جلسه دهم از دوره شانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی نائین، به استادی راهنمای محترم مسافر مهدی ، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر نعمت الله بادستور جلسه «هفته ی راهنمایان (DST.تازه واردین.ویلیام.جونز.ورزش.موسیقی)» یکشنبه 26بهمن ماه 1404 ساعت 15:15آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر
خدا را شکر میکنم که این جایگاهها را نصیب ما کرده تا در آنها آموزش بگیریم، لذت ببریم، زندگی کنیم و اجازه بدهیم دیگران هم زندگی کنند. خیلی مهم است که یاد بگیریم همانطور که خودمان حق زندگی داریم، دیگران هم این حق را دارند. خیلی وقتها همه میخواهند زندگی کنند، اما با دخالت، شرط گذاشتن و محدود کردن، جلوی زندگی دیگران را میگیرند. این اسمش زندگی نیست.
بزرگترین حقی که انسان دارد، حق اختیار است. اگر اختیار را از کسی بگیریم، بزرگترین بیاحترامی را در حق او انجام دادهایم. انسان حق انتخاب دارد؛ چه در دوستی، چه در زندگی مشترک، چه بین پدر و مادر و فرزند. حتی نزدیکترین آدمها هم باید به انتخاب هم احترام بگذارند. هیچکس مالک زندگی دیگری نیست و احترام به انتخاب دیگران یعنی احترام به انسان بودنشان.
شاید این صحبتها مستقیم به دستور جلسه مربوط نباشد، اما ریشه همه آموزشها همین است. انسان از لحظه تولد به معلم نیاز دارد. حتی نوزادی که به دنیا میآید، برای غذا خوردن هم به آموزش احتیاج دارد. پس اولین نیاز انسان فقط غذا نیست، بلکه معلم است. هر نیازی که در وجود ما شکل میگیرد، برای هدایت درست به آموزش احتیاج دارد؛ چه در مسیر مثبت و چه در مسیر منفی.
اما امروز میخواهم درباره تفاوت معلم و راهنما صحبت کنم. معلم علم را آموزش میدهد، هدف را نشان میدهد و میگوید چگونه باید زندگی کرد. اما راهنما کسی است که کنار تو حرکت میکند تا به آن هدف برسی. معلم مقصد را مشخص میکند، ولی راهنما دستت را میگیرد و در مسیر همراهیات میکند.
ما نمیتوانیم بگوییم معلم نمیخواهیم، چون بدون آموزش اصلاً زندگی ممکن نیست. اما میتوانیم بگوییم راهنما نمیخواهیم. اگر راهنما نباشد، بعد از اینکه هدف را شناختی، ممکن است در مسیر گم شوی. هدف مشخص است، اما بدون راهنما رسیدن به آن سخت میشود.
پیامبران بیشتر از آنکه صرفاً معلم باشند، راهنما بودند. گفته میشود صد و بیست و چهار هزار پیامبر آمدند تا انسان را هدایت کنند؛ یعنی مسیر درست را نشان بدهند و در این مسیر همراه باشند. یادم هست سال ۹۳ یا ۹۴ آقای مهندس در پیامی برای هفته راهنما، جایگاه راهنماها را در شأن انبیا دانستند. یعنی راهنما فقط آموزشدهنده نیست، هدایتکننده است.
برای اینکه فرق معلم و راهنما را بهتر بگویم، یک مثال میزنم. در یمن شغل صید مروارید وجود داشت. غواصان بدون تجهیزات مدرن، به عمق دریا میرفتند، صدفها را بالا میآوردند و با خنجر باز میکردند تا شاید در میان آنها مرواریدی پیدا کنند. ممکن بود دهها صدف باز کنند و چیزی پیدا نشود. گاهی ماهها تلاش میکردند تا بالاخره یک روز مرواریدی به دست میآوردند که رزق یک سالشان را تأمین میکرد.
معلم مثل همان غواصی است که به تو یاد میدهد چطور در دریا غوص کنی و صدفها را بالا بیاوری؛ یعنی تو را به تفکر میرساند. اما راهنما تو را به بصیرت میرساند. بصیرت همان مرواریدی است که در دل صدف پنهان است. ارزش واقعی زندگی را راهنما به انسان نشان میدهد.
این تفاوت معلم و راهنماست و چقدر ارزشمند است. ما در کنگره این شرایط را داریم، اما گاهی قدرش را نمیدانیم. وقتی نعمتی همیشه در دسترس باشد، ممکن است ساده از کنارش بگذریم. اما تا به آن جایگاه نرسیم، عمق ارزشش را درک نمیکنیم.
من این هفته را به همه راهنماها تبریک میگویم، بهویژه راهنمای خودم که افتخار حضور در کنارشان را دارم. به همه راهنمایان کنگره ۶۰ و در رأس آنها آقای مهندس تبریک میگویم. همچنین به راهنماهایی که سالهای قبل بذر این مسیر را کاشتند و امروز ما ثمره آن تلاشها هستیم. آنها هسته اولیه را کاشتند و امروز این درخت به بار نشسته است.
یاد میکنم از راهنمایانی که امروز در کنار ما نیستند و در بعد دیگری حضور دارند، اما شاگردان زیادی تربیت کردند که اکنون در حال خدمت هستند. همه آنها در این مسیر سهم بزرگی دارند.
به همه راهنماها صمیمانه تبریک میگویم و امیدوارم قدردان حضورشان باشیم. سپاسگزارم از اینکه به صحبتهای من گوش دادید.
عکاس: همسفر علیرضا(لژیون ششم)
تایپیست: همسفر علیرضا(لژیون ششم)
ویرایش، تنظیم و ارسال: مسافرمحسن(لژیون اوّل) و همسفر علیرضا(لژیون ششم)
نمایندگی مسافران نایین.
- تعداد بازدید از این مطلب :
71