جلسه نهم از دوره اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ روزهای سهشنبه نمایندگی شیروان به استادی ایجنت محترم مسافر رحمان، نگهبانی مرزبان محترم مسافر صادق و دبیری مرزبان محترم مسافر عباس با دستور جلسه "تقدیر از راهنما" 28 بهمن ماه 1404 ساعت 15 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، رحمان هستم یک مسافر.خیلی خوشحالم از اینکه توفیق دارم یک بار دیگر از این جایگاه در خدمت شما عزیزان باشم. دستور جلسه امروز، همانطور که میدانید، مربوط به هفته راهنماست و درباره اهمیت راهنماست.
اما راهنما، مؤثرترین فرد در زندگی یک مسافر به حساب میآید. راهنما کیست؟ کسی است که مسیر پر فراز و نشیب درمان اعتیاد را با موفقیت طی کرده است. پس با این تعریف، هر کسی نمیتواند راهنما باشد.
خصوصیت اصلی یک راهنما، موفقیت در سفر اول است. بخش دوم این مسیر، شرکت در آزمونی است که برگزار میشود. آزمونی با متقاضیان فراوان؛ شبیه کنکور سراسری. شرکتکنندگان از بین آقایان و خانمها در این آزمون حاضر میشوند و طبق فرمایش آقای مهندس، کمتر از ۱۰ درصد آنان نمره قبولی را کسب میکنند.
پس از طی مراحل و شرکت در جلسات مختلف، افرادی که موفق میشوند، این شانس را پیدا میکنند که به مدت چهار سال در رأس یک لژیون قرار بگیرند و خدمت کنند. این افراد با شالهای مختلف شناخته میشوند و به آنها «راهنما» گفته میشود.
راهنما الزاماً فقط راهنمای درمان اعتیاد (D.S.T) نیست. راهنماهای لژیون ویلیام، راهنمایان تغذیه سالم و راهنمایان تازهواردین نیز جزو همین عزیزاناند.
این تفاوت، اختلاف رتبه نیست؛ نمیخواهیم بگوییم یکی بالاتر است و دیگری پایینتر. هرکدام در حوزهٔ تخصص خود مشغول خدمترسانی هستند.
رهایی از سیگار نیز، بدون راهنما ممکن نیست. اگر راهنمای من نبود، من موفق نمیشدم. میخواهم بگویم حضور راهنما، تا چه اندازه مؤثر و حیاتی است.
راهنماهایمان را از جان و دل دوست داریم، چون آنان باعث حیات دوبارهٔ ما میشوند. فرق یک مصرفکننده با یک مرده، هیچ نیست. آقای مهندس هم نقل قول میکنند که مرده حداقل به کسی آسیب نمیزند، ولی مصرفکننده هم به خودش آسیب میزند و هم جامعه از وجودش در رنج است.

راهنما آن کسی است که کمک میکند این انسان دوباره به حیات دست یابد. اما متأسفانه نعمتهایی که در دست داریم را اغلب نمیتوانیم ببینیم. حضرت امیر میفرماید: «نِعمَتانِ مجهولتانِ، الصحّة و الأمان» یعنی دو نعمت گمشدهاند: سلامتی و امنیت.
تا زمانی که امنیت داریم، قدرش را نمیدانیم؛ وقتی دچار آشوب میشویم، تازه میفهمیم چقدر بزرگ است. تا زمانی که سالمیم، قدر سلامتی را نمیدانیم؛ وقتی بیمار میشویم، تازه درک میکنیم چقدر ارزشمند بود. همینطور تا وقتی راهنما کنارمان هست، قدر حضورش را نمیدانیم.
هفته دیده بان، هفته راهنما، هفته مرزبان و هفته همسفر، همگی فرصتیاند برای بازنگری و قدرشناسی این آدمهایی که آنقدر نزدیکند که دیده نمیشوند.
میگویند ماهی تمام عمر دنبال آب میگشت، غافل از اینکه خود درون آب بود. زمانی فهمید آب چیست که از آب بیرونش آوردند. راهنماهای ما همان وجودهای ارزشمندند که خود را وقف ما کردهاند.
میگویند باارزشترین دارایی هر انسان، زمان اوست که با طلا مقایسه میشود. اگر کسی وقتش را به تو داد، یعنی ارزشمندترین داراییاش را بخشیده است. در مقابل چنین انسانی، من چه کاری میتوانم انجام دهم؟ انسانی که با خلوص، صداقت، عشق و تمام وجود، خواهان رهایی و حال خوش من است. انسانی که با خوشی من شاد میشود و از غم من رنج میبرد.
کسی که پا به پای رهجو سفر میکند؛ اگر رهجوش شب آرام نداشته باشد، او هم آرام ندارد. اگر رهجویش گرفتار باشد، ذهن و روان او نیز درگیر است.
کنگره این فرصت را به ما داده که حداقل سالی یکبار، دربارهٔ این انسانها فکر کنیم؛ آیا فرشتهاند یا زمینی؟ چقدر وجودشان ارزشمند و عزیز و مهم است؟ باید قدرشان را بدانیم. نه چون آنها نیاز دارند، بلکه ما نیازمند این قدردانی هستیم. کنگره، جایی شگفتانگیز است؛ اینجا وقتی پول خرج میکنی، قدردانی میکنی، پاکت میدهی و چیزی از دست میدهی، حالت خوب میشود. در گلریزان پول میدهی، اما وقتی بیرون میروی، حس رضایت و شادی داری، چون از عملکرد خودت راضی هستی.
خوشا به حال کسانی که خدا به آنان اجازه داده وظیفهشان را ادا کنند و کاری که بر عهدهشان است را به درستی انجام دهند.
امیدوارم در انجام این عمل موفق باشیم؛ چون ارزش هر کدام از ما، به اندازه ارزشی است که برای راهنمایمان قائل میشویم.
امیدوارم سایه این آدمهای عزیز همیشه بالای سر مجموعهمان باشد، و این راه همواره رهرو داشته باشد.
باشد که هر روز بر شمار کسانی که آرزو دارند در این مسیر قدم بردارند افزوده شود، چون انسانهای دردمند فراوانند که آرزوی حضور در این مجموعه و درمان در این سیستم را دارند، و حقشان نیز همین حیات دوباره است.
درادامه پذیرایی و تقدیر از راهنمایان:











مرزبان خبری: مسافر صادق
عکاس: مسافر مهدی
تایپ و ارسال: مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
166