English Version
This Site Is Available In English

راهنما یعنی نمایان کننده راه

راهنما یعنی نمایان کننده راه

یازدهمین جلسه از دوره دوازدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی رضا مشهد، به استادی مسافر جواد نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر جواد با دستور جلسه جشن راهنما در روز پنج شنبه مورخ 30 بهمن ماه ۱۴۰۴ راس ساعت ۱۵ آغاز به کار کرد.

 

سخنان استاد:

سلام دوستان جواد هستم یک مسافر.
ممنون و سپاسگزارم از ایجنت محترم و گروه مرزبانی و تشکر ویژه دارم از راهنمای لژیون یک آقای رسول حسینی که اجازه دادند من در این جایگاه باشم و خدمت کنم و آموزش بگیرم.

هفته هفته راهنما است‌.
امروز روز اول ماه مبارک رمضان است. بچه‌های سفر اولی که دارند سفرشان را انجام می‌دهند که هیچی اما آن‌هایی که به حال خوش و سفر دوم رسیدند قطعا دارند از روزه گرفتن لذت می‌برند.

راهنما یعنی نمایان کننده راه. انسان از زمانی که روی زمین آمد همیشه از جانب خداوند فرستاده و راهنمایی داشت. برای دادن آگاهی برای دادن آموزش تا به ارتقا برسد و انسان‌ها به سمت نیکی و خوبی بروند.

هر دین و هر فرقه ای یک راهبر و یک راهنمایی دارند. یک رب و مربی دارند. فقط یک تفاوتی که در راهنماهای کنگره ۶۰ هست قطعاً این راهنماها راهنماهایی هستند که برای انسان‌های تاریک هستند. برای ما انسان‌هایی که مصرف مواد داشتیم. برای منی آمدند که فرق ساحت خانواده فرق لذت بردن و سپاسگزاری و هیچ کدوم از این‌ها را نمی‌توانستم درک کنم.

راهنماها در کنگره ۶۰ راهنمای کسانی هستند که واقعاً در اوج تاریکی هستند و می‌خواهند به این‌ها کمک کنند و از آن تاریکی به سمت روشنایی بیرون بیاورند. و کسی مطالب کنگره را آموزش ببیند هم راه و رسم زندگی هم راه و رسم کسب کردن و هم راه و رسم معاشرت با مردم و تمام این‌ها را می‌تواند آموزش بگیرد.

راهنماهای ما کسانی هستند که مثل ما در تاریکی بودند. آمدند و سفر کردند و از این تاریکی رها شدند و ایستادند پای کار و خدمتگزار شدند.

بزرگ راهنمای ما جناب مهندس هستند. فرض کنیم جناب مهندس از مواد رها شدند و می‌رفتند برای خودشان. آیا ما می‌توانستیم امروز اینجا باشیم. قطعا نه.

جناب مهندس در تهران حضور دارند. ایشان ۱۰۰ تا ۲۰۰ تا ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ تا و نهایتاً ۲۰۰۰ تا می‌توانند ساپورت کنند. اما جناب مهندس آمدند تفکر کردند و با انتقال آموزش‌های سخت تمام این راهنماها تمام کسانی که به سفر دوم رسیدند هر کدام به یک نحوی در این مطلب دخیل بودند.

راهنماهای ما انسان‌های طبیعی هستند. راهنمایی که اینجا نشسته مثل همه‌ی ما رهجوها درگیری مالی درگیری زندگی و گرفتاری و برنامه برای خانواده و زن و بچه‌اش دارد. قطعاً مشکل اجاره و مسکن دارد فقط یک تفاوتی دارد هر زمان که از در کنگره وارد کنگره می‌شود با لبخند وارد می‌شود و هیچ وقت مشکلاتش را به بچه‌ها انتقال نمی‌دهد.

حالا من جواد سالی یک بار می‌توانم از راهنمای خودم تشکر و سپاس گزاری کنم.
امیدوارم آن طوری که شایسته خودتان است از راهنمایتان تشکر کنید. حضرت امیرالمومنین می‌فرمایند که هر کس به من یک جمله ای یاد بدهد من را عبد و بنده خودش کرده است. پس ما با این پاکت‌ها زحمت های راهنماها را نمی‌توانیم جبران کنیم. زحمت‌های راهنماها را فقط می‌توانیم از آنها سپاسگزاری کنیم.

موضوع بعدی که می‌خواهم صحبت کنم درباره ماه مبارک رمضان است من نزدیک ۱۰ سال شرایط گرفتن روزه را نداشتم‌. بارها و بارها به خاطر اعتیادم اشک ریختم.

دلیل اشک ریختنم هم این نبود که در ماه مبارک رمضان آب یا غذا نخورم. چون من گرسنه غذا نیستم. من فقط نیاز به مواد دارم. دختر ۹ ساله من روزه می‌گرفت و پسر ۱۲ ساله من هم  روزه می‌گرفت‌ من به خاطر اینکه جلوی بچه‌های خودم نقاب بزنم سحر بلند می شدم و با خانواده سحری می خوردم و نقاب روزه داشتن می زدم. چون اعتیاد داشتم.

اومدم به کنگره و به لطف خدا آن دوران را گذراندم و الان سال ششم یا هفتم است که روزه می‌گیرم.

کنگره دارد یک پالس و یک آموزشی به من می‌دهد. در ماه مبارک رمضان اگر مشکلی داشتیم که روزه نمی‌گرفتیم ولی روزه‌دار اطراف مان زیاد دیدیم. در مباحث دینی ما هست که اطعام کردن ثواب زیادی دارد.

وظیفه من جواد به عنوان یک رهجو چیست؟ وظیفه من رهجو سفره ماه رمضان را حمایت کردن است. ما باید این سفره ماه مبارک رمضان را حمایت کنیم.

حالا یکی مثل من جواد اگر مبلغ پولی کارت می‌کشم به نیت پدر و مادرم که از این دنیا رفتند پرداخت می کنم. تو این سال‌ها بارها و بارها به نیت آنها مبلغی پرداخت کردم.

من کجا به غیر از کنگره یک پولی را پرداخت کنم و مطمئن باشم که در همان مکان و برای همان افراد خرج می‌شود. کنگره از نظر من چکیده است. چکیده کسی که از تمام دنیا و زندگی طردش کردند. شما روزی که به کنگره آمدید مرزبان آغوش خودش را باز کرد و شما را در آغوش خودش گرفت. ما همان کسانی بودیم که رویمان نمی‌شد به کسی بگوییم مصرف کننده هستیم. رو نداشتیم بگوییم من معتادم. من همین الانم روم نمی‌شه بگویم من معتادم.

ما با حمایت کردن اگر بخواهیم از دیدگاه ثواب حساب کنیم از دیدگاه اینکه شاید من جواد توانایی یک پرس غذا را نداشته باشم با کشیدن کارت می‌توانم این را حمایت کنم و اطعام کنم. اطعام به کسی که بدانم قطعاً گرسنه است.


امروز همه ما اوضاع کشور را می‌دانیم که خراب است از قیمت دلار و قیمت طلا و غیره . ولی من این را می‌دانم هر کسی با نیت مبلغ پولی را کارت بکشد مطمئنم برکتش برمی‌گردد. و این را بدانم اگر من امروز ۵۰۰ تومن ۳۰۰ تومن کارت می‌کشم پول یک پرس غذا است آن یک پرس برای خودم است. اگر می‌خواهم اطعام داشته باشم باید مبلغ دو پرس غذا را بکشم که صندلی کناری را هم مهمان کنم.

امیدوارم انشالله همت کنیم و نیت کنیم و با نیت خوب و عالی رمضان را حمایت کنیم‌.
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید سپاسگزارم.

 

تایپ: مسافر محمد لژیون پانزدهم
ویرایش: مسافر محمد لژیون پانزدهم
ارسال خبر: مسافر محمد لژیون پانزدهم
تایید خبر: مسافر جلال لژیون پنجم
مرزبان خبری: مسافر مصطفی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .