
قضاوت مبحثی بسیار تأثیرگذار است که در بخش فیزیک نیز به آن پرداخته میشود. در درمان، فیزیک همان نیرو است. نیروهای هستی از نظر ماهیت به چهار دسته تقسیم میشوند: نیروی جاذبه، نیروی دافعه، نیروی هستهای قوی و نیروی هستهای ضعیف.
در جهانبینی، نیرو معادل «حس» است و کاری که حس انجام میدهد، در هر موجودی باعث ایجاد حرکت میشود. اگر انسان نسبت به مسئلهای حس نداشته باشد، هیچ حرکتی نسبت به آن مسئله انجام نخواهد داد. نیروها نیز بر اساس یکسری قوانین عمل میکنند.
برای بهوجود آمدن حس، صرفاً داشتن یک بستر مناسب کافی نیست و این نکته بسیار مهمی است. در جامعهشناسی گفته میشود که جامعه شرایط نامناسبی دارد و همین باعث تخریب انسان میشود؛ اما جامعه فقط یک محیط است و تنها میتواند یک میدان ایجاد کند. حتی اگر این محیط بسیار بزرگ باشد، فقط یک میدان جاذبه در اطراف خود به وجود میآورد و کاری فراتر از آن انجام نمیدهد.
در کنگره، باور بر این است که وقتی درمان اتفاق میافتد، دو مسئله ناخالصی و وابستگی به مواد به صفر میرسد. در این حالت، اگر فرد درمانشده در میان تمام مصرفکنندگان دنیا قرار بگیرد، دیگر جاذبه و دافعهای برای او وجود ندارد. یعنی اگر تمام مردم دنیا مواد مصرف کنند، فردی که در کنگره آموزش دیده و درمان شده، بهراحتی از کنار آنها عبور میکند.
اگر ما نسبت به یک شخص یا یک محیط احساس خوبی داریم، به دلیل حسی است که در درون ما وجود دارد و آن محیط یا شخص، برای ما یک میدان مثبت محسوب میشود. در درون خود ما نیز جاذبهای وجود دارد که وقتی این دو در کنار هم قرار میگیرند، حس شکل میگیرد؛ اما اگر آن حس درون ما نباشد، حتی با قرار گرفتن در کنار آن شخص یا محیط، احساسی ایجاد نخواهد شد. این صفات درونی میتوانند هم خوب باشند و هم بد.
بسیاری از مواقع، صفتی را در دیگری میبینیم که از آن بیزاریم؛ اما با کمال تأسف باید گفت که خود ما نیز از همان صفت برخورداریم و از همان جنس هستیم. در کنگره، هر چیز دارای یک صور آشکار و یک صور پنهان است. ممکن است یک صفت در من آشکار باشد و آن را ببینم؛ مانند دروغ گفتن. گاهی نیز صفات پنهان هستند و خودم از وجود آنها بیخبرم، اما در آستانه ظهور قرار دارند.
هر چیزی که قرار است به وجود بیاید، ابتدا باید بذر آن کاشته شود. وقتی بذر، یعنی همان خواسته، کاشته میشود، برای رشد نیاز به زمین مناسب دارد. از زمانی که بذر در خاک قرار میگیرد تا زمانی که جوانه بزند و سپس به میوه برسد، یک فاصله زمانی وجود دارد. اگر آن صفت در من پنهان باشد، مانند بذری است که در خاک وجود دارد و میخواهد خود را بشکافد و بیرون بیاید؛ میوه آن همان چیزی است که قبلاً در دیگران میدیدم و از آن بدم میآمد.
ممکن است من از فردی حسود بدم بیاید؛ اما بعد از چند سال خودم تبدیل به انسانی حسود شوم. این همان بذری است که از ابتدا در من وجود داشته و فقط زمان لازم داشته تا رشد کند.
وقتی من درباره کسی قضاوت میکنم، حس بدی نسبت به او دارم و او را مجازات میکنم، درست مانند این است که به شهر وجودی او موشک شلیک کردهام. حتی اگر این موشکها در هزار کیلومتر دورتر منفجر شوند، باز هم ناراحتی، تنفر و حال بد ایجاد میکنند. این موشکها چون از قلب و اندیشه یک انسان رها میشوند، حتماً اثر تخریبی خود را میگذارند.
بسیاری از انسانها بهطور همزمان با چند نفر در جنگ و جدال هستند و این موضوع هزینه سنگینی برای آنها دارد. در نهایت، تمام این حسها به خودشان بازمیگردد و احساس سنگینی شدیدی را تجربه میکنند.
مشکل اصلی انسان در مسیر تزکیه و پالایش، زدودن تاریکی نیست، بلکه ندیدن تاریکی است؛ زیرا تا زمانی که صفات ناخوشایند را در خود نبینیم، اقدامی برای پالایش انجام نمیدهیم. وقتی انسان این صفات را در خود مشاهده کند، حدود پنجاه درصد مسیر تزکیه را طی کرده است.
حتی اگر تمام علما و حکما بگویند که صفت بدی در من وجود دارد تا زمانی که خودم آن را نبینم، نمیتوانم بپذیرم. هر کسی که بتواند درباره دیگران قضاوت نکند، روش و نگاهش به زندگی شبیه دانشمندان و علماست؛ زیرا آنها اساساً وارد این مسائل نمیشوند.
عنوان: سیدی قضاوت (استاد امین)
نویسنده: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر مهتاب رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی اندیشه
- تعداد بازدید از این مطلب :
41