جلسه پنجم از دوره چهل و ششم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگرۀ ۶۰ نمایندگی ارتش، با استادی ایجنت محترم مسافر فرشاد، نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر یعقوب، با دستور جلسه «هفته راهنما» در روز دوشنبه ۲۷ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که این توفیق حاصل شد تا بار دیگر در این جایگاه قرار بگیرم تا بتوانم خدمت کنم و از شما عزیزان آموزش بگیرم.
در ابتدا این هفته فرخنده را در راس به جناب مهندس و خانواده محترمشان تبریک می گویم و از راهنما درمان DST و درمان سیگار خودم بسیار تشکر میکنم و هفته راهنما را به ایشان و تمامی راهنمایان نمایندگی ارتش و کنگره ۶۰ و همچنین عزیزان راهنمای تازه واردین تبریک می گویم.
از گروه مرزبانی تشکر می کنم که با زحماتشان امروز شرایطی فراهم کردند تا ما بتوانیم به بهترین شکل از راهنمایان خود قدردانی کنیم.
درمورد دستور جلسه بنده همیشه به این فکر می کنم که چرا در هفته دیده بان محترم، هفته همسفر، مرزبانان، ایجنت و هفته راهنما، چرا باید از این عزیزان قدردانی کنم؟؟؟
لازم است به یاد بیاورم که در زمان مصرف چه مشکلاتی داشتم و چه سختی هایی را به هنگام مصرف و مهیا کردن مواد مصرفی متحمل می شدم! به یاد دارم که هر روز مسافت هفتاد کیلومتر را برای جور کردن مواد و مصرف آن طی می کردم و بعد از مصرف هفتاد کیلومتر را برمی گشتم و حدود یک سال هر روز درگیر این رفت و آمد بودم، در مسیر برگشت با حالت عجز و گریه از خداوند متعال می خواستم تا راهی برای نجات و خلاصی من از این مسئله نشان بدهد.
بعد از چندین سال مصرف مواد، خداوند به من نظر لطف کردند و کنگره۶۰ را سر راه من قرار دادند و من با حالی خراب وارد کنگره شدم و در همان ابتدا توسط راهنمای تازه واردین متوجه شدم که می توانم از این شرایط و حالی که دارم خارج شوم، با دلیل و منطق راهی را نشانم داد تا بتوانم از تاریکی خارج شوم.
در مسیر درمان آموزش گرفتم چگونه و چه وقت دارو مصرف کنم، در حالی که هیچ اجباری نداشتم و اختیار من هم محترم شمرده شد.

مهمترین آموزش کنگره به من هنر زندگی کردن و خوب و بد را از هم تشخیص دادن است، در بسیاری از مواقع نداشتن آگاهی در انتخاب مسیر و تصمیم اشتباه باعث بسیاری از مشکلات گردیده است.
راهنمایان کنگره۶۰ امین هستند و می توان خصوصی ترین مسائل خود را با آنها در میان گذاشت و کاملا مطمئن هستیم که در جای دیگری بازگو نمی شود، با راهنمایی کردن صحیح بهترین راهکار و آموزش را به ما می دهند، همه این کارها را باعشق و محبت، بدون هیچ گونه چشم داشتی انجام می دهند.
جناب مهندس در سی دی اخیر فرمودند: زمانی که بند های منفی از پای انسان جدا می شود، بند عشق متصل می شود.
یک راهنما برای هر رهجو وقت می گذارد تا نامه های دریافت داروی او را بدون خطا تنظیم کند و برای رسیدن به حال خوش شاگردش انرژی می گذارد.
وقتی من نسبت به این موضوعات آگاه باشم وظیفه خود می دانم تا نسبت به این عزیزان قدردان باشم، حال قدردانی چه به صورت کلامی یا دادن پاکت و دل نوشته ای که از قبل آماده کرده ام.
میخواهم حرف آخر را در جایگاه راهنما بزنم: اگر رهجویی بخواهد برای درمان شدن و به رهایی رسیدن یک مرتبه از خداوند سپاسگذاری کند، یک راهنما باید هزار بار خدا را شکر کند که این فرصت به او داده شده است.
به همه سفر دومی ها پیشنهاد می کنم تا در آزمون راهنمایی شرکت کرده و این جایگاه را تجربه کنند.




















تایپ و عکاسی: مسافر محسن
ویرایش و ارسال: مسافر محمد
نمایندگی ارتش
- تعداد بازدید از این مطلب :
344