هفتمین جلسه از دور بیست و هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی، ویژه مسافران کنگره ۶۰ شعبه تخت جمشید شیراز با استادی مسافر امین ، نگهبانی مسافر احمد رضا و دبیری مسافر ابراهیم با دستور جلسه ( هفته راهنما ) یک شنبه ۲۶ بهمن ماه۱۴۰۴ ساعت۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

سلام دوستان امین هستم یک مسافر:
خداوند رو شاکرم و تبریک میگم به مهندس دژاکام و کلیه راهنمایان و معلمان کنگره ۶۰ که در حقیقت به جز درمان اعتیاد در بحث علم زندگی به من مسافر کمک میکنند خوب راهنمایی که در کنگره ۶۰ هست یا معلمی که در کنگره ۶۰ هست یا مربی خودش کسی هست که تاریکیها را تجربه کرده کسی هست که خودش خماری کشیده بیپولی کشیده درد کشیده همه سختیهایی که یک سفر اولی اینجا نشسته راهنما آن را تحمل کرده و توانسته با معلم راهنمای خودش آن را طی کند و به جایگاهی برسد که بتواند به من سفر اولی یا مسافر راهنمایی بدهد و در مقابل این هم هیچ توقعی ندارد و در این مسیر به نقطهای رسیده و به یک برداشتهایی رسیده مثل همان وادی هفتم که آنچه برداشت می نماید در این مسیر چی مهمه به این نتیجه رسیده که فقط من مهم نیستم فقط فرزند من مهم نیست بقیه هم حق زندگی دارند بقیه هم باید درمان بشوند و به این خاطر میماند که هم آموزش بگیرد و هم خدمت کند و به این اعتقاد دارد که نیاز ما در دل دیگران و نیاز دیگران در دل ما هست و هیچ توقعی هم ندارد.
ولی این مهمه که آیا من،منه امینی که تا ساعت ۲ بعد از ظهر خواب بودم حالا اومدم در مسیر و یکی آمده بدون توقف به من کمک کرد حالا من اینو میبینم یا نمیبینم اگر نبینم که یعنی ناسپاسم که آن بحثش جداست ولی اگر میبینم که خواب نیستم و زحمت آن راهنما را میبینم که هیچ توقعی هم از من ندارد این وظیفه منه که از اون راهنما تشکر کنم کدوم قرص کدوم مواد کدوم فرد میتوانست من امین را ساعت ۵:۳۰ صبح از خواب بیدار کند به کارم برسم به زندگیم برسم سیدی بنویسم همه کارهایم را بکنم الانم سرحال اینجا نشسته باشم خب تشکر در کنگره ۶۰ به سه مدل انجام میشود اولیش که قلبی هست حالا چه تو کنگره یا بیرون کنگره اینکه من به همکارم یه چیزی بدم مثلاً یه لیوان آب بخوام بهش بدم و تو دلم بگم ایشالا زهر بشه نه قلبی هم باید رو عشق و علاقه باشه یکی زبانی هست که خب حالا من تشکر میکنم از معلمم یا از راهنمام از پدرم از مادرم از هر کسی یکی هم عملی هست توی کنگره لازم نیست من مثلاً برای راهنمام یه تندیس ببرم یا یه چیزی و مبلغ هم مهم نیست که یکی بگه من پول ندارم زشته و مبلغم مهم نیست که یکی بگه مثلاً اگه من پولم کمه راهنمام بعدش به من دارو کم بده یا یکی بگه من پول بیشتر میذارم راهنمام بیاد به من بیشتر دارو بده نه اصلاً مهم نیست.
راهنما نیومده اینجا که از منه رهجو یه پاکت بگیره یه پاکت خوشگل ولی در حد توانت یه موقع هست من توانم هزار تومنه یه موقع هم هست نه توانم یک سکه است یه نیم سکه است ربع سکه است ۱۰۰ هزار تومنه حالا هرچی اصلاً مهم نیست یعنی راهنما اصلاً به اون مبلغ نگاه نمیکند هدفش آموزش که مثلاً من امین این آموزش را دیدم یا نه و برای راهنماها هم توی کنگره ۶۰ الان توی دنیایی داریم زندگی میکنیم که الان توی دادگاهها برید میبینید برادر با برادر همه قوم خویش سر ارث و میراث یاسر کمترین پول یا کمترین مسئله با هم درگیرند ولی راهنما به این نتیجه رسیده عاشق را حساب با عشق است با معشوق حسابی ندارد ولی این میشود که من ببینم با خودم چند چند هستم و آیا آموزش گرفته ام و طبق آموزش هایی که گرفته ام مسیر را طی میکنم و این آیین تشکر را به جا می آورم یا از کنارش ساده عبور میکنم.
تایپ:مسافر مهدی
تنظیم و ارسال:مسافر محمد جواد
- تعداد بازدید از این مطلب :
151