آغاز سفر را در خود ایجاد کنند؛ زیرا در کنگره گفته میشود وقتی از چیزی کنده میشویم؛ قطعاً چیزهای بهتری دریافت میکنیم. انشاءالله برای همه کسانی که خواهان درمان هستند این مسیر رقم بخورد.
از زمانیکه سفر ویلیام را آغاز کردید و تا امروز که در جایگاه اسیستانت ویلیام در حال خدمت هستید چه تغییراتی در جسم، روان و مسیر زندگیتان ایجاد شد؟
سفر درمان مواد و درمان سیگار در کنگره۶۰ به لطف آقای مهندس به گونهای طراحی شده است که سیستم درمان آن به شکل بازسازی جسم است؛ وقتی جسم بازسازی شود بسیاری از مشکلات آن بهبود مییابد و من این موضوع را در خودم احساس کردم. بهواسطه سفر سیگاری که داشتم خوابم منظم، رنگ چهرهام بهتر شد و سردردهای شدیدم برطرف شد. در مورد سفر سیگار باید توضیح دهم که شخصی که مصرف سیگار یا قلیان دارد نیکوتین را به شکل دودی وارد بدن میکند. هر نوع نیکوتین اعم از سیگار الکترونیکی، ویپ، پاپ یا هر چیزی که نیکوتین دارد. نیکوتین و هزاران مشتقات دیگر که در سیگار و قلیان است در بدن ما هم وجود دارد. وقتی شخصی به صورت دودی مصرف میکند کارخانه جسم خودش را از کار میاندازد و بدن تولید نمیکند و وابسته به نیکوتین خارجی میشود؛ زیرا جسم دیگر نیکوتین خود را تولید نمیکند و به آن وابسته میشود. مواد مخدر ماندگاریاش در جسم بیشتر است و از آنجا که اثر نیکوتین ۲۰ دقیقه روی جسم شخص و کارکرد مغز اثرگذار است و فرار است؛ بهخاطر همین شخص مصرف نکند سیگار، اگر سیگار را مصرف نکند کلافه میشوند؛ چون زود اثر آن از بین میرود. بهخاطر همین وابستگی ایجاد میشود و زمانیکه شخص مصرف نمیکند آن حالت نشاط مصرف اولیه را ندارد و دچار سردرد و کلافگی میشود و دیدیم کسانی که سیگاری هستند و یکمرتبه کنار میگذارند دچار سرفههای شدید میشوند این اتفاقها برای این است که جایگزینی شکل میگیرد در کنگره اعتیاد را بهعنوان جایگزینی درمان میکنیم. وقتی فرد با آدامس نیکوتین یا داروی خوراکی درمان را آغاز میکند؛ یعنی آدامس خوراکی را جایگزین نیکوتین دودی میکند دوباره جسم وابسته به آدامس نیکوتین میشود و با روش DST که توسط آقای مهندس طراحی شده و با ضریب ۰/۸ کاهش مییابد کمکم به یک واحد میرسد و شخص در نهایت به رهایی دست مییابد. در این فاصله حدود ۱۰ تا ۱۱ ماه من در آمار و اطلاعات متوجه شدم تغییرات زیادی در جسم و روان ایجاد میشود. برای خانمها این تغییرات شامل بهبود رنگ و روی چهره، اصلاح نامنظمیهای قاعدگی، منظم شدن خواب و کاهش عصبی بودن است. من خودم این تغییرات را تجربه کردم. از لحاظ مسیر زندگی هم بهعنوان مادر دو فرزند و فردی فرهنگی این سفر باعث شد بتوانم در جامعه بهتر فعالیت کنم مادر بهتری برای فرزندانم باشم و دغدغه و نگرانی بابت نگاه آنها نداشته باشم که قطعاً به من نگاه میکند و چیزی شبیه من میشود. بهنظر من هر خانمی که با مشکل وابستگی به نیکوتین مواجه است مسیر بهتر شده است. امیدوارم هر کسی که این مشکل را دارد خودش به آگاهی و دانایی برسد و سفر سیگار را آغاز کند و تغییرات مشابهی در جسم، روان و مسیر زندگی خود ایجاد کند.
نقش مسافر یا همسفر شما در این تصمیم چه اندازه اثرگذار بود؟ چه حمایتی باعث شد با اطمینان خاطر وارد سفر شوید؟
سؤالی که پرسیدید خیلی مهم است. مسافر من وقتی میخواستم سفر نیکوتینم را آغاز کنم خودش در کنگره بود و باور داشت که درمان صورت میگیرد و من را حمایت میکرد. این حمایت مسافر برای همسفر که میخواهد سفر نیکوتین انجام دهد بسیار اهمیت دارد. گاهی اوقات خانمهایی که با آنها در ارتباط هستم میگویند یا مشاهده میکنم که مسافرشان اجازه نمیدهد آنها سفر کنند شاید به این دلیل که نگران باشند دیگران در شعبه بفهمند که پیش از این سیگار و یا قلیان مصرف میکردند. بهنظر من هر کسی در کنگره به دانایی لازم برسد متوجه این موضوع میشود که همانقدر که آقایان میتوانند سیگار، قلیان یا مواد مخدر مصرف کنند، این اِمکان برای همسفر هم وجود دارد؛ بنابراین آن ترس و مانع باید از بین برود و مسافر نباید هیچ مانعی برای آغاز سفر همسرش ایجاد کند؛ چون کنگره و سالهایی که ما در کنگره۶۰ حضور داشتیم نشان داده است که خانمهایی که در کنگره بهعنوان همسفر فعالیت میکنند از لحاظ ارتباطی مهر، عاطفه و محبت در خانواده بهبود پیدا میکنند و شرایط زندگی آنها برای همسر و فرزندان بهتر میشود. چه بهتر که در کنار یادگیری جهانبینی و آموزش برای بهتر زیستن و همراه خوبی بودن، اگر مشکل مصرف سیگار یا قلیان دارند از درمانهای کنگره استفاده کنند و خودشان را درمان کنند. از این نظر در سفر نیکوتین ما به حمایت صددرصدی مسافران احتیاج داریم تا اگر خانمها یا همسفرانشان این مشکل را دارند بتوانند از این فرصت استفاده کنند و مانند روزهایی که همسفر، همسفرِ درمان برای مسافرانشان بودند امروز این مسافران همسفر درمان نیکوتین همسفران خود باشند.
با توجه به اینکه بعضی از افراد هنوز درگیر تابوی سفر سیگار هستند و از بیان نیاز خود برای آغاز سفر احساس خجالت میکنند چه توصیهای دارید تا بتوانند از این مانع ذهنی عبور کنند و با آرامش و شهامت سفر خود را آغاز کنند؟
ببینید ما همه خانم هستیم و بهعنوان همسفر در کنگره۶۰ حضور داریم همانطور که در جواب قبلی هم گفتم بیشترین دلیلی که خانمهای همسفر اعلام نمیکنند که مصرفکننده بودند یا هستند یا بودهاند ترس از مسافرشان است یا مسافران نمیدانند که همسرشان مصرفکننده است یا اجازه نمیدهند این موضوع اعلام شود. من واقعاً نمیتوانم به این افراد چیزی بگویم هر کسی زندگی شخصی خودش را دارد و خودش بهتر میتواند برای خود تصمیم بگیرد؛ اما نظر من این است که کسی که در کنگره باشد، آموزشها را دریافت کند و روند سفر و تأثیرات آن را مشاهده میکند میبیند که چه تغییرات مثبت و حال خوب در افراد ایجاد میشود. بزرگترین هدف ما در کنگره رسیدن به حال خوش است؛ پس اگر فرد به این نتیجه برسد که با درمان سیگار یا نیکوتین قطعاً حال بهتری خواهیم داشت و این حال خوب باعث میشود که زندگی ما آرامتر باشد به همسر، فرزندانمان و حتی به پدر و مادرمان بهتر برسیم اینها را ببینیم و درمورد آن تفکر کنیم که میتوانیم آدم بهتری باشیم. هر کسی توانایی این کار را دارد و بستر آن در کنگره فراهم است. بشکنید و یک نفر بهنظر من جلودار شود و در شعبهها پیام برساند کسی که سفر کرده است راهنمایانی که خود سفر کردهاند تا مسیر را برای دیگران باز شود و به آن ایمان و باور برسند که شرایط بهتری در درمان برایشان رقم خواهد خورد. مطمئناً این افراد هم خواهند آمد و از این سفر استفاده خواهند کرد و تجربه خوبی کسب خواهند کرد.
در پایان اگر نکته، تجربه و مطلبی وجود دارد که دوست دارید با همسفران در میان بگذارید خوشحال میشویم بیان کنید.
دوستان اگر هنوز ترس، قضاوت دیگران یا تابوی سفر مانع شروع شما است؟ یادتان باشد زندگی شما از هر حرفی ارزشمندتر است. شما لیاقت آرامش، سلامت و آزادی را دارید. به خودتان این فرصت را بدهید کنگره کنار شما است. من امروز با تمام وجود شاکرم که این مسیر را انتخاب کردم. اگر کسی در دلش تردید دارد، بداند که پشتِ این ترس، دنیایی از آرامش و تغییر منتظرش است. امیدوارم همه ما بتوانیم با عشق، ایمان و صبر مسیر درمان و رشد را ادامه دهیم به امید روزی که هیچ کس زیر بار ترس، خجالت یا تردید نماند و همه بتوانند با عشق و آگاهی سفر خود را آغاز کنند. در پایان میخواهم بگویم که اگر من توانستم، قطعاً شما هم میتوانید. کافی است جرأتِ اولین قدم را داشته باشید به راه و راهنما ایمان بیاورید و به کنگره اعتماد کنید. این سفر تنها درمان سیگار نیست؛ سفری است به سمت آرامش، سلامتی و انسان شدن. برای همه مسافران و همسفران بهترینها را از خداوند طلب میکنم.
از شما اسیستانت محترم صمیمانه سپاسگزاریم که با صداقت و مهر، تجربههای ارزشمند خود را در اختیار همسفران قرار دادند. امید داریم این تجربیات نوری باشد برای همسفرانی که میخواهند در مسیر سفر قرار بگیرند؛ اما هنوز جسارت آغاز را ندارند. بیتردید کلامِ سرشار از عشق و امید شما میتواند راه را برای آنان روشنتر کند و قدمهایشان را استوارتر سازد. برای شما در ادامه مسیر خدمت، سلامتی و توفیق روزافزون خواستاریم.
طراح سؤال و مصاحبهکننده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سمنان
- تعداد بازدید از این مطلب :
347