دومین جلسه از دوره اول جشن های هفته راهنما کنگره۶۰، نمایندگی تربت حیدریه در روز های سه شنبه با استادی ایجنت محترم مسافر مهدی، نگهبانی راهنما مسافر احمد و دبیری راهنما مسافر حسین با دستور جلسه " هفته راهنمایان ( DST، تازه واردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی) " در تاریخ 28 بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت 15 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر.
از نگهبان جلسه تشکر میکنم که مسئولیت اداره این جلسه را به من واگذار کردند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
ابتدا هفته راهنما رو به همه راهنمایان کنگره ۶۰ تبریک میگویم، مخصوصاً راهنمایان شعبه خودمون.
راهنمایان چه کسانی هستند؟ داشتم صحبتهای استاد از سال پیش رو مرور میکردم. اونجا خیلی قشنگ گفتند:
این که بتوانی همه را راضی کنی کار ساده ای نیست. یکی از دلایلی که خیلی از بیماریها خوب نمیشود این است که پزشک نمیتواند بیمار را راضی کند تا دارویش را سر وقت بخورد و به او اعتماد کند.
درمان اعتیاد خیلی کار سختی است. همه شما این راه را رفتهاید یا میروید و میدانید چقدر سخت است. چون راهنما اول باید از نظر فکری و روانی بتواند هر رهجو یا هر کسی که تازه وارد شده را راضی کند که به درمان برسد.
هر کدام از ما با یک طرز فکر متفاوت وارد میشویم و باید قانع شویم. همه ما بیرون از کنگره یک مهارتی داریم. یکی مکانیک خوبی است، یکی بنا و یکی کشاورز خوبی است. دوست داریم بگوییم ما همه چیز را میدانیم. میگوییم من آدم فهمیدهای هستم چون تراشکار خوبی هستم، من آدم فهمیدهای هستم چون کشاورز خوبی هستم. ولی نمیدانیم که فقط در همان کار مهارت داریم. به خاطر همین کار راهنما سخت میشود. باید مسافری را که تازه آمده از آن فکرهای قدیمی بیرون بیاورد و راضی کند که من هیچی نمیدانم. تا بتوانم به درمان برسم.
واقعاً کار راهنما سخت است. اما دیدگاه ما نسبت به راهنما چیست؟ این جمله را همه شنیدیم که شکر نعمت، نعمتت زیاد میکند و ناسپاسی، نعمت را از بین میبرد. اما آیا میدانیم ناسپاسی یعنی چه؟ شکر یعنی چه؟ بعضی وقتا واقعاً همینطور است.
ما نمیدانیم شکر چیست و ناسپاسی کدام است. هر کدام از ما نسبت به نعمتهایمان وظیفه داریم. خدا به ما نعمتهایی داده. وقتی به گذشته خودم فکر میکنم، میبینم خیلی چیزها را از دست داده ام. یکی زندگیش را از دست داده، یکی زنش را، یکی کار و موقعیتش را. یعنی یک نعمتی بوده که از دست رفته، بخاطر ناسپاسی.
کاری که به سمت ارزش انجام میدهی، همان شکر است. شاید در این راه کار ضد ارزش هم انجام دهی. ارزش ما چه بود؟ مصرف مواد که کاری ضد ارزشی بود. حالا که به این بهبودی رسیدهایم، چه میدانستیم و چه نمیدانستیم؟
خیلی از ما نمیدانیم ارزش و ضد ارزش یعنی چه. خودم خیلی از کارهایی که قبلاً میکردم، الان میبینم در کنگره ضد ارزش است. مصرف کردیم و پول و زندگیمان رفت. نعمت بود و از دست رفت. ماشینمان رفت، زمینمان رفت. چون شکرگزار نبودیم.
حالا در کنگره، توی جشنها، به ما یاد میدهند چطور شکرگزار باشیم. ولی باید با تجربه یاد بگیریم. یعنی باید از تجربههای خودمان درس بگیریم که چطور شکرگزاری کنیم تا بتوانیم از نعمتهایی که خدا به ما داده، محافظت کنیم.
اگر میخواهیم این نعمت بزرگ را، که همان بهبودی ماست و خدا به ما داده، حفظ کنیم باید شکرگزار باشیم. حداقل در جشن راهنما شرکت کنیم و از راهنمایان عزیز تشکر کنیم. ممنونم که با سکوت خود به صحبت های من گوش کردید.
تایپ: مسافر مسعود
ویراستار: مسافر حسین
ارسال خبر: مسافر حبیب
مرزبان کشیک: مسافر علیرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
34