English Version
This Site Is Available In English

همسفر بودن عشق می‌خواهد

همسفر بودن عشق می‌خواهد

در هفته‌ای که به نام راهنما مزین شده است؛ جایگاهی که چراغ راهِ جویندگان علم و رهایی است و پلی است میان دانایی و عمل، افتخار داریم در خدمت همسفر راهنما، سرکار خانم فاطمه باشیم تا از نگاه و تجربیات ارزشمند ایشان بهره‌مند شویم و دقایقی در کنارشان از مفهوم ناب راهنمایی بیشتر بیاموزیم

لطفاً خودتان را معرفی بفرمایید و بگویید چند سال هست در کنگره ۶۰ فعالیت دارید؟ 

فاطمه هستم، همسفر حسین. ما با ۱۵ سال تخریب وارد کنگره شدیم. آخرین آنتی‌ایکس مصرفی شیشه و هروئین. مسافرم با راهنمایی‌های راهنما مسافر کیان، مدت یک سال است که آزاد و رها می‌باشد و مدت رهایی خودم ۴ سال، با راهنمایی‌های راهنما همسفر نیره می‌باشد.

چه شد که وارد مسیر همسفری شدید و چطور به جایگاه راهنمایی رسیدید؟

 قطعاً زمانی که وارد کنگره شدم لقب همسفر به من داده شد، ولی شاید تا مدت‌ها من فقط این نام را به دوش می‌کشیدم و درک درستی از همسفر بودن نداشتم. همسفر بودن عشق می‌خواهد و تمام. جایگاه یک راهنما در کنگره، جایگاه والایی است و من هیچ‌وقت خودم را در این جایگاه تصور نمی‌کردم و شاید تقدیر، یا شاید هم فرمان، برای من این جایگاه را رقم زد.

 

به نظر شما هدف از نام‌گذاری «هفته راهنما» در کنگره ۶۰ چیست؟

 در کنگره هر هفته با یک هدفی نام‌گذاری شده و قطعاً هدف از نام‌گذاری این هفته‌ی مبارک، یادآوری آن‌همه عشق و محبت و دانایی و آگاهی‌ست که افراد در این جایگاه خدمتی در اختیار انسان‌های در بند می‌گذارند.

یک راهنمای همسفر چه مسئولیتی در قبال لژیون خودش دارد؟

 به نظر من همه‌ی راهنماها آموزش می‌بینند که در نهایت فقط یک چیز را آموزش دهند و آن هم جز یادآوری و آموزش چگونه زندگی کردن نیست.

خود شما از راهنمایتان چه آموزش‌هایی گرفتید که امروز در مسیر راهنمایی به کار می‌برید؟

  این سؤال بهانه‌ای شد تا نهایت تشکر و قدردانی‌ام را از راهنماهایم داشته باشم. در سفر اول، راهنمای عزیزم به من آموخت که سرلوحه‌ی همه‌چیز در کنگره محبت است و در سفر دوم، راهنمای عزیزم مرا با خودم آشنا کرد و زمستان قلبم را به بهار تبدیل کرد و قطعاً اگر او نبود، در آن سرمای سوزان کینه و نفرت و خشمم یخ زده بودم و چیزی از من باقی نمانده بود و اکنون من از آن عزیزان آموختم رهجو فقط راه می‌خواهد برای رهایی از بندهایی که خودش بر دست و پای خودش زده و دیگر هیچ.

وقتی یک همسفر با حال بد، خشم یا ناامیدی وارد لژیون می‌شود، شما چگونه او را هدایت می‌کنید؟

 من به عنوان راهنمای تازه‌واردین، فقط تلاش می‌کنم تا فرد تازه‌وارد اطرافش را ببیند، تا با چشم باز و دیدن الگوها به مسیر امیدوار شود.

هفته راهنما برای شما چه احساسی دارد؟ 

هفته راهنما برای من یادآور مسیر سختی است که گذشت، یادآور تمام عشق و امیدی است که در این مسیر از شخصی به نام راهنما دریافت کردم، تمام اشک‌هایی که از چشمانم سرازیر شد و تمام لبخندهایی که در نهایت بر لبم نشست.

اگر دوباره به گذشته برگردید، باز هم مسیر راهنمایی را انتخاب می‌کنید؟ چرا؟

 برای من مسیر راهنمایی یک انتخاب نبود. من با یک موجی در جریان این مسیر قرار گرفتم که اکنون برایم خوشایند است و از اینکه امروز در این جایگاه هستم و تازه‌واردهای گذشته را امروز همسفر می‌بینم خوشحالم و از اینکه سهم کوچکی در لبخند اکنونشان دارم خدا را شاکرم، پس قطعاً اگر به گذشته برگردم با کمال میل خودم این مسیر را انتخاب می‌کنم.

و در آخر بفرمایید تا ما آموزش بگیریم؟

در آخر تشکر می‌کنم از آقای مهندس که راهنمای همه‌ی ما هستند و همه‌ی راهنماها از او که منبع عشق است سرچشمه می‌گیرند و تشکر می‌کنم از راهنماهای گران‌قدر خودم، خانم نیره عرسین و خانم فاطمه نصیری، که در این راه پرپیچ‌وخم زندگی مرا راهنمایی کردند.

مصاحبه‌کننده: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر مبینا (لژیون سوم)
عکاس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر مبینا (لژیون سوم)‌
ارسال: همسفر ملک رهجوی راهنما همسفر مبینا (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی پردیس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .