جلسه یازدهم از دوره یازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی باغستان کرج به استادی ایجنت همسفر سحر، نگهبانی همسفر اشرف و دبیری همسفر زهره با دستور جلسه «هفته راهنمایان (DST، تازهواردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی)» روز دوشنبه ۲۷ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:٠٠ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
امروز، روز سپاسگزاری است. من سحر از صمیم قلبم از کسی تشکر میکنم که با عشق به تاریکیهای وجودم نور بخشید. امروز فرصتی به من داده شده تا از او سپاسگزاری کنم. جای راهنمایم اینجا خالی است؛ ایشان در شعبه هشتگرد خدمت دارند و نتوانستند تشریف بیاورند. همچنین راهنمای سفر اولم، همسفر مهناز که در کنگره حضور ندارند. از آقای مهندس و خانواده پرمهرشان که هدایتکننده و راهنمای کل جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ هستند نیز صمیمانه سپاسگزارم. خداوند را بینهایت بابت امروز شکر میکنم.
قبل از اینکه به شعبه بیایم صحبتهای آقای مهندس را گوش میدادم و امروز برایم سراسر آموزش بود. اگر میتوانستم پیش از هفته راهنما به همه رهجوها میگفتم که حتماً سیدی هفته راهنما و سیدی اکبر از استاد امین را گوش دهند تا متوجه شوند یک راهنما برای اینکه منِ سحر را از تاریکیهای وجودم به سمت نور و روشنایی هدایت کند، چقدر باید در این مسیر با من بالا و پایین شود، آموزش بگیرد، تلاش کند و نور ببخشد. چون یک راهنما ابتدا باید خودش رها شود و نور بگیرد تا بتواند بسمالله بگوید و ۴ سال بدون هیچ چشمداشتی و با عشق، بدون خستگی خدمت کند.
در ابتدای راه همه شور و اشتیاق دارند؛ اما در ادامه تعداد کمی برای امتحان راهنمایی شرکت میکنند. این نشان میدهد که هر کسی برای راهنمایی ساخته نشده است؛ اما همه ما میتوانیم تلاش کنیم تا راهنماهای قویتری شویم. راهنمای قوی کسی است که درست حرکت میکند، تاریکیهای وجودش را بهخوبی میشناسد، از راهنمای خود و از فضای کنگره استفاده میکند و شروع به حرکت میکند. ما میدانیم جهل و تاریکی از نبود روشنایی است؛ ذاتاً چیز بدی نیست و فقط چون روشنایی وجود ندارد، نمیتوانیم آن را درک کنیم؛ پس نداشتن آگاهی همان جهل است.
وقتی در اینجا آگاهی کسب میکنیم و راهنماها از نور وجودشان به ما میبخشند دیگر تاریکی معنایی ندارد. راهنما کسی است که ابتدا خودش رها میشود و بعد از اینکه رهایی را از دستان پرمهر مهندس گرفت شروع به کسب علم و دانش میکند؛ چرا که علم و دانش در کنگره فراوان است. در دوره ما ۶۰ سیدی باید گوش میدادیم؛ ۴۰ سیدی و ۳۰ سیدی هم باید نوشته میشد و کتابهایی را هم باید مطالعه میکردیم. در لحظه آخر آقای مهندس کتاب ۱۴ مقاله را نیز رونمایی کردند و ما همه نگران امتحان بودیم. آن لحظه راهنمایم به من گفت: «سحر، تو برای اینکه بتوانی فردی را از تاریکی به سمت روشنایی هدایت کنی، نیاز به آموزش داری». همین جمله باعث شد سال اولی که امتحان دادم، در جایگاه راهنمایی قبول شوم و ۵ سال خدمت کنم؛ لذت ببرم و روی خودم کار کنم.
راهنمایی فقط آموزش دادن نیست؛ خودِ راهنما اولین کسی است که بیشترین آموزش را از رهجوی خود میگیرد. چون تکتک رهجوها آینه تمام قد راهنما هستند و به او کمک میکنند تا رشد کند. امروز به ما فرصت داده شده تا از راهنمایان خود تشکر کنیم. ما به ۳ روش میتوانیم سپاسگزاری کنیم: تشکر زبانی، تشکر قلبی و تشکر عملی. تشکر عملی به منِ رهجو برمیگردد؛ اینکه چگونه زبان و دل را یکی کنم و قدم بردارم. آقای مهندس بهترین روش را برای تشکر در کنگره قرار دادهاند؛ پاکت پول، طلا، سکه و هر اندازهای که فکر میکنید راهنمایتان به زندگی شما نور بخشیده است.
به نظر من این تشکرها حتی یک درصد هم محبت راهنما را جبران نمیکند؛ اما خدا را شکر که فرصتی هست تا من هم بهعنوان یک رهجو سپاسگزاری کنم و دست راهنمای خود را ببوسم. قدر جایگاه رهجویی را بدانید. من دلتنگم برای اینکه تمام این القاب، جایگاه و شال را بدهم و فقط یک ثانیه بنشینم و از راهنمایم آموزش بگیرم. امیدوارم همه ما قدر جایگاهی را که داریم بدانیم و برای تشکر از راهنماهای بزرگوارمان درست و آگاهانه قدم برداریم. مجدداً به راهنماهای عزیز شعبه باغستان و تمامی نمایندگیهای کنگره۶۰ تبریک عرض میکنم. راهنمای قوی کسی است که روی خودش به خوبی کار کرده باشد. من تمام قد از همه راهنماها سپاسگزاری میکنم و امیدوارم رهجوها بتوانند به زیبایی از شما قدردانی کنند.

مرزبانان کشیک: همسفر فهیمه و مسافر هادی
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر نیره (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر اعظم دبیر سایت
همسفران نمایندگی باغستان کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
251