English Version
This Site Is Available In English

اگر می‌خواهید از هر بلایی بیمه باشید راهش خدمت صادقانه به عنوان راهنماست

اگر می‌خواهید از هر بلایی بیمه باشید راهش خدمت صادقانه به عنوان راهنماست

 هفتمین جلسه از هجدهمین دوره کنگره ۶۰ نمایندگی بنیان مشهد به نگهبانی مسافر حسن، استادی ایجنت محترم مسافر رضا و دبیری مسافر امیر با دستور جلسه «جشن راهنما» یک‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۵ آغاز شد.


 خلاصه سخنان استاد:

 خدا را شاکر و سپاسگزارم که در این روز عزیز و هفته فرخنده در خدمت شما عزیزان هستم. در ابتدا هفته راهنما را به تمام راهنماهای کنگره ۶۰ و راهنماهای شعبه بنیان مشهد تبریک می‌گویم. امیدوارم بازخورد خدمتی که انجام می‌دهند در زندگی شخصی‌شان ساری و جاری باشد. در مورد هفته راهنما اگر بخواهم صحبت کنم، برای دوستانی که در حال سفر هستند و شهریورماه سال آینده آزمون راهنمایی دارند و خواستش را دارند که در آزمون شرکت کنند، عرض می‌کنم اگر بخواهند در این راستا ماندگار باشند، پیش‌نیاز تمامی خدمات در کنگره ۶۰ راهنمایی است. یعنی اگر شخصی توانست شال راهنمایی را بگیرد در ادامه می‌تواند خدمت‌های دیگر هم بگیرد. تمامی دیده‌بانانی که درحال‌خدمت ماندگار هستند، این مرحله را رد کرده‌اند. این موضوع را بیان کردم برای تمام دوستانی که علاقه به خدمت راهنمایی دارند و طعم شیرین خدمت را چشیده‌اند. اگر می‌خواهید در آینده نسل‌های بعد شما بیمه باشند از هرگونه بلا، راهش همین خدمت صادقانه به‌عنوان راهنماست؛ چون وعده خداوند دروغ نیست. بسیار خرسندم که در جایگاه راهنمایی خدمت می‌کنم و تبریک می‌گویم به تمام راهنمایان عزیز. تنها چیزی که در کائنات توصیه شده، از بدو تولد تا زمان مرگ آموزش گرفتن است. این برای من خیلی جالب است، چون بارها شنیده بودم و می‌خواهم تأثیر راهنما را در زندگی خودم بگویم. صحبت‌های استاد امین را در یکی از سی‌دی‌ها گوش می‌کردم؛ خیلی جالب بیان کردند که در سن پانزده‌سالگی دانشجو بودم و در سن چهل‌وچهار سالگی هم دانشجو بودم. آنجا اوج جوانی‌ام بود، ولی آموزش‌هایی که توانستم در سن چهل‌وچهارسالگی بگیرم به‌مراتب بیشتر از آموزش‌هایی بود که در پانزده‌سالگی گرفتم. من هم دقیقاً در سن بیست‌سالگی به زاهدان رفتم. چون راهنما نداشتم که از او آموزش بگیرم، اوج مصرف من در همان سن بیست‌سالگی و دوران دانشجویی شروع شد؛ زمانی که قرار بود آموزش صحیح بگیرم. چون آموزگار یا راهنمای صحیح برای خودم انتخاب نکرده بودم، ناکام ماندم. این روند ادامه داشت تا سن چهل‌وچهار سالگی که دوباره وارد دانشگاه شدم و دقیقاً هم‌کلاسی‌های من هم‌سن فرزندم بودند. به‌مراتب نمره‌های خوبی کسب کردم و همیشه مدیون راهنمایم و آموزش‌هایی که از ایشان گرفتم هستم.

 آقای مهندس همیشه در سی‌دی‌هایشان می‌گویند نزدیک‌ترین راه، صراط مستقیم است و راهنما دقیقاً همین راه را نشان می‌دهد. این هفته، هفته تقدیر و تشکر از راهنماست. امروز از کلمه جشن استفاده نمی‌کنیم به دلیل یک‌سری حرمت‌ها، چون در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که اتفاقات ناگواری افتاده و ما هم به همان دلیل سعی می‌کنیم حرمت‌ها را حفظ کنیم و به چشم جشن به این هفته نگاه نکنیم. جایی خواندم بهترین تقدیر و تشکر، حفظ آن نعمت است. بهترین راه تقدیر و تشکر را هم آقای مهندس در سی‌دی‌ها گفتند که پاکت است، هرچند زحمات راهنماها قابل جبران نیست. یک موضوع دیگر هم هست؛ من امروز برای آخرین بار به عنوان ایجنت در خدمت شما هستم و از این به بعد دوست عزیزمان آقا احمد در خدمت شما هستند. همین‌جا می‌خواهم بگویم اگر در زمان خدمت ایجنتی، بدرفتاری کردم یا خدای‌نکرده برخلاف میل باطنی‌ام با اشخاص رفتار کردم، همین‌جا از تمام دوستان عذرخواهی می‌کنم. امیدوارم در ادامه خدمت بتوانم در کنگره ۶۰ خدمت‌گزار خوبی باشم و لایق خدمت باشم، چون انتخاب شدن در کنگره ۶۰ به عنوان خدمت‌گزار لیاقت می‌خواهد. از اینکه سکوت کردید و به صحبت‌هایم گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.


مرزبان خبری: مسافر وحید
نگارش: مسافر محمد
ویرایش و ارسال: مسافر نوید نگهبان سایت
 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .