English Version
This Site Is Available In English

رمز و راز رسیدن به درمان و رهایی، فرمانبرداری از راهنما می‌باشد.

 رمز و راز رسیدن به درمان و رهایی، فرمانبرداری از راهنما می‌باشد.

به مناسبت هفته "راهنما" فرصتی شد تا با راهنمای محترم مسافر محسن مصاحبه ای انجام دهیم که توجه شما عزیزان را به آن جلب می‌کنیم.

۱- لطفاً خودتان را به‌رسم کنگره 60 معرفی کنید.
سلام دوستان محسن هستم یک مسافر. آنتی ایکس تریاک شیره متادون. ۱۰ ماه و ۲۵ روز سفر کردم به روش دی اس تی, با داروی اوتی به راهنمایی آقا شاهین، رهایی از اعتیاد ۴ سال و ۵ ماه . در ادامه سفر سیگار داشتم به راهنمایی آقا جمشید رهایی از سیگار ۴ سال و ۳ ماه. ورزش در کنگره فوتبال.

۲- در مقطعی که برای اولین بار اسم "راهنما" به گوشتان خورد، اولین حسی که تجربه کردید چه بود؟
اولین بار در جلسه سوم مشاوره تازه واردین فهمیدم که باید راهنما انتخاب کنم. آن موقع حسی نداشتم، ولی بعد از گذشت مدت کمی متوجه شدم راهنمایم یکی از عزیزترین افراد زندگیم شده است، و این رابطه سوری و قراردادی نبود، رابطه‌ای بود بر اساس پیوند محبت.

۳- بهترین درسی که در طول راهنمایی از رهجوهایتان آموخته‌اید، چه بوده است؟
در این جهان هیچ چیز مجانی به انسان داده نمی‌شود، و برای به دست آوردن هر چیز باید بهای آن را پرداخت کنیم. قطعاً رسیدن به درمان، تعادل و حال خوش هم بهایی دارد، و بهای آن استمرار، پشتکار و فرمانبرداری از راهنما است. کسانی از این نعمت برخوردار می‌شوند که بهای آن را بپردازند.

۴- اگر بخواهید نقش راهنما را در یک جمله یا یک استعاره کوتاه خلاصه کنید، آن چه خواهد بود؟
راهنما شمعی است که از انرژی وجودش استفاده می‌کند و با انتقال آگاهی به رهجو مسیر حرکت رهجو را روشن می‌کند،تا به منبع نور که همان رهایی است برسد.

۵- زمانی که رهجویتان در مسیر دچار لغزش یا چالش جدی می‌شود، اولین قدم فکری شما چیست؟
با حفظ آرامش و با توجه به اینکه راهنما باید هم جذبه پدری داشته باشد، هم مهر مادری، با رهجو صحبت می‌کنم و سعی می‌کنم برای حل این مشکل و خروج از این بحران راهی پیدا کنم، و به رهجو القا نمی‌کنم که با انجام این اشتباه یا خطا دیگر کار از کار گذشته و دنیا به آخر رسیده است، و به او دلگرمی می‌دهم که اگر بخواهد در مسیر اصلاح حرکت کند می‌تواند روی کمک و راهنمایی من حساب کند.

۶- تا به حال شده است که احساس کنید "دیگر نمی‌دانم چه باید بکنم"؟ اگر بله، چگونه از آن خارج شدید؟
بله. سعی کردم آموزش‌های کنگره را بخاطر بیاورم و مرور کنم. مسئله‌ای که خیلی به من کمک می‌کند از پیشکسوتان و راهنمایان با تجربه کمک می‌گیرم و از نظر مشورتی آنها استفاده می‌کنم. با انجام این کارها بهتر می‌توانم تصمیم بگیرم که چه حرکتی انجام دهم.

٧- اگر فقط بتوانید یک پیام کلیدی را به تمام کسانی که تازه وارد کنگره شده‌اند برسانید، آن پیام چه خواهد بود؟
اگر در یک کلمه بخواهم بگویم، رمز و راز رسیدن به درمان و رهایی، فرمانبرداری از راهنما می‌باشد. اینکه گوش به فرمان راهنما باشیم و فرامین راهنما را که چیزی جز خیر و صلاح ما در آن نیست، کاملاً اجرا نماییم. تا سرباز خوبی نباشیم به سرداری نخواهیم رسید. اشخاصی که به کنگره و راهنمای خود ایمان داشته باشند حتماً نتیجه خوبی خواهند گرفت.

٨- چقدر اهمیت می‌دهید که راهنما در کنار خدمت به دیگران، به سلامت روحی و جسمی خودش هم برسد؟
مطمئناً کسی که از نظر روحی و جسمی در تعادل نباشد، نمی‌تواند تاثیر مثبتی در پرورش رهجو یا هدف اصلی کنگره که همان پرورش استاد است داشته باشد. کسی که جسم سالمی نداشته باشد طبیعتاً روان متعادلی هم ندارد. در این شرایط نه تنها در جایگاه راهنمایی، بلکه در تمام مراحل وسطوح زندگی نیز موفقیتی به دست نخواهد آورد. به همین دلیل مهندس دژاکام به همه اعضای کنگره تاکید و توصیه می‌کنند که با افکار مثبت، ورزش کردن و رعایت تغذیه سالم، سلامتی جسم خود را تضمین کنیم.

٩- چه چیزی باعث می‌شود که یک فرد در کنگره 60 تصمیم بگیرد که "من باید راهنما شوم"؟
در نگاه اول شاید اینکه احساس دین کند، که در کنگره به من خدمت شده و به درمان رسیدم، حالا من هم باید به دیگران خدمت کنم تا به درمان برسند. ولی اگر عمیق‌تر به این موضوع نگاه کنیم متوجه می‌شویم که راهنمایی جزئی از پروسه درمان است. با راهنما شدن درب تازه‌ای از علم و آگاهی به روی ما باز می‌شود که همان علم و هنر درست زندگی کردن است.

١٠- اگر قرار باشد یک راهنمای ایده‌آل را بر اساس خصوصیات خودتان توصیف کنید، سه ویژگی اصلی او چه خواهد بود؟
عشق، عقل، ایمان

ممنون بابت وقتی که در اختیار بنده گذاشتید. 

طراح سؤالات و تنظیم خبر: مسافر کرامت (مسئول سایت)
مصاحبه کننده: مسافر علی (لژیون چهارم)
مرزبان‌ خبری: مسافر مصطفی 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .