جلسه نهم از دوره نوزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره60 نمایندگی باباطاهر همدان به استادی ایجنت همسفر مهری، نگهبانی همسفر لیلا و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «هفته راهنمایان (DST، تازهواردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی)» روز دوشنبه 27 بهمنماه 1404 ساعت 15:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
در مقابل مهندس و خانواده ایشان سر تعظیم فرود میآورم که مثل یک سد مستحکم، با همه فراز و نشیبهایی که اتفاق میافتد ایستادهاند که من و امثال من به اینجا بیاییم روی این صندلیها بنشینیم تا مشکلاتی که داریم ازجمله اعتیاد را حل کنیم. این هفته پر عشق را به همه راهنمایان کنگره۶۰ و ازجمله راهنمایان شعبه باباطاهر همدان تبریک میگویم. هر چه با زبان قدردان راهنمایان شال نارنجی، راهنمایان تازهواردین و راهنمای جونز باشم باز هم کم است شمایی که با عشق، محبت، گذشت، تحمل با هر آنچه خوبی هست قدم گذاشتید، بدون توقع و با عشق و محبت هرروز با رفتن و آمدن خود در حال کمک به همنوع خود هستید.
انسانهایی که پشت این درها هستند منتظرند یکی دست آنها را بگیرد و به راه راست و به رهایی هدایتشان کند خدا قوت به شما عزیزان میگویم میدانم که معامله شیرینی کردید گوارای وجودتان باشد. شما برندهاید چراکه حساب شما باقدرت لایتناهی هست و در تصور من هم نمیگنجد که بخواهم حساب آنها را به زبان بیاورم.
ما ز فلک بودهایم یار ملک بودهایم باز همانجا رویم جمله که آن شهر ماست
از پیش خدا برای امتحان آمدیم درگیر مسائل دنیوی و زرقوبرق دنیا شدیم که یادمان رفت که کجا آمدهایم. هر کدام از ما با یک مسئله و مشکلی درگیر هستیم و یک مشکلی که همه ما اشتراک داریم اعتیاد است. مسئله اعتیاد خیلی غمانگیز و سخت است. در بعضی مواقع همسفر، دیگر راهی پیدا نمیکند و به آن نهایت رسیده است، دنبال ریسمانی میگردد که کمکش کند؛ همانطور خود ما همهجا را برای درمان اعتیاد رفتهایم و جایی را پیدا نکردیم.
از اطرافیان طعنه شنیدیم که اعتیاد درمان ندارد و او را رها کن در زندگی دعوا و نزاع داشتهایم که راه بهجایی نبرد. خداوند را هزار مرتبه شکر که یک نگاه ویژهای به تکتک ما کرد و برای این مکان و درمان اعتیاد سجده شکر بهجا میآوريم. در کنگره گوش شنوایی پیدا کردیم که ما را درک میکرد که از خواهر و مادر برای ما عزیزتر است که به ما طعنه نمیزد؛ بلکه پای صحبت با ما مینشست چرا؟ چون خود او هم قبلاً این درد را با گوشت، پوست و استخوان کشیده بود و این مسیر را خود او امتحان کرده و به نتیجه رسیده بود راهنمای عزیزی که به من صبر همراه با حرکت و صراط مستقیم را یاد میدهد و تکتک گرههای من را باز میکند چرا؟ چون اول گرهای خود را باز میکند و من را بهتر از خودم میشناسد و آدرس من را به من میدهد.
چرا راهنما به این درجه رسیده است؟ چون راهنما این مسیر را آمده است و به رهایی رسیده و در خود ظرفیت ایجاد کرده است خداوند میفرمایند: «من در تمام آسمانها و زمین جا نمیشوم؛ اما در دل یک مؤمن جا میشوم» ببینید که دل ما چهقدر باید بزرگ باشد که خداوند در آنجا بشود. چه زمانی خداوند میتواند در دل ما جا بشود؟ وقتیکه من از خودم بگذرم نمیگویم خودت را فدا کن؛ ولی یکزمانی است که من از خودم بگذرم و دیگری را بر خودم اولویت بدانم و راهنما این کار را میکند، از وقت خود از مهمانیهای و ... میگذرد؛ پس این معامله باخداست.
آرامش در دل انسان است و کسی که بخواهد آرامش این دنیا و آخرت را به دست بیاورد؛ باید در وجود خود ظرفیت آن را ایجاد کند، کسی که با خوشحالی آنها شاد است و با ناراحتی آنها غمگین است هر راهنما که خودش به رهایی میرسد آزمون و امتحان میدهد با هر رهجوی خود یکبار دیگر سفر میکند با غصههای او غصه میخورد با رهایی رهجو دنیا را به او میدهند. بهترین اتفاق برای راهنما این است که ببیند رهجوی او خوب سفر میکند، در آزمونها شرکت میکند و به تعادل برسد و خدمتگزار باشد انگار که راهنما به رسالت خودش رسیده است.
وقتی شال راهنمایی را میگیری اضداد میآیند و با مشکلات و مسائل میخواهند که دست و پای او را ببندند که وسط راه خسته بشود؛ ولی راهنما قویتر عمل میکند نه اينکه بگویم راهنما معصوم است او هم درگیر حسهای منفی میشود؛ ولی سعی میکند که گرهای وجودی خود را باز کند. قدرشناسی را درکنگره یاد گرفتهایم که در طول سال چهار جشن داریم که یکی از اینها جشن راهنما است که با شور و شوق جشن بهیادماندنی برگزار کنیم.
ورود به سفر دوم جهانبینی


مرزبانان کشیک: همسفر سمیرا و مسافر محمود
تایپیست: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر ناهید رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر آذر رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی باباطاهر همدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
274