«به مناسبت هفته راهنما، فرصتی شد تا پای صحبتهای انسانهایی بنشینیم که حضورشان فقط در جایگاه «راهنما» خلاصه نمیشود؛ کسانی که با صبر، آگاهی و دلِ بزرگشان، مسیر را برای رهجوها روشنتر کرده اند. راهنما بودن فقط انتقال تجربه نیست، بلکه هنر شنیدن، درک کردن، و باور داشتن به تواناییهای رهجو است حتی زمانی که خودِ رهجو هنوز به خودش ایمان ندارد. در این مصاحبه تلاش کردهایم گوشهای از نگاه، تفکر و تجربههای ارزشمند این بزرگواران را ثبت کنیم؛ باشد که یادآوری کوچکی باشد از زحمات بیوقفه، گذشتها و عشقی که بیچشمداشت نثار میکنند.»
.jpg)
همسفر ساغر به همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی شیشه و شیره به مدت ۱۸ ماه به روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی خانم آذر و مسافر کوروش آذرپور سفر کردند. ورزش مسافر در کنگره والیبال و ورزش همسفر دارت است و اکنون ۱۴ سال و ۵ ماه است که با دستان پرتوان جناب مهندس آزاد و رها هستند. همسفر ساغر در جایگاههای دبیر و نگهبان جلسه همسفران، خدمت در سایت، مشاور تازهواردین، ایجنت پارک چمران، دو دوره راهنمایی، ایجنت شعبه البرز، عضو لژیون سردار و در حال حاضر در جایگاه راهنمای درمان در حال خدمت هستند.
۱- بزرگترین موهبتی که جایگاه راهنمایی برایتان به ارمغان آورد؟ چیست؟
به نظر من همانطور که در روز مصاحبه خدمت جناب مهندس گفتم در جواب سوال علت راهنما شدن، بعد از ده سال راهنمایی بزرگترین موهبت این جایگاه حال خوش میباشد. به باور من تمام تلاشها و جنگها در جهان برای رسیدن به حال خوش است منتهی به قول حافظ که میگوید: جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه، چو ندیدند حقیقت ره افسانه زدند؛ اکثر انسانها بیراهه رفتند و فکر کردند که حال خوش در ثروت یا قدرت میباشد، در حالی که هیچ چیز بالاتر از مهربانی و عشق به همنوع نیست و این دقیقاً همان موهبتی است که نصیب یک راهنما میشود.
۲- فرایند تغییر، تبدیل و ترخیص در جایگاه راهنمایی چگونه برای شما اتفاق افتاده است؟
چه سوال قشنگی چون باعث شد که مروری داشته باشم به خویشتن خویش؛ به باور من رهجوها آینه راهنما هستند برای همین من همیشه سعی میکنم با دقت به رفتارها و سوالات رهجوها نگاه کنم چون در هر کنش و واکنش رهجوها خودم را میبینم که باید چه تغییری در من ایجاد بشود؛ اگر بخوام واضحتر بگویم وقتی سوالی از من پرسیده میشود که جواب را میدانم ولی در عمل به آن ضعیف هستم تلاش میکنم تغییر را اول در خودم ایجاد کنم چون به نقل از پیامبر:«رطب خورده منع رطب چون کند.» و البته من با ترخیص راه زیادی دارم.
همسفر شیدا به همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی شیشه به مدت ۱۰ ماه به روش DST با داروی اپیوم به راهنمایی خانم نرگس و مسافر مجید احمدی سفر کردند؛ ورزش مسافر در کنگره فوتبال، ورزش همسفر ایروبیک است و اکنون ۱۴ سال و ۹ ماه است که با دستان پرتوان جناب مهندس آزاد و رها هستند. همسفر شیدا در جایگاههای دو دوره راهنمایی، عضو لژیون سردار و در حال حاضر در جایگاه ایجنت شعبه دکتر مسعود و راهنما در حال خدمت هستند.
۱- سختترین چالشی که در جایگاه راهنما با آن روبهرو شدید چه بوده است؟
سختترین چالش برای خود من به عنوان راهنما که با همسفران داشتم پذیرش بود، اصولاً همسفران در ابتدای ورود به کنگره هیچ مشکل و موردی را در خودشان نمیبینند و قبول ندارند که آنها هم تخریب دارند و باید روی خودشان کار کنند و تمام مشکلات را از جانب مسافرشان میدانند و بابت همین موضوع کمی دیرتر با آموزش ها و صحبتها ارتباط میگیرند؛ خیلی مهم است که رهجو بپذیرد که آن هم نیاز به آموزش و دانایی دارد و باید روی خودش و حسهایش کار کند و سرش را با سر راهنما عوض کند تا به یک تعادل نسبی برسد و به نظر من این یکی از مسائلی بود که من در دوره راهنمایی بارها با آن برخورد داشتم.
۲- در مسیر راهنمایی، نگاه شما به انسان و تواناییهایش چه تغییری کرده است؟
تغییر نگاه یکی از زیباترین و ارزشمندترین اتفاقاتی است که به واسطه آموزش ها در کنگره برای افراد اتفاق میافتد و هر چه میزان آگاهی افراد بالاتر میرود این فرق نگاه هم وضوح بیشتری میگیرد؛ در طول دوران خدمت بارها به این نتیجه رسیدم که در هر انسانی توانایی و قدرت زیادی وجود دارد فقط کافی است خواسته قوی داشته باشد و در مسیر آموزش قرار بگیرد تا بتواند به آن تواناییها واقف بشود مثل کوله پشتی که روی دوشش است و پر از ابزار برای ادامه سفر است اما خودش اطلاعی از این کوله پشتی ندارد اما با بالا بردن آگاهی و رسیدن به معرفت و شناخت میتواند آن کوله پشتی را حس کند و در زمان مناسب از ابزارهایی که خداوند درون آن قرار داده است استفاده کند. من در کنگره به این موضوع رسیدم که انسان موجود بسیار عجیب و پیچیدهای است چه در صور آشکار چه صور پنهان و اگر خواستهای از ذهن و دلش عبور میکند حتماً توانایی و ابزار رسیدن به آن خواسته را دارد پس هیچ آرزویی در دل کسی نمیافتد مگر توان رسیدن به آن آرزو در آن شخص وجود داشته باشد. امیدوارم همه ما به خواستههای به حق خودمان با تلاش و کوشش و تغییرات درست برسیم.
همسفر نسرین به همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی شیره خوراکی به مدت ۱۲ ماه به روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی خانم شیما و مسافر حسین قره داغی سفر کردند؛ ورزش مسافر در کنگره فوتبال ورزش همسفر پینگ پنگ است و اکنون ۴ سال و ۵ ماه است که با دستان پرتوان جناب مهندس آزاد و رها هستند. همسفر نسرین در جایگاههای دبیر و نگهبان لژیون سردار همسفران، نگهبان جلسه راهنمایان، راهنمای تازه واردین، عضو لژیون سردار، خدمت دنور و در حال حاضر در جایگاه پهلوانی و راهنمایی در حال خدمت هستند.
۱_ نظرتان را در رابطه با این جمله بیان کنید( راهنما در کنگره ۶۰ فردی است که به دیگران آموزش میدهد تا خود بهتر آموزش بگیرد)؟
قطعاً چیزی جز این نیست و راهنما در طول خدمت راهنمایی بیشتر پی به گرهها و مسائل و مشکلات خود میبرد و در حین آموزش به رهجو خود نیز از آموزشها برخوردار میشود و زمانی که در لژیون به مسألهای میپردازد دوباره آموزشها برایش تکرار میشوند و در اثر تکرار این آموزشها، راهنما مجدد در مسیر کسب تجربه و آگاهی و دانایی بیشتر قرار میگیرد.
۲_ دوست دارید رهجوهایتان شما را با چه ویژگیای به یاد بیاورند؟
اگر بخواهم فقط به یک ویژگی اشاره کنم و با آن ویژگی به یاد آورده شوم این است که هر کلامی را بر زبان آوردم و هر آنچه که آموزش دادم خودم آن را به اجرا در آورده باشم و به آن پایبند بوده باشم مانند الگوی بینقص کنگره، جناب آقای مهندس دژاکام.
همسفر زینب به همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی تریاک خوراکی به مدت ۱۱ ماه به روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی خانم ساغر و مسافر احمد آقازاده سفر کردند؛ ورزش مسافر در کنگره بدمینتون و ورزش همسفر پینگ پنگ و والیبال است؛ اکنون مدت ۳ سال است که با دستان پرتوان جناب مهندس آزاد و رها هستند. همسفر زینب در جایگاههای دبیر و نگهبان جلسات همسفران، عضو لژیون سردار، خدمت سایت، خدمت قسمت صوتی، مسئول امتحانات و در حال حاضر در جایگاه راهنما در حال خدمت هستند.
۱_ لطفاً برای ما از احساس خودتان زمانی که شال زیبای راهنمایی را از دستان پرمهر جناب مهندس دریافت میکردید بگویید؟
لحظهای که شال راهنمایی را از دستهای جناب مهندس گرفتم، واقعاً نمیتوانم با کلمهها توصیفش کنم… هم خوشحال بودم، هم دلم میلرزید، هم اشک در چشمهایم جمع شده بود؛ روزهایی که خودم گم بودم، حالم خوب نبود، یک راهنما دستم را گرفت، با خودم گفتم خدایا یعنی منی که یک روز نیازمند کمک بودم، الان لایق شدم کمککننده باشم؟ شال راهنمایی برای من فقط یک نشانه یا جایگاه نبود بلکه یک مسئولیت بزرگ بود، یک عهد بود با خودم که تا جایی که میتوانم برای بقیه مفید باشم، واقعاً حس یک تولد دوباره داشتم، تولدِ خدمت و خدا را بسیار شاکرم برای تجربه این حس قشنگ.
۲_ به نظر شما در جایگاه راهنمایی کدام آموزشها برای شما کاربردیتر بوده است؟
در جایگاه راهنمایی، بیشتر از هر چیزی آموزشهای جهانبینی من را ساخت؛ یاد گرفتم قبل از اینکه بخواهم کسی را تغییر دهم، خودم را تغییر بدهم، یاد گرفتم صبر کنم، گوش کنم و با عشق راهنمایی کنم، خیلی وقتها حس میکنم رهجوها باعث رشد خود من شدند، نه فقط من برای آنها، درواقع راهنما بودن برای من فقط آموزش دادن نیست، یک نوع زندگی کردن است، یک نوع عاشقانه خدمت کردن است.
همسفر الهه به همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی تریاک به مدت ۱۱ ماه و ۱۷ روز به روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی خانم فرنگیس و مسافر علی پویان مهر سفر کردند؛ ورزش مسافر در کنگره فوتبال، ورزش همسفر بدمینتون است و اکنون ۷ سال است که با دستان پرتوان جناب مهندس آزاد و رها هستند. همسفر الهه در جایگاههای دبیر لژیون راهنمایان، ورزشبان بدمینتون، عضو لژیون سردار، خدمت دنور و در حال حاضر در جایگاه راهنما در حال خدمت هستند.
۱_ هفته راهنما برای شما یادآور چه چیزی است؟
هفته راهنما من را یاد یک جشنی می اندازد؛ در آن جشن من باید عمل کردم را در دیگران ببینم که تا چه حد توانستهام باری از روی دوش رهجوهایم بردارم و آیا در آن جشن به من خوش میگذرد یا خیر؟چون حال خوب از میزان رضایت من از خدمت راهنمایی من است.
۲- دیدن چه واکنشهایی از رهجوها شما را به چالش کشیده است و به این باور رسیدهاید که قطعاً گره وجودی شما است؟
در هنگام آموزش در لژیون امکان هر گونه سوال از سمت رهجوها وجود دارد؛ چالش زمانی امکان دارد که من راهنما مطالعه نکردم و هماهنگ نبودم و این که من باید به روز باشم و همه کارگاههای آکادمی را گوش داده باشم از قوانین جدید مطلع باشم و در جلسات حضور داشته باشم در غیر اینصورت گره من عدم مطالعه و همسویی در این مسیر بوده است و این چالش باعث شده من بهتر آموزش بگیرم و موفق باشم.
در مورد سوال شما اینکه یک راهنما چگونه میتواند عدالت را به رهجوی خود خود آموزش دهد، آنچه که در رابطه راهنما و رهجو بسیار تعیین کننده است عدالت، معرفت، عمل سالم است؛ این مثلث زمانی در رابطه راهنما و رهجو قابل اجرا میباشد که رابطهی آنها فقط در چارچوب تعیین شده در اصول قوانین و حرمت کنگره باشد و آنچه که باعث میشود که راهنما نتواند عدالت را در برخورد با رهجو پیاده کند و به او آموزش بدهد تخطی از اصول قانون و حرمت ها است بنابراین راهنما به عنوان الگوی مناسب برای رهجوی خود با عملکرد درستی که در چهارچوب قوانین دارد به رهجوی خود عدالت را خواهد آموخت.
همسفر رحیمه به همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی گل به مدت ۱۳ ماه و ۹ روز به روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی خانم شیدا و مسافر امیرحسین سفر کردند. ورزش مسافر در کنگره والیبال، ورزش همسفر شطرنج است و اکنون ۱ سال و ۹ ماه است که با دستان پرتوان جناب مهندس آزاد و رها هستند. همسفر رحیمه در جایگاههای عضو لژیون سردار، خدمت سایت، خدمت دنور، دبیر و نگهبان لژیون راهنمایان، راهنمای تازه واردین و در حال حاضر در جایگاه ورزشبان شطرنج و راهنما درمان در حال خدمت هستند.
۱_ بهترین هدیهای که رهجو میتواند به راهنمایش بدهد چیست؟
درست است که آقای مهندس تقدیر از راهنما با پاکت را برای رهجو لازم و ضروری می دانند و این جزء قوانین کنگره محسوب می شود اما نکته با اهمیت به نظر من این است که رهجو اول به راهی که خداوند اجازه ورود به آن راه را به رهجو داده بداند و ایمان به راه داشته باشد و فرمانبردار قوانین و حرمت کنگره و راهنمایش باشد و با جان و دل خواستار آموزش در کنگره را داشته باشد و در راه رسیدن به خواستهاش مصمم باشد و نظم و انضباط را رعایت کند چون این بهترین هدیهای است که رهجو می تواند به راهنمای خود بدهد .
۲_ لطفاً پیامی بگویید که رهجوهایتان را ترغیب به کسب این جایگاه بکند؟
وجود راهنما و رهجو از الزامات ساختار کنگره ۶۰ می باشد. شرکت در آزمون راهنمایی کار چندان آسانی نیست؛ راهنما راهی را طی نموده و به حرمت ها و قوانین کنگره کاملا آشنا می باشد. راهنما تجربیات خودش را در راستای درمان اعتیاد در اختیار رهجو میگذارد و در این راه تلاش میکند تا رهجو آموزشها را دریافت کند و به آنها عمل کند. پرورش راهنما مانند کاشت بذر میباشد برای همین منظور باید زمین را برای کاشت آماده کنیم یعنی تمام خار و خاشاک و سنگ و کلوخ را از زمین پاکسازی کنیم تا بذر را در آنجا بکاریم تا زمین حاصلخیز شود و محصول خوبی به بار بیاورد یعنی راهنما، رهجو را از نظر جسم و روان و جهان بینی آموزش بدهد و به تعادل لازم برساند تا رهجو آماده کشت بشود و همینطور فرمانبردار راهنما باشد و خواستار خدمت باشد و در جهت اهدافش مصمم باشد. آقای مهندس می فرمایند: اولین ویژگی یک راهنما این است که عاشق کارش باشد و همینطور عاشق رهجو باشد و علاوهبر محبت از رهجو بخواهد که به حرمتها و قوانین کنگره۶۰ احترام بگذارد و متون آموزشها و کتابها و جزوات را مطالعه کند و مطالعات خود را در لژیون ارائه بدهد. رهجو اماتنی است که به راهنما سپرده شده است تا راهنما آموزشهای لازم را در اختیار رهجو بگذارد و برای ادامه مسیر و قرار گرفتن در جایگاه خدمتی راهنمایی تکتک رهجویان را آماده کند. این خواسته هر راهنمایی است که رهجویانی تربیت کند که ادامه دهنده راه او و کنگره۶۰ باشند پس برای انجام این موهبت الهی باید آموزش کافی دیده باشم و همواره در حال آموزش باشم و در این راه از هیچ تلاشی فرو گذاری نکنم تا تلاشم به نتیجه برسد.
همسفر سپیده به همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی شیره خوراکی به مدت ۱۲ ماه به روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی خانم شیما و مسافر اکبر سعادتی سفر کردند؛ ورزش مسافر در کنگره شنا و ورزش همسفر پینگ پنگ است و اکنون ۷ سال و ۵ ماه است که با دستان پرتوان جناب مهندس آزاد و رها هستند. همسفر سپیده در جایگاههای نگهبان جلسات همسفران ، دبیر و خزانهدار لژیون سردار، عضو لژیون سردار و در حال حاضر در جایگاه راهنما در حال خدمت هستند.
۱- وقتی در لژیون یک رهجو به رهایی میرسد چه احساسی دارید؟
رهایی یک رهجو در لژیون بسیار برایم خوشایند و شادی بخش است؛ حال خوش رهجو حال من را چندین برابر خوبتر میکند، رهایی ها ثمره لژیون هستند و با هر رهایی من چالشهای زیادی را پشت سر میگذارم و تجربیات ارزشمندی را کسب میکنم و آموزشهای بسیاری میگیرم و گلهای سفید رهایی در وجودم سرسبز میشوند.
۲- راهنما بودن چه تأثیری در زندگی شخصی شما گذاشته است؟
بیشترین تأثیر راهنمایی در زندگی شخصی خودم این بود که شنونده باصبری شدم و خودم را کنار همسر و فرزندانم دیدم. شادی و آرامش زندگیم را در بینقص بودن زندگیم نمیبینم بلکه در حل مسائل و مشکلات زندگیم می دانم حس میکنم خدمت راهنمایی من و مسافرم لطف خداوند به من و خانواده ام است.
همسفر فاطمه به همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی شیشه و هروئین و الکل به مدت ۱۰ ماه و ۱۰ روز به روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی خانم شیما و مسافر علیرضایی سفر کردند. ورزش مسافر در کنگره شنا، ورزش همسفر بدمینتون است. اکنون ۵ سال و ۱۰ ماه است که با دستان پرتوان جناب مهندس آزاد و رها هستند. همسفر فاطمه در جایگاههای دبیر و نگهبان جلسه همسفران، دبیر و نگهبان جلسه راهنمایان همسفران، دبیر و نگهبان لژیون سردار، راهنمای تازه واردین، ورزشبان شطرنج و عضو لژیون سردار، خدمت دنور و در حال حاضر در جایگاه پهلوانی و راهنمای درمان در حال خدمت هستند.
۱_ چه عاملی باعث میشود یک راهنما سالها در کنگره بدون حقوق و چشم داشت خدمت نماید؟
خدمت راهنمایی یعنی حرکت در مسیر نور و آگاهی، خدمت راهنمایی یعنی پیوند بند عشق بین خالق و مخلوق، خدمت راهنمایی مدام به من یادآوری میکند که روی خود به عنوان یک سند بدون نقص کار کنم و همچنان به دنبال کسب آگاهی و آموزش باشم و این بزرگترین سرمایه و دستاورد و حقوق برای یک راهنما است. وادی چهاردهم تمثیل کسانی است که در کنگره بدون هیچ چشم داشتی خدمت میکنند و من این موضوع را هنگامی که به جایگاه راهنمایی رسیدم با تمام وجودم حس کردم.
۲_ با ارزشترین تجربهای که در جایگاه راهنمایی کسب کردید چه چیزی است؟
شاید باورش کمی سخت باشد ولی هر جلسه که در لژیون هستم و رهجوهای عزیزم مانند فرشتگانی دور من نشستهاند یک آموزش و یک تجربه دارد. عشق و محبت آنان، ترس و استرس از گذشته و آیندهشان، ناراحتی و شادی آنها هر جلسه برای من تجربه و آگاهی است ولی دیدن رهایی و حال خوش همسفران در کنار مسافرشان که سالها در تاریکی اعتیاد بودند بهترین و شیرینترین تجربه و حال خوش دنیا است؛ حال خوش چیزی جز خدمت بلاعوض به خلق نیست و من تمام سعی و تلاشم را به کار میگیرم و از خداوند مهربان مدد میطلبم تا با تمام احساسم و رفتارم و گفتارم این حال خوش را به رهجوهای نازنینم انتقال بدهم و در آخر از راهنمای خودم خانم شیما بسیار تا بسیار ممنونم که در این مسیر چراغ راه من بودند، دعای خیر من همیشه بدرقه راهشان است.
همسفر سمانه به همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی تریاک دودی به مدت ۱۱ ماه و ۱۸ روز به روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی خانم ساغر و مسافر اکبر سعادتی راد سفر کردند؛ ورزش مسافر در کنگره دارت، ورزش همسفر بدمینتون است و اکنون ۶ سال و ۳ ماه است که با دستان پرتوان جناب مهندس آزاد و رها هستند. همسفر سمانه در جایگاههای دبیر جلسات همسفران، عضو لژیون سردار، خدمت دنور و در حال حاضر در جایگاه مسئول امتحانات و راهنما در حال خدمت هستند.
۱_ آیا در یک لژیون تمام رهجوها برای راهنما یکی هستند؟
چقدر با سوال شما یاد دستورجلسه ای از کنگره افتادم که عدالت و آیا همه افراد کنگره باهم برابرند؟ قطعاً در ورود به همهی رهجویان به عنوان تازه واردین به صورت یکسان آموزش داده میشود و من به عنوان یک راهنما باید طوری آموزشهای کنگره را ارائه بدهم که خود رهجو با تلاش و آگاهی خودش مسیر را طی کند، رهجو یعنی جویندهی راه و راهنمایی یعنی نشاندهندهی راه میباشد؛ در ادامهی مسیر رهجویان خودشان با آموزشها و خدمت در کنگره جایگاه خودشان را در لژیون پیدا میکنند و به دلیل همین نکته است که یک رهجوی سفر دومی که درحال خدمت است با آن رهجویی که خدمتگزار نیست خیلی تفاوت دارد و این موضوع برای راهنما انرژی بخش میباشد و ما از آموزش ها و دستور جلسات کنگره دریافت میکنیم که درست است آموزشها یکسان می باشد ولی در ادامه با کاربردی کردن این آموزشها عدالت برقرار می شود.
۲_ تعادل بین خدمت و خانواده را چطور میتوان رعایت کرد؟
روزی که برای دریافت شال راهنمایی خدمت جناب مهندس بودیم به خاطرم است که ایشان فرمودند: که خانواده در درجهی اول مهم میباشد بعد کنگره؛ من کنگره آمدهام که خانوادهام را حفظ کنم و خدا را شکر تا این لحظه با آموزشهای کنگره خیلی خوب پیش رفتهام، خدمت در کنگره بسیار آموزش های ناب دارد که من را در جهت تقویت بنیان خانواده کمک کرده و من همیشه سعی میکنم طوری زمانم را مدیریت کنم که لطمهای به خانواده نزنم بلکه انرژی بیشتری هم صرف خانواده میکنم چون اگر غیر از این باشد یعنی من آموزشی نگرفتهام، من افراد زیادی در کنگره دیدهام که چندین خدمت را باهم داشتهاند و به قول آقای مهندس یک روزی تلکاف انجام دادهاند که مدیر و مدبر خوبی شدهاند و همهی اینها از برکات کنگره ۶۰ میباشد.
همسفر مهری به همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی هروئین به مدت ۱۳ ماه به روش Dst و داروی اپیوم به راهنمایی خانم شیدا و مسافر سهراب سفر کردند؛ ورزش همسفر دارت است و اکنون ۲ سال و ۶ ماه است که با دستان پرتوان جناب مهندس آزاد و رها هستند. همسفر مهری در جایگاههای خدمت در سایت، نگهبان و دبیر جلسه همسفران، راهنمای تازه واردین، عضو لژیون سردار، راهنمای ویلیام و در حال حاضر در جایگاه راهنما در حال خدمت هستند.
۱_ اولین شرط راهنما شدن از نظر شما چیست؟
به عقیده من اولین شرط راهنما شدن این است که با تمام وجود کنگره و هدف آن را لمس کنید و به این باور برسید که تسکینبخش آلام ناشی از اعتیاد و همنشین بودن با یک مصرف کننده کنگره، آموزشها و مفاهیم غنی و سرشار از دانش کنگره است و در کنار آن احترام گذاشتن به قوانین و حرمتهای مطرح شده در کنگره میباشد و وقتی پس از آموزشهای ناب کنگره به درک این رسیدید که مصرف کننده بیمار است و بیمار را باید درمان کرد آن زمان میتوانید به خود این اجازه را بدهید که برای راهنما شدن تلاش کنید و در کنار آن به تزکیه بپردازید و سعی کنید که صفتهای منفی را اصلاح کنید تا بتوانید دانش خود را به دیگران انتقال دهید.
۲_ جایگاه «حرمتها» در راهنمایی چقدر اهمیت دارد؟
حرمتهایی که در کنگره مطرح است نه تنها برای یک راهنما از اهمیت بالایی برخوردار است بلکه میتوان آنها را در طول زندگی به کار برد و اجرا کرد چون آنچه در دل این حرمتها نهفته است چیزی جز کلام خداوند نیست و اگر نگاهی گذرا به فرامین الهی در کتاب قرآن بیاندازیم به این مفاهیم دست پیدا میکنیم و به این نتیجه میرسیم که راه مستقیم پیشرو ندارد چون پیشرو آن الله است. در پایان خداوند را شاکرم که حیات مرا در مقطعی قرار داد که با مهندس دژاکام و آموزشهای انسانساز ایشان در تلاقی باشم و از آنها برخوردار باشم.
همسفر فریبا به همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی انواع مواد به مدت ۱۳ ماه به روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی خانم شیما و مسافر حسین قرهداغی سفر کردند؛ ورزش مسافر در کنگره شنا و والیبال و ورزش همسفر پینگپنگ است و اکنون ۴ سال است که با دستان پرتوان جناب مهندس آزاد و رها هستند. همسفر فریبا در جایگاههای راهنمای تازه واردین، دبیر و نگهبان لژیون سردار، خزانهدار لژیون سردار، ورزشبان پینگپنگ، عضو لژیون سردار و در حال حاضر در جایگاه راهنما در حال خدمت هستند.
۱- چه چیزی باعث میشود شما همچنان با انگیزه در این جایگاه بمانید؟
جواب این سوال در هر سالی برای من متفاوت بوده است یعنی سالهای اول ورود من به کنگره الگو قرار دادن دیدهبانها و عزیزانی که در قسمت معرفی خود میفرمودند که ۱۰ سال در کنگره حضور دارند، هفت سال در کنگره حضور دارند، هشت سال است که در کنگره حضور دارند و من به خاطر ایمان و باوری که به کنگره داشتم باور داشتم که من هم باید بمانم؛ در سالهای بعد فکر اینکه من باید بمانم و جبران کنم، من باید بمانم و شکرانه سلامتی و حال خوش خود و خانواده ام را بپردازم، در کنگره بودم و درسالهای بعد حس اینکه ، اصلاً وظیفه من است که بمانم و خدمت کنم در کنگره ماندم و در ادامه با آموزشهای کنگره آموختم که من به این دنیا آمدهام تا آموزش بگیرم و خدمت کنم، خدمت کنم و آموزش بگیرم و این دو موضوع در هم آمیخته با یکدیگر، چرای من برای به این دنیا آمدنم بود و دلیل و انگیزه من برای ماندن در کنگره و دلیل و انگیزه ماندنم در امسال این بود که همسر من به واسطه بیماری و دیابتی که داشت در بیمارستان بستری بود ولی عشقی هزاران برابر بیشتر از عشق موجود در خانواده را من از اعضای کنگره ۶۰ دریافت کردم و از استاد امین عزیز که برایم دارو و D,sap فرستادند در بیمارستان و حس خانواده واقعی را در آن روزها چشیدم و این روزها به گونهای ما نمکگیر کنگره۶۰ شدهایم که دیگر راهی جز ماندن و خدمت کردن نداریم؛ از این به بعد دلیل بودن من در کنگره۶۰ عشق و غنیمت دانستن فرصت انتخاب چنین خانوادهای است. باور دارم ز گهواره تا گور دانش بجوی، باور دارم برای سلامتی و رسیدن به تعادل، باید تا همیشه در کنگره۶۰ بمانم و آموزش بگیرم و سپاسگزار کنگره۶۰ هستم که به من این فرصت را میدهد.
۲- تلخی و شیرینی خدمت راهنمایی از نظر شما چیست؟
این سوال که تلخی و شیرینی خدمت راهنمایی از نظر شما چیست مرا به فکر فرو برد؛ تا به این لحظه من تلخی در هیچ خدمتی ندیدهام، درد را چشیدم، درد تغییر را، رنج عوض شدن را، درد پوست انداختنم را، رنج دیدن درون خود بدون نقاب را، تمام اینها تلخی برای من نبود، تمام اینها، موهبت و لطفی الهی بود و در صور پنهان سراسر شیرینی بود. خدمت راهنمایی برای من مثل پاک شدن و پاک شدن است مثل پاک کردن و پاک کردن است، خدمت راهنمایی برای من چون پاک کنی است که میتواند سیاهیهای گذشته مرا کمرنگ نماید. خدمت راهنمایی برای من همان پاککنی است که نابلدییهایم را، اشکالات شخصیتی و سیاهیهای خلق و خوی مرا پاک و روشن میکند، فرصت میدهد من وارد دروازه تغییر و در ادامهی ماندن و خدمت کردن به تبدیل و درنهایت به مرحله ترخیص راه پیدا کنم. خدمت راهنمایی برای من وارد شدن به آسمانی دیگر است، به مرحلهای دیگر است و از خداوند سپاسگزارم که فرصت این تجربه را به من داد و با تمام وجودم از خداوند میخواهم که تا روزی که نفس دارم اجازه دهد در کنگره بمانم و خدمت کنم از خداوند میخواهم مرا و خانوادهام را به مسیر خدمت در کنگره ۶۰ هدایت و راهنمایی نماید.
همسفر راحله به همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی انواع مواد مخدر به مدت ۱۴ ماه به روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی خانم الهه و مسافر حسین قرهداغی سفر کردند؛ ورزش مسافر در کنگره شنا و دارت، ورزش همسفر بدمینتون است و اکنون دو سال و نیم است که با دستان پرتوان جناب مهندس آزاد و رها هستند. همسفر راحله در جایگاههای مسئول کارت، مرزبان پارک، عضو لژیون سردار و در حال حاضر در جایگاه راهنما درحال خدمت هستند.
۱_ یک راهنما چگونه میتواند عدالت را به رهجوی خود آموزش دهد؟
در مورد سوال شما اینکه یک راهنما چگونه میتواند عدالت را به رهجوی خود خود آموزش دهد، آنچه که در رابطه راهنما و رهجو بسیار تعیین کننده است عدالت، معرفت، عمل سالم است؛ این مثلث زمانی در رابطه راهنما و رهجو قابل اجرا میباشد که رابطهی آنها فقط در چارچوب تعیین شده در اصول قوانین و حرمت کنگره باشد و آنچه که باعث میشود که راهنما نتواند عدالت را در برخورد با رهجو پیاده کند و به او آموزش بدهد تخطی از اصول قانون و حرمتها است بنابراین راهنما به عنوان الگوی مناسب برای رهجوی خود با عملکرد درستی که در چهارچوب قوانین دارد به رهجوی خود عدالت را خواهد آموخت.
۲_ لطفاً بفرمایید برای اینکه راهنما بتواند به بهترین شکل خدمت خودش را انجام بدهد چه نکاتی را باید مدنظر داشته باشد؟
حضور مستمر راهنما و اینکه راهنما اساساً به طور دائم باید درحال آموزش دیدن باشد در غیر این صورت از کاروان علم که با سرعت در حال حرکت است عقب خواهد ماند. بهترین و کاملترین خدمت رعایت قوانین و حرمت های کنگره است چون ما در کنگره کاملترین قوانین را داریم که احترام به آنها رسیدن به آرامش و حال خوش است.
همسفر افسانه به همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی شیره به مدت ۱۰ ماه و یک روز به روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی خانم الهه و مسافر یاسر مجیدی سفر کردند؛ ورزش مسافر در کنگره شنا و والیبال و ورزش همسفر بدمینتون است و اکنون ۳ سال و ۵ ماه است که با دستان پرتوان جناب مهندس آزاد و رها هستند. همسفر افسانه در جایگاههای دبیر لژیون سردار، خدمت در سایت، مسئول مصاحبه، عضو لژیون سردار و در حال حاضر در جایگاه راهنما در حال خدمت هستند.
۱_ مهمترین دلیل شما برای شرکت در آزمون راهنمایی چه بود؟
پس از اتمام سفر اول و رسیدن به حال خوش و آرامشی که در خانوادهام به وسیلهٔ علم و دانش کنگره برقرار شد؛ آموزشهای کنگره به من یاد داد که من هم باید بازپرداختی داشته باشم و زکات حال خوش را بپردازم همین طور که آقای مهندس میفرمایند:« آنانی که به دنبال بازپرداخت آنچه دریافت نمودهاند هستند مانند چشمهای زلال و سرشار از انرژی و شادی هستند.» من هم ترغیب به کسب جایگاه راهنمایی شدم تا بتوانم من هم در مسیر کنگره باشم و از علم ناب کنگره برخوردار باشم و بازپرداختی داشته باشم. همانطورکه دکتر امین می فرمایند: «شادی حقیقی در این نیست که تنها چون ستارگان بدرخشیم بلکه در این است که به دیگران نیز یاری نمائیم تا همانند ستارگان بدرخشند.»
۲_ رابطه بین راهنما و رهجو باید به چه صورت باشد؟
در کنگره جایگاهها تعریف شده است و هر جایگاهی شرح وظایف خود را دارد همانطور که در شرح وظایف راهنما آمده است "راهنما باید محبت مادر و هیبت پدر را داشته باشد." راهنما در رهجو خود را میبیند زیرا خود روزی رهجو بودن را تجربه کرده است و به حالات آن آگاه است با شادی رهجو شاد و با غم او غمگین میشود راهنما عاشق رهجو و رهایی او است و اولین الگوی رهجو راهنما است همانگونه که برای تربیت فرزند نیاز است که ما روی پندار، گفتار و کردار خودمان کار کنیم و رابطهٔ بین راهنما و رهجو هم به همین صورت است همان.طور که آقای مهندس می فرمایند: «الگو باید بی نقص باشد.»
همسفر زهرا به همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی الکل و شیشه به مدت ۱۴ ماه به روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی خانم شیما و مسافر منوچهر سفر کردند، ورزش مسافر در کنگره والیبال و شنا، ورزش همسفر بدمینتون است و اکنون دو سال و ۹ ماه است که با دستان پرتوان جناب مهندس آزاد و رها هستند. همسفر زهرا در جایگاههای خدمت در سایت، عضو لژیون سردار، خدمت دنور، خدمت مرزبانی و در حال حاضر در جایگاه راهنما در حال خدمت هستند.
۱_ زیباترین تعریفی که شما از واژه راهنما دارید چیست؟
عشق، صبر، ایستادگی و مسئولیت؛ واژه راهنما یعنی خوب شنیدن، صادق بودن، قدم گذاشتن در مسیری از نور و آگاهی یعنی همراه بودن نه جلوتر از دیگران بلکه در کنارشان ایستادن، درواقع راهنما باید با صداقت و صبر فضایی امن را ایجاد کند تا رشد واقعی هم برای خود و هم رهجو اتفاق بیفتد. راهنما چراغ راه است و روشنایی میبخشد اما نباید فراموش کرد که چراغ هنگام راه رفتن در تاریکی ابتدا مسیر را برای خودش روشن می کند.
۲_ بیشترین آموزشی که از راهنمای خودتان گرفتید چه بود؟
پرده پرده آنقدر از هم دریدم خویش را، تا که تصویری ورای خویش دیدم خویش را و این دیدن را از آموزش های ناب راهنمایم خانم شیما دارم. ایشان درس های بزرگی به من دادند که قابل شمارش نیست؛ درسی از جنس نور، بخشندگی، فروتنی، مسئولیت پذیری، صبر، رشد و... و عشق و عشق و عشق... ایشان همیشه برای من یک الگوی کامل از عشق و آگاهی بودند و هستند و همیشه و همیشه قدردان زحماتشان هستم.
همسفر فاطمه به همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی تریاک به مدت ۱۰ ماه و ۱۱ روز به روش DST با داروی اپیوم به راهنمایی خانم شیما و مسافر مرتضی سفر کردند؛ ورزش مسافر در کنگره والیبال، ورزش همسفر بدمینتون است و اکنون ۵ سال و هفت ماه است که با دستان پرتوان جناب مهندس آزاد و رها هستند. همسفر فاطمه در جایگاههای دبیر جلسه راهنمایان، عضو لژیون سردار، خدمت دنور، راهنمای تازهواردین و در حال حاضر در جایگاه راهنما در حال خدمت هستند.
۱_ آیا در اوایل ورودتان به کنگره۶۰ فکر میکردید بتوانید روزی راهنما شوید؟
اوایل ورودم به کنگره فقط یک خواسته داشتم « درمان » نه جایگاه؛ آمده بودم که از تاریکی وجودم نجات پیدا کنم، آن قدر شکسته بودم که باور نداشتم روزی درمان هم به جانم بنشیند اما کنگره من را آرام آرام بزرگ کرد، با آموزش، با نظم و با قوانین خواستههایی که هرگز به زبان نیاورده بودم کمکم در عمق وجودم شکل گرفت و امروز وقتی شال نارنجی روی شانههایم است بغضی در گلو دارم چون میدانم هر تازهوارد یک امید به درمان است.
۲_ از تجربه خودتان برای کسانی که در کنگره خواستار جایگاه راهنمایی هستند و باید چه مراحلی را پشت سر بگذارند صحبت کنید؟
گاهی راهنما شدن یک آرزو نیست یک ندای درونی است؛ صدایی که می گوید حالا که راه را پیدا کردی دست دیگری را هم بگیر، این ندا را جدی بگیرید، برای راهنما شدن یک مرحله است که همه چیز را در خود جمع می کند: «آموزش، مسئولیت، خدمت با عشق» وقتی آموزش را فقط نشنوی، بلکه زندگی کنی، وقتی مسئولیت را فقط قبول نکنی بلکه با جانت بپذیری و وقتی خدمت را نه برای دیدهشدن بلکه از روی عشق انجام بدهی آنوقت این سه در هم حل میشوند و از تو انسانی میسازند که میتواند امانتدار درمان باشد.

همسفر مریم به همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی شیره و تریاک به مدت ۱۱ ماه و ۸ روز به روش DST با داروی اپیوم به راهنمایی خانم شیدا و مسافر آرش جعفری سفر کردند؛ ورزش مسافر شنا و ورزش همسفر دارت و بدمینتون در ادامه مسافر سفر سیگار داشتند با روش DST و داروی آدامس نیکوتین به راهنمایی مسافر علیرضا فدایی ۱۱ ماه و ۸ روز سفر کردند و اکنون ۷ سال و ۲ماه است که با دستان پرتوان جناب مهندس آزاد و رها هستند؛ در ادامه همسفر مریم سفر تغذیه سالم داشتند به روش دژاکام به مدت۱۱ ماه و ۱۲ روز با راهنمایی همسفر فهیمه و کاهش وزن۵۷ کیلو. همسفر مریم در جایگاههای مرزبان پارک چمران، دنور، نگهبان، دبیر سایت و در حال حاضر در جایگاه راهنمای تازهواردین، راهنمای تغذیه سالم، دبیر لژیون تازهواردین در حال خدمت هستند.
1ـ چه زمانی و با چه انگیزهای تصمیم گرفتید راهنما شوید؟
من در همان سفر اول متوجه شدم که در مکان مقدس و امنی هستم و حال دل خودم و خانوادم چقدر دارد خوب میشود و من تازه دارم چگونه زندگی کردن را آموزش میگیرم، انگیزه خیلی جدی و قوی برای من شد که خدمتگزار بشوم و تمام تلاش خودم را کردم و این لطف و مهربانی خداوند به من بود که در این جایگاه خدمت کنم.
2- قبل از راهنما شدن چه تصوری از این جایگاه داشتید و الان چقدر با واقعیتش تفاوت دارد؟
از همان اول این جایگاه را خیلی دوست داشتم و همیشه تصور میکردم که این جایگاه خیلی درسهای خوبی برای من دارد و من میتوانم گره های وجودی خودم را باز کنم و روی خودم تمرکز کنم و این به واقعیت برای من تبدیل شد و متوجه شدم که خیلی مسئولیت سنگینی دارم.
3-مهمترین عاملی که شما را برای ورود به مسیر راهنمایی مصمم کرد چه بود؟
مهمترین عامل حال خوب و سلامتی مسافرم، حال خوب خودم و فرزندانم، آرامشی که سالها دنبال آن میگشتم و نمیتوانستم آن را برای زندگیم پیدا کنم.
همسفر آیدا به همراه مسافرشان با آنتیایکس انواع مواد وارد کنگره شدند به روش DST و با داروی اوتی، با راهنمایی مسافر آقای مهدی شفیعی و راهنمایی همسفر ساغر سفر کردند و در ادامه همسفر سفر نیکوتین انجام دادند به روش DST با آدامس نیکوتین؛ ورزش مسافر والیبال و شنا و ورزش همسفر بسکتبال و شنا و در حال حاضر ۳ سال است که با لطف دستان آقای مهندس آزاد و رها هستند. همسفر آیدا در حال حاضر در جایگاه نگهبانی بسکتبال و راهنمای تازهواردین و راهنمای نیکوتین در حال خدمت هستند.
۱- در مسیر گرفتن جایگاه راهنما سختترین چالش شما چه بود؟
برای من سختترین چالش این فکر بود که بتوانم ارتباط درست و تأثیر گذاری را با رهجوی تازه واردی که هیچگونه آگاهی از نوع درمان اعتیاد ندارند و حتی راههای مختلف و بیتأثیر دیگری را هم تجربه کردهاند را برقرار کنم تا با ماندن در این مسیر آن همسفر به همراه مسافر خود تجربه شیرین رهایی اتفاق بیفتد.
۲- چه ویژگیای را برای یک راهنمای تازهواردین ضروریتر میدانید؟
به نظر من بهترین تأثیر برقراری حس است؛ رهجوی تازهوارد که با دنیایی از حس ترس و اضطراب وارد شعب کنگره ۶۰ میشود را نمیشود فقط با انتقال آگاهی از شرایط علمی و درمانی کنگره ۶۰ مجاب به ماندن و تجربه این نوع درمان کرد و راهنمای تازهوارد باید با انتقال حسی قوی از همدردی و ایجاد حس تنها نبودن در شخص تازه وارد در او ایجاد علاقه کند تا آن مکان را مکانی امن و قابل اعتماد پیدا کند.
۳- اولین تجربه شما در راهنمایی یک تازهوارد چگونه بود؟
بیشتر از دو سال از این تجربه اول گذشته است اما چیزی که به خاطر دارم این بود که واقعغا میترسیدم تاثیرگذار نباشم ولی خدا را شکر اینگونه نشد و حتی قشنگتر این بود که با ورود هر تازهوارد این خود من بودم که بیشترین تأثیر را در مرور رفتارهای خودم از اشخاص متعدد گرفتم و میگیرم.
همسفر صدیقه به همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی شیره و قرص متادون به مدت ۱۴ ماه به روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی خانم شیدا و مسافر محمد علیرضایی سفر کردند؛ اکنون ۵ سال و ۶ ماه است که با دستان پرتوان جناب مهندس آزاد و رها هستند. همسفر صدیقه در جایگاههای عکاسی، دبیر کارگاه خصوصی همسفران، دبیر لژیون راهنمایان، نگهبان سایت و در حال حاضر در جایگاه راهنمای تازهواردین و ورزشبان شطرنج در حال خدمت هستند.
۱- بزرگترین رشدی که در خودتان بعد از راهنما شدن مشاهده کردهاید چیست؟
بعد از وارد شدن به کنگره و همینطور خدمت تازه واردین، یاد گرفتم که نوع نگاهم را به اطرافیانم تغییر دهم، یاد گرفتم که قضاوت نکنم و اینکه همه انسانها خطا میکنند که آن هم به دلیل عدم آگاهی است.
۲- آیا لحظهای بوده که احساس کنید این مسئولیت از توانتان خارج است؟ چگونه مدیریت کردهاید؟
من همیشه سعی کردهام خدمتی را که میپذیرم مسئولیت آن را هم به عهده بگیرم؛ شاید گاهی خسته شوم ولی با صبوری و آموزشهای کنگره سعی میکنم مسیرم را ادامه دهم.
۳- به نظر شما نقش آموزش در موفقیت تازهواردین چقدر است؟
نقش آموزش بسیار مهم می باشد، اینکه ما آموزشهایی را که در کنگره می گیریم را چگونه بتوانیم آنها را به تازه واردین منتقل کنیم و آنها را جذب کنگره کنیم بسیار اهمیت دارد. آقای مهندس می فرمایند: " تازه واردین مانند شکوفه های یاس هستند" پس جذب آنها نقش مهمی در کنگره ۶۰ دارد.
همسفر گیتی به همراه مسافرشان با آنتیایکس تریاک دودی وارد کنگره شدند به روش DST و با داروی اوتی، با راهنمایی مسافر آقای سهراب و راهنمایی همسفر الهه به مدت ده ماه سفر کردند؛ ورزش مسافر شنا و پیادهروی، ورزش همسفر بدمینتون و در حال حاضر سه سال و ۶۷ روز است که با لطف دستان آقای مهندس آزاد و رها هستند. همسفر گیتی در جایگاههای خدمت دبیری کارگاه آموزشی، کارت کنگره، عضو لژیون سردار و در حال حاضر در جایگاه دبیری لژیون سردار و راهنمای تازه واردین در حال خدمت هستند.
۱- اگر تازهواردی نا امید باشد چگونه با او صحبت می کنید؟
جلسات راهنمایی تازهواردین اولین برخورد و درواقع سرآغاز آشنایی مصرف کننده و خانوادهها با کنگره می باشد لذا این عمل، اهمیت و حساسیت ویژهای را دارد یعنی وضعیت ظاهری، نحوهی برخورد و صحبت کردن من با تازه وارد تاثیر بسیار زیادی روی او می گذارد. زمانی که یک تازهوارد با کوله باری از مشکلات، غم و ناامیدی وارد این مکان می شود در ابتدا باید خوب به صحبت های او گوش کنم تا آن حس امنیت و اعتماد را در او به وجود بیاورم تا احساس کند که تنها نیست برای مثال میگویم: میدانم شرایط سختی است ولی این کاملاً طبیعی است، از تجربیات خودم می گویم، می گویم همهی افرادی که در این مکان می.بینی همه می توانند الگو باشند، میگویم شروع هر کاری سخت است ولی میتوانی با قدمهای کوچک جلو بروی، خیلی ها اول راه حس شما را داشتهاند فقط کافی است در این مسیر صبر داشته باشی و آموزش بگیری، خداوند انسان های صبور را دوست دارد.
۲- چه نشانههایی به شما میگوید؛ که یک تازهوارد مسیر را جدی گرفته است؟
کنگره مانند گردباد است؛ وقتی به چرخش در میآید تمام زباله ها و آنانی که کج رفتاری میکنند را به بیرون پرتاب میکند؛ هستی هم دقیقاً همینطور عمل میکند اگر تابع عمل سالم باشیم به مرکز گردباد هدایت و صعود میکنیم در غیر این صورت به بیرون پرتاب می شویم. یک تازهوارد هم در بدو ورود به کنگره با ترس و ناباوری میآید و به دنبال دانستن است گاهی به دنبال دلیلی برای رفتن و نماندن است به طور کلی تازهواردی که سوالهای هدفمند می پرسد، منظم و سر ساعت می آید از همان جلسه اول به دنبال آموزش است، اینکه چطور میتوانم به مسافرم کمک کنم، چه رفتار و برخوردی باید داشته باشم تا مسافرم درست سفر کند، اینکه از روش درمان سوال می کند اینها میتوانند نشانههایی باشند که یک تازه وارد مسیر را جدی گرفته است. ما افرادی را در کنگره میبینیم با اینکه مسافرشان به هر دلیلی حضور ندارد ولی خودشان با قدم های استوار در این مسیر حرکت میکنند چون با آموزش هایی که میگیرد به این مسیر ایمان دارد و می داند که نوبت باران محفوظ است.
۳- آیا تا به حال موردی بوده است که مسیر یک تازه وارد شما را تحت تاثیر قرار دهد؟
با توجه به آموزش هایی که در کنگره گرفتهام فکر میکنم تا حدودی توانستهام روی حسهای خودم کار کنم تا حسهای منفی و حال خراب دیگران چه در کنگره یا محیط بیرون از کنگره انرژی من را نگیرد ولی اگر به این سوال به گونهای دیگر نگاه کنیم میوتوانم بگویم بله! میتواند تاثیر داشته باشد، زمانیکه تازهوارد با ترس و تردید وارد کنگره میشود و قبل از ورود به کنگره تجربههای شکست زیادی را داشته، گاهی خواسته رها کند اما با این حال برای حفظ خانواده و زندگی خودش سختیهای زیادی را تحمل کرده است و ماندن را انتخاب کرده است و با همین صبر و پشتکار و ایمانی که داشته معجزه اتفاق افتاده و مسیر و راه درست کنگره برایش نمایان شده است؛ معمولاً وقتی این افراد را ببینم با خودم میگویم اگر او توانسته با آن همه سختی جلو برود پس خیلی ها میتوانند و این واقعاً انگیزهبخش است و میتواند تاثیر مثبتی را روی من بگذارد و درس و آموزش بزرگی برایم باشد به قول آقای مهندس: راهنمایی تازهواردین مانند ایستادن در پل صراط است که مسیر بهشت و جهنم را به افراد نشان می دهد و می تواند با یک حرکت فرد را به اعماق جهنم بیندازد و یا با یک راهنمایی درست او را به سلامت از پل صراط عبور دهد. در پایان از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم که با جان و دل خدمت میکنند، دست ایشان را میبوسم وبرایشان آرزوی سلامتی و توان مضاعف را دارم.
همسفر یوکابد به همراه مسافرشان با آنتیایکس شیره خوراکب وارد کنگره شدند به روش DST و با داروی اوتی، با راهنمایی مسافر آقای محمد میهنپرست و راهنمایی همسفر ساغر به مدت ۱۰ ماه و ۶ روز سفر کردند؛ ورزش مسافر والیبال و ورزش همسفر دارت و شنا و در حال حاضر ۵ سال و ۱۱ ماه است که با لطف دستان آقای مهندس آزاد و رها هستند. همسفر یوکابد در جایگاههای خدمت در لژیون سردار، یکسال دنور، دبیر لژیون سردار، دبیر کارگاه و در حال حاضر در جایگاه ورزشبان شنا و راهنمای تازه واردین در حال خدمت هستند.
۱- رایجترین دغدغه یا سؤال تازهواردین چیست؟
رایجترین دغدغه تازهواردین معمولاً این است که «آیا واقعاً من هم میتوانم درمان شوم؟» بسیاری از آنها با ناامیدی، ترس از شکست دوباره و بیاعتمادی وارد میشوند و همچنین سؤالاتی درباره مدت درمان، نحوه مصرف دارو (OT)، نظم جلسات و سختی مسیر ذهنشان را درگیر میکند.
۲- به نظر شما مهمترین نیاز یک تازهوارد در هفتههای اول چیست؟
مهمترین نیاز تازهوارد در هفتههای اول، آرامش، اطمینان و احساس امنیت است. او باید باور کند که در مسیر درستی قرار گرفته است و تنها نیست. شنیده شدن بدون قضاوت، دریافت آموزش صحیح و ارتباط مؤثر با راهنما، نقش بسیار مهمی در تثبیت او در مسیر دارد.
۳- چه اشتباهی را بیشتر در تازهواردین میبینید؟
یکی از اشتباهات رایج، عجله داشتن برای رسیدن به نتیجه است. برخی تازهواردین میخواهند در مدت کوتاه به درمان کامل برسند یا هنوز به روشهای قبلی خود تکیه میکنند؛ گاهی نیز مقایسه کردن خود با دیگران یا گوش ندادن دقیق به آموزشها باعث کند شدن روند رشد آنها میشود.
همسفر مینا به همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی متادون به مدت ۱۳ماه به روش DST با داروی اپیوم به راهنمایی خانم شیما و مسافر اکبر سفر کردند و در ادامه مسافر سفر نیکوتین انجام دادند با راهنمایی مسافر احمد و اکنون ۲سال و ۱۸ روز است که با دستان پرتوان جناب مهندس آزاد و رها هستند. همسفر مینا در جایگاههای رابط سایت، دبیر صوتی و در حال حاضر در جایگاه راهنمای تازه واردین در حال خدمت هستند.
۱- به نظر شما چه عواملی باعث ریزش تازهواردین میشود؟
به نظر من مهمترین عوامل ریزش شامل نداشتن صبر برای طی کردن فرآیند درمان، توقع نتیجه سریع، درگیر بودن با افکار منفی و ناامیدی، عدم ارتباط مؤثر با راهنما و مشارکت کم در جلسات است و همچنین اگر فرد هنوز به نقطه پذیرش نرسیده باشد، احتمال ریزش بیشتر میشود.
۲- اگر بخواهید در یک جمله جایگاه راهنما را تعریف کنید، چه میگویید؟
راهنما چراغ راه و الگویی عملی است که با تجربه و آموزشهای خود، فرد تازهوارد را در مسیر آموزش، آگاهی، صبر و تغییر همراهی میکند.
۳- چه توصیهای برای افرادی دارید که تازه وارد کنگره شدهاند؟
پیشنهاد میکنم با ذهن باز وارد شوند، عجله نکنند، به آموزشها اعتماد کنند، در جلسات مشارکت داشته باشند و ارتباط منظم با راهنمای خود را حفظ کنند؛ زیرا نتیجه گرفتن محصول استمرار و عمل به آموزشها است.
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
طراح سوالات راهنمایان DST:همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر ساغر (لژیون یکم)
طراح سوالات راهنمایان تازهواردین: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر ساغر (لژیون یکم)
ویرایش و ارسال: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دکتر مسعود
- تعداد بازدید از این مطلب :
122