در سیدی «غار» استاد امین میفرمایند: بدن انسان شبیه یک زمین است همانطور که یک زمین خشک و تشنه داریم یک بدن خشک و تشنه هم داریم. آب برای بدن انسان یک ذخیره هست. فرآیند پیری یعنی این که بافتهای بدن مقداری آب را از دست دادن وقتی که سن بالا میرود بدن شرایط جذب آب را از دست میدهد و بدن کم آب میشود و یک زمانی هست که انسان خودش بی توجهی میکند و اصلا آب نمیخورد.
چایی، آهن بدن را از بین میبرد، چای خارجی رنگ دارد و سم هست؛ ولی چای ایرانی یک دارو هست و اندازه خوردنش برای سیستم گوارش مفید و خاصیتی که چای دارد آب بدن را از بدن جدا میکند پس مصرف چای زیاد باعث فرآیند پیری میشود. آب را باید نیم ساعت قبل از غذا یا دو ساعت بعد از غذا بنوشیم که با غذا خوردن تداخل نداشته باشد؛ چون اسید معده را از بین میبرد.
در ادامه استاد امین میگویند: آیا من وظیفه دارم که به اطرافیانم و به اتفاقات زندگیشان توجه داشته باشم؟ بله دارم، حالا آیا آنها هم وظیفه دارند که به من توجه داشته باشند؟خیر ندارند، در واقع از یک سمت قضیه نگاه کنیم وظیفه هست؛ ولی اگر از سمت دیگری نگاه کنیم وظیفه نیست. چون اگر از آن قضیه نگاه کنیم که وظیفه دارم آن وقت ما تبدیل به یک آدم زود رنجی میشویم و همش در ناراحتی بسر میبریم که چرا فلانی به من کمک نکرد. اتصالات در زندگی خیلی مهم است مثلاً در یک روستا افراد آن روستا که از سواد هم برخوردار نیستند؛ ولی خیلی خوشحال کنار همدیگر زندگی میکنند. در هندوستان بیست نفر در یک اتاق خیلی کوچک کنار همدیگر مینشینند و یک فیلم را تماشا میکنند و خیلی خوشحال هستند.
دو نوع خواب رفتن داریم یک نوع خواب رفتن این است که انسانها به هم دیگر توجه ندارند. نوع دیگر خواب رفتن هم وجود دارد که در سوره اصحاب کهف آمده، کهف یعنی غار. داستان اصحاب کهف که یک عدهای آدم جوانمرد در شهری بین قومشان زندگی میکردند و این قوم در مسیر خداوند نبودند و مجبور بودند با این حال زندگی کنند اینها که جوانمرد بودند اعتقاد به فرامین الهی داشتند. جوانمردی ویژگی بعضی از انسانها است یعنی بخشش و گذشت دارند و دستگیری میکنند. اشخاصی که این خصوصیات را داشتند اگر میخواستند در این شرایط زندگی کنند مجبور بودند که با آنها افراد همسو شوند.
انسان نمیتواند با یک شخصی که قمار باز است قمار بازی کند و هم زمان فرامین الهی را هم اجرا کند این شرایط امکان پذیر نیست و اینها هم از خداوند کمک میخواهند که خدایا ما را از این شرایط نجات بده و فرار میکنند و در کوه قرار میگیرند. در آن جا فرمان میآید که در غار پناه بگیرند. غار یک پناهگاه است و نور کمی دارد و دور از چشمها و یک سر پناه است. موقعی که این انسانها در غار قرار میگیرند حدود سیصد و نه سال خواب میروند. چرا خواب میروند؟ چون اگر میخواستند با انسانهای منفی ارتباط داشته باشند مجبور بودند که با افکار انسانهای منفی همسو بشوند و این باعث میشد از مسیر خودشان خارج شوند.
اگر انسان بخواهد از دست یک سری ارتباطات خارج شود لازم است که به خواب برود، انسانی که در اعتیاد غرق میشود هم یک نوع خواب رفتن است و موقعی که یواش یواش درمان میشود از خواب بیدار میشود و در این بیداری ممکن است شرایط زندگیاش عوض شود.
منبع: اپلیکیشن دژاکام سیدی غار
نویسنده: راهنمای تازه واردین همسفر لیلا
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر معصومه نگهبان سایت
نمایندگی ساوه
- تعداد بازدید از این مطلب :
152