همه ما انسانها میدانیم در جهانی که در آن زندگی میکنیم هیچ چیزی را به رایگان و یا مجانی به کسی نمیدهند. ما امروزه میبینیم شخصی در جایگاهی از موفقیت خوبی برخوردار است ما باید بدانیم آن فرد برای رسیدن به این جایگاه تلاشهای بسیاری داشته تا به این موفقیت و جایگاه رسیده است. مثلاً یک پزشک متخصص را در نظر بگیریم که از نظر مالی و اجتماعی بسیار خوبی برخوردار است این فرد سالها زحمت کشیده شبهای زیادی را بیخوابی کشیده و سختیهای زیادی را تحمل کرده تا به این جایگاه رسیده است. ما اگر با دقت نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که این قانون در زندگی همه انسانها است؛ بنابراین من اگر بخواهم به نانوایی بروم و تعدادی نان بخرم اول از همه باید حرکت کنم و به سمت نانوایی بروم، صف بگیرم و صبر کنم تا نوبتم برسد، قبل از گرفتن نان باید اول بهای آن را پرداخت کنم تا بتوانم نان را تحویل بگیرم؛ پس دادن بهای هر چیزی، برای ما یه قانون است که باید اول آن را رعایت کنیم؛ بنابراین انسانها در مسیر زندگیشان با تضادها روبهرو میشوند و از سد سختیها زیادی عبور میکنند.
آقای مهندس میفرمایند: که انسان باید از سطح سختیها عبور کند و زمانی که صحبت از سد میشود مثل یک دیوار بلند و محکمی که با بتن و آهن ساخته شده مقابل ما قرار دارد؛ برای رسیدن به خواستهها باید از این سدها عبور کنیم؛ همانگونه که در وادی دوم هم گفته شده در عبور از گذرگاههای سخت انسان کار آزموده خواهد شد. ما دو نوع هزینه داریم مالی و روحی؛ باید اول محبتهای خودمان را ذخیره کنیم تا در زمانهایی که در فقدان محبت هستیم آنها را هزینه کنیم. آقای مهندس میفرمایند: محبتهای همسر خود را ذخیره کنید تا به نتیجهای برسید هر انسانی نقطه تحملی دارد که نمیتواند همیشه خوب باشد یا اینکه چگونه به انسانها اجازه بدهیم با ما رفتار کنند من اگر قرار باشد آرامش داشته باشم؛ باید بهای آن را بپردازم، بهای آن این است که از مسافرم و اطرافیان خود مهربانتر باشم و بهای آسایش و آرامش محبت کردن است.
زمانی که یاد بگیریم به انسانها بدون هیچ چشمداشتی محبت کنیم مطمئن باشید راه برایتان باز شده است. حس درون ما باید درست باشد دیدگاهمان را باید تغییر بدهیم که حس درست شود و از آن لذت ببریم من خانوادهام را دوست دارم؛ پس باید بهای آن را با محبت بیشتر پرداخت کنم هزینه خوب بودن را پرداخت کنم. هر چهقدر محبت کنیم خودمان بیشتر دریافت میکنیم، چرا؟ چون انتظاری نداریم و در حال پرداخت بهای آن هستیم. من بهای چه چیزی را میدهم؟ بهای اینکه برای مسافرم ارزش بیشتری قائل باشم؛ باید به ارزشهای دیگران احترام بگذارم؛ بنابراین اعتیاد و درمان آن و مشکلاتی که در طول سفر با آن روبهرو میشویم بهایی است که باید ما آن را بپردازیم تا به رهایی برسیم و با آمدن و رفتنها و حضور در جلسات به موقع یک نوع از بهایی است که ما میپردازیم؛ ولی اگر درست نگاه کنیم این بهایی که میپردازیم نسبت به چیزی که دریافت میکنیم بسیار ناچیز است.
منبع: سیدی پرداخت بها
نویسنده: همسفر لیلا رهجو راهنما همسفر زهرا( لژیون یازدهم )
رابط خبری: همسفر لیلا رهجو راهنما همسفر زهرا(لژیون یازدهم)
ویراش و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر بهاره(لژیون چهارم ) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی پاکدشت
- تعداد بازدید از این مطلب :
85