English Version
This Site Is Available In English

باید درد پرداخت را بکشی تا لذتِ بخشش را بچشی

 باید درد پرداخت را بکشی تا لذتِ بخشش را بچشی

هشتمین جلسه از دوره هفتم جلسات لژیون سردار شعبه شادآباد با دستور جلسه «تحقیقات کنگره ۶۰، مقالات و کنفرانس‌ها» در روز دوشنبه مورخ ۱۴۰۴/12/04 رأس ساعت ۱۵/00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، وحید هستم یک مسافر.
پیش از هر چیز، خدای خود را شکر می‌کنم که بار دیگر این توفیق را به من عطا کرد تا در کنگره حضور یابم و این جایگاه را تجربه کنم. این نخستین باری است که در این جایگاه قرار می‌گیرم.
در اوایل حضورم در کنگره، وقتی درباره لژیون سردار با من صحبت می‌کردند، گمان می‌کردم که این یک بازی است. با خود می‌گفتم: «مگر می‌شود کسی بیاید و ۵۰ میلیون، ۵۰۰ میلیون یا مبالغی بالاتر را کمک کند؟» در بیرون از کنگره بسیار از این چیزها شنیده بودم، اما همگی نمایشی بودند. زمانی که با راهنمایم صحبت می‌کردم و ایشان تأکید داشتند که باید حتماً عضو لژیون سردار شوی، همیشه جمله‌ای داشتم که به ایشان می‌گفتم: «من وقتی مصرف‌کننده بودم، از حق خانواده‌ام برای مصرف می‌زدم و حالا که به کنگره آمده‌ام، باز هم باید از حق آنها برای عضویت در لژیون سردار بزنم؟»
اما هنگامی که وارد لژیون سردار شدم، آن روزنه امید در وجودم شعله‌ور شد. چیزهایی را که تا دیروز حتی متوجه نمی‌شدم، امروز با چشم خود می‌دیدم. همواره در کنگره شنیده بودم که دیدن بعضی چیزها در کنگره، چشم دل می‌خواهد و با چشم سر نمی‌توان آنها را دید. به باور من، تنها راه روشن شدن آن چشم دل، لژیون سردار است.
من همیشه به خود می‌گویم چون عضو لژیون سردار هستم، پس می‌توانم مستقیم با استاد سردار صحبت کنم. گاهی که در جایی گیر می‌کنم، سریع متصل می‌شوم و با استاد سردار سخن می‌گویم و این داستان را در ذهنم مجسم می‌کنم. به لطف خدا، همواره این ارتباط مرا یاری کرده و نگذاشته لنگ بمانم.
پیش از ورود به کنگره، زمانی که در مسیر نیروهای منفی بودم، همیشه دوست داشتم اولین نفر باشم. هرگاه نیروی منفی می‌خواست یار انتخاب کند، دست من برای اعلام آمادگی برای انجام هر کار ضد ارزشی از همه زودتر بالا می‌رفت و همواره در صف اول قرار می‌داشتم. پس از آنکه خداوند لطف کرد و وارد کنگره شدم، با خود عهد بستم که اینجا نیز همیشه جزو نفرات اول باشم و «سیاهی لشکر» نباشم. در کنگره بسیارند کسانی که می‌آیند و می‌روند؛ یا درمان می‌شوند و می‌روند، یا هیچ بازپرداختی ندارند و صرفاً برای پر کردن استادیوم حضور دارند. من هرگز این حالت را نپسندیدم و همیشه خواستم جزو نفرات اول باشم و برای این خواسته، چه جایی بهتر از لژیون سردار؟
در جایگاه‌های بسیاری خدمت کرده‌ام، اما از هنگامی که وارد لژیون سردار شدم، زندگی‌ام گونه‌ای دیگر شد. در لژیون سردار، پس‌انداز کردن را آموختم. صور ظاهری لژیون سردار، «پول خرج کردن» است، اما در صور پنهان، به ما پول درآوردن و پس‌انداز کردن را می‌آموزد. زمانی که در لژیون سردار متعهد می‌شوم مبلغی را پرداخت کنم، چه ۶ میلیون، چه ۶۰ میلیون یا ۶۰۰ میلیون، تلاشم را در زندگی بیشتر می‌کنم تا هم بتوانم پس‌انداز کنم و هم تعهداتم را ایفا نمایم. این اتفاق، خواسته یا ناخواسته، به من آموخت که چگونه پس‌انداز کنم، با بسیاری از مسائل راحت‌تر کنار بیایم و بتوانم ببخشم. آقای مهندس می‌فرمایند: «جان دادن، راحت‌تر از مال دادن است.»
بسیاری از پهلوان‌های شعبه را می‌شناسم که پرداخت پهلوانی برایشان «پول خرد» نبود و این کار را با سختی و تحمل فشار انجام می‌دادند. من نیز همیشه گمان می‌کردم باید پول داشته باشم تا در لژیون سردار مشارکت کنم، اما دریافتم که داستان لژیون سردار، عشق و عشق‌بازی است.
زمانی که عضو لژیون سردار می‌شوم، یادی از من در کنگره ۶۰ باقی می‌ماند. اینکه شخصی به نام وحید پولی را در کنگره پرداخت کرده، حتی اگر در حد یک آجر هم باشد. این از من در کنگره به یادگار خواهد ماند.
به باور من، عضویت در لژیون سردار مانند دیگ جوشان است. هر بار که پرداختی به لژیون سردار دارم، یکی از عیب‌های پنهانم برای من آشکار می‌شود. به نظر من، تزکیه و پالایش واقعی در لژیون سردار عملی می‌شود؛ چرا که در شرایط اقتصادی کنونی جامعه، انسان این پرداختی‌ها را با سختی و درد انجام می‌دهد.
آقای مهندس همواره تأکید می‌کنند: «پرداختی شما به لژیون سردار باید به‌گونه‌ای باشد که همراه با درد باشد؛ یعنی فشار آن را حس کنید.» این‌گونه پرداخت است که قشنگ و لذت‌بخش است. اگر در جیبم ۱۰ میلیون تومان باشد و یک میلیون از آن را پرداخت کنم، به گمان من اصلاً لذت‌بخش نیست. اما اگر با همان ۱۰ میلیون، ۶ میلیون آن را بپردازم، آن‌گاه درد و در عین حال لذت واقعی را تجربه خواهم کرد. به باور من، آنان که در پرداخت تعهدات لژیون سردار، درد بیشتری را احساس می‌کنند، قطعاً لذت بیشتری نیز خواهند برد. از توجه شما به صحبت‌هایم، بسیار سپاسگزارم.

تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .