سومین جلسه از دوره دوازدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره۶۰ نمایندگی خیام با استادی مسافرراهنما علی و نگهبانی مسافر حمید و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه هفته راهنما در تاریخ 30 بهمن ماه ۱۴۰۴ رأس ساعت 16 آغاز به کار نمود.
سلام دوستان، علی هستم؛ یک مسافر.
خداوند را بسیار بسیار شکر میکنم که بار دیگر قسمت شد تا این جایگاه را تجربه کنیم. از نگهبان و دبیر جلسه و همچنین از گروه مرزبانی یا ایجنت سپاسگزارم.
راهنما یعنی کسی که راه را نمایان میسازد؛ کسی که راهنمایی میکند. در بیرون از کنگره نیز راهنما داریم: پدر و مادر، معلمان، همکاران و بسیاری دیگر. از هر کسی میتوانیم چیزی بیاموزیم و او میتواند راهنمای ما باشد. اما در کنگره شصت، هنگامی که از «راهنمای کنگره شصت» سخن میگوییم، جایگاه بسیار والایی مد نظر است.
چرا؟ زیرا این راهنما با سحر و جادوی خدمت و محبت، ما را از تاریکی اعتیاد بیرون آورده است؛ ارزشی بسیار والا دارد. هیچ جای دیگری نتوانسته بودند ما را از این تاریکی بیرئن بیاورند. از پزشکان، مشاوران و جاهای دیگر راهنمایی گرفتیم، اما همه چیز را بدتر کرد و ما را به تاریکی بیشتری برد. اما راهنمای کنگره شصت بستری فراهم آورده که ما به آسانی و بدون دست و پا زدن، در مسیری درست گام برداریم؛ جادهای سراشیبی، با جنگل و هوای عالی؛ اگر درست سفر کنیم، ما را به آن روشنایی میرساند که مصرف را قطع نماییم.

امروز به واسطه لژیون سردار در جایگاه استاد جلسه نشستهام. اگر بخواهم موضوع راهنمایی را به لژیون سردار مرتبط کنم، میتوان گفت راهنما بلاعوض خدمت میکند. یعنی چه؟ یعنی راهنما هیچ توقعی از کسی ندارد؛ صرفاً میبخشد برای اینکه بخشیده باشد. من راهنمایی ندیدهام که دنبال پاکت یا دیده شدن یا چیزهای دیگر باشد. واقعاً نیز باید همینگونه باشد.
به نظر من، دو نوع رزق داریم: رزقی که ما دنبال آن میدویم و رزقی که خود به دنبال ما میآید. راهنما، به گمانم، به دنبال رزق دوم است؛ از وقت خود میزند، میآید، مینشیند، از آگاهیاش میبخشد و از مالش میبخشد.
من در لژیون سردار هستم و میدانم همه راهنماها عضو لژیون سردار هستند؛ دنور، پهلوان و بالاتر. این یعنی چه؟ یعنی اینقدر بلاعوض خدمت میکنند که در نهایت، همان به خودشان بازمیگردد. این یک رمز است: باید بلاعوض باشد تا آن رزق دنبالکننده بیاید. وقتی کمتر در کار وقت میگذاریم، قویتر میشویم. من در مدتی که راهنمای تازهوارد بودم و پیش از آن در خدمت داشتم، قبلاً فکر میکردم باید بسیار کار کنم تا پولی به سمتم بیاید، اما اکنون با ساعتهای بسیار کمتر، درآمد خود به خود میآید؛ آن هم با آگاهی بیشتر.
ندیدهام کسی که دوازده یا شانزده ساعت در روز کار کند، ثروتمند شود. افراد ثروتمند اغلب بسیار کمتر از کسانی که تمام روز دست و پا میزنند کار میکنند. راهنمای کنگره شصت نیز از همین درجه بخشش برخوردار است و باید هر روز تلاش کند؛ جلسات میآید، سیدی مینویسد، آگاهیها و اندیشههایش را به کار میگیرد تا رزق از جای دیگری بیاید؛ نه از روی توقع، بلکه به صورت طبیعی.
میدانید چه زمانی میتوانیم از موضوع بخشش به درستی بهره ببریم؟ من یک سال است که با آقای زرکش در جلسات مشهد همراهم و میگویند: «از درک و فهم بخشش». اصلاً از مبلغ صحبت نمیکنند؛ این یک تومان، آن سردار، دنور، پهلوان. کنگره شصت به جای خوبی رسیده، سطح بالایی دارد و ثروتمند است، اما فهم و درک بخشش، آموزش دیگری است.
همان پاکتی که به استاد میدهیم، برای خودم است؛ برای خودم به عنوان رهجو. اگر طرز فکرمان این باشد که «برای خودم بخشیدم»، قطعاً نتایج را به همراه خواهد داشت. وقتی افطاری میکشم، برای خودم است.
چون نجواگر ذهن میآید و میگوید: «حالا افطار میخوریم، کارت نکشم چه میشود؟» اما اگر به آن نجوا پاسخ دهی که «برای خودم است»، سبد بکشی، پاکت بدهی و بگویی «برای خودم است»، لژیون سردار، دنور، هر چه کارت کشیدی و دادی و گفتی «برای خودم است»، نتیجهاش بسیار متفاوت است؛ همانطور که خودم نتیجهاش را دیدهام.

فقط بحث این است که اگر در ابتدای ماه رمضان سیدی نازعات را گوش نکردهاید، حتماً گوش کنید؛ زیرا نکات ارزشمندی در آن سیدی وجود دارد. به نظر من، گوش دادن به آن سیدی و شروع تیکآف از ماه رمضان، نتایج بسیار خوبی برایمان دارد.
با طرز فکری که باور فراوانی داریم؛ زیرا همه زندگی ما را باورهایمان ساخته است. باور کردیم اعتیاد درمان دارد، آمدیم و درمان شدیم. باور کردیم فراوانی بسیار است؛ برخلاف آنچه جامعه میگوید که ثروت و فراوانی کم است. ما باید برعکس باشیم: باورمان این است که فراوانی بسیار است، ثروت در کل جهان بسیار زیاد است و ما میتوانیم از آن برخوردار شویم.
انشاءالله درک بخشش و جریان قوانین جاری در هستی را بفهمیم و در زندگیمان جاری سازیم. از کارت کشیدن برای خودتان درنگ نکنید. به آن نجوا که میگوید «حالا چه میشود؟ برای چه بکشم؟» پاسخ دهید: «برای خودم؛ فقط برای خودم». ببینید چقدر در حال خوبتان و در رزقتان تأثیر دارد.ازاینکه به صحبتهای من گوش کردید از همه شما متشکرم.
ضبط صدا:مسافر علیرضا (لژیون هشتم)
تایپ : مسافر حبیب (لژیون سوم) مسافر یونس (لژیون پنجم)
بارگذاری: گروه خبری و سایت نمایندگی خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
117