«شما را فرمانی دادهاند که استادی بشوید برای خود و بیت خود و برای کسانی که باید بیایند و از این موضوع بهرهمند شوند.» به مناسبت «هفته راهنما» گفتوگویی را با راهنما همسفر هدی، راهنما همسفر مریم و راهنمای تازهواردین همسفر زهره ترتیب دادهایم، امیدواریم مورد توجه و عنایت شما عزیزان قرار گیرد.
راهنمای تازهواردین همسفر زهره و مسافرشان رضا با بیش از 20 سال تخریب با آنتیایکس مصرفی شیره وارد کنگره شدند. مدت 11ماه و 23 روز با متد DST و داروی درمان شربت OT با راهنمایی مسافر محمد زرگریانی و همسفر اعظم سفر کردند. ورزش ایشان در کنگره شطرنج و مسافرشان کوهنوردی است. در حال حاضر مدت 8 سال و 8 ماه است که به لطف خدا و دستان پر توان آقای مهندس آزاد و رها هستند. همسفر زهره توفیق خدمت در جایگاههای دبیر و نگهبان کارگاههای آموزشی، ورزشبان، لژیون سردار و راهنمای تازهواردین را داشتهاند.

مهمترین دلیل شما برای شرکت در آزمون راهنمایی چه بود و احساس شما بعد از قبولی چه بود؟
زمانیکه در کنگره فرد آموزش دریافت میکند، خودبهخود راه برایش باز میشود و متوجه میشود که به مکانی امن قدم گذاشته است و دوست دارد با آموزش و خدمتکردن به صراط مستقیم نزدیکتر شود. از همان ابتدا که شعبه بیهقی افتتاح شد، من دوست داشتم راهنمای تازهواردین شوم؛ زیرا آن عشق و محبتی که در کنگره جریان داشت، باعث شد در آزمون راهنمایی شرکت کنم. خداوند نیز برایم قبولی در آزمون را رقم زد و بهترین اتفاق زندگیم بود.
بهترین آموزشی که شما از راهنمای خودتان گرفتهاید، چه بوده است؟
در طول سفرم از راهنمای خودم، مهر و محبت، از خودگذشتگی و علم زندگیکردن را آموختم و یادگرفتم که زندگی را سخت نگیرم و در مقابل مشکلات ایستادگی کنم. در نهایت راهنمایم به من هنر زندگیکردن را آموخت.
بزرگترین موهبت جایگاه راهنمایی برای شما چه بوده است؟
جایگاه راهنمایی خودش نوعی آموزش، خدمتکردن، ارتقا و رسیدن به ارزشها و دوری از ضدارزشهاست، در این جایگاه باید عمل سالم انجام شود و قوانین کنگره رعایت شود تا حال خوش نصیب همه شود. انجام این خدمت برای من آموزش و حال خوب بود؛ زیرا به این خدمت نیاز داشتم و لطف خداوند بود که در این جایگاه قرار گرفتم.
راهنما همسفر مریم و مسافر خود حسن با یک سال تخریب با آنتیایکس مصرفی تریاک کشیدنی وارد کنگره شدند. مدت 10ماه و 5 روز با متد DST و داروی درمان شربت OT با راهنمایی مسافر امیرهوشنگ و همسر لیلا سفر کردند. ورزش ایشان در کنگره ایروبیک و مسافرشان شنا است. در حال حاضر مدت 3 سال و 4 ماه است که به لطف خدا و دستان پر توان آقای مهندس آزاد و رها هستند. همسفر مریم توفیق خدمت در لژیون سردار، دبیری لژیون سردار، رابط و تایپیست سایت، نگهبان جلسات راهنمایان، راهنمای تازهواردین و اکنون راهنمای DST را دارد.

به نظر شما انتظار یک راهنما از رهجو چیست؟
فرمانبرداری در برابر حرمتها و قوانین کنگره بالاترین انتظاری است که یک راهنما از رهجو دارد. رهجو باید هدف داشته باشد و برای رسیدن به هدف تلاش کند، در برابر مشکلات صبور باشد، همیشه قدردان و سپاسگزار باشد و همچنین خدمتگزار خوبی برای کنگره باشد.
با توجه به اینکه شما قبلاً ًراهنمای تازهواردین بودهاید، کدام یک از جایگاههای خدمتی برای شما لذتبخشتر و شیرینتر بوده است؟
مقایسه این دو خدمت مانند مقایسه دو شاخه گل سرخ است که از یک بوته چیده شدهاند؛ زیرا هر دو به یک اندازه خوشبو، زیبا و آرامشبخش هستند. پاککردن اشک یک تازهوارد و نشاندن لبخند بر لبانش آنقدر انرژیبخش و شیرین است که با هیچچیز قابل مقایسه نیست. این دو جایگاه مکمل هم هستند؛ چون من اول جایگاه راهنمای تازهواردین را تجربه کردهام و سپس راهنمای DST شدم، حس خوبی دارم و فکر میکنم که بهتر میتوانم رهجوها را درک کنم.
برای رسیدن به جایگاه راهنمایی باید از کجا شروع کرد؟
اولین و اساسیترین مشخصه یک راهنما عاشقبودن است. اگر رهجو عاشق خدمتکردن به همنوع خود باشد و این عشق در وجودش باشد، از همان ابتدا خواسته راهنماشدن در او به وجود میآید؛ بنابراین اگر سعی و تلاش کند به هدفش میرسد و مطمئن باشد که اگر در صراط مستقیم حرکت کند، خداوند نیز یاریاش خواهد کرد.
راهنما همسفر هدی و مسافرشان راهنما مهدی با بیش از 20 سال تخریب با آنتیایکس مصرفی 2/5 گرم تریاک کشیدنی وارد کنگره شدند. مدت 10 ماه و 13 روز با متد DST و داروی درمان شربت OT با راهنمایی مسافر عباس و همسفر لیلا سفر کردند. ورزش ایشان در کنگره ایروبیک و مسافرشان والیبال است. در حال حاضر مدت 4 سال و 8 ماه است که به لطف خدا و دستان پر توان آقای مهندس آزاد و رها هستند. همسفر هدی توفیق خدمت در جایگاه صدور کارت، نشریات، مسئول صوت، دبیری و نگهبانی کارگاههای آموزشی، مرزبان پارک، لژیون سردار، راهنمای تازه واردین و اکنون راهنمای DST را دارد.

لطفاً حس و حال خودتان را از زمانیکه تشکیل لژیون دادید، بیان کنید؟
ابتدا که وارد کنگره شدم، وجودم پر از ترس، نگرانی و بیاعتمادی بود. کمکم با حضور در جلسات و دریافت آموزشهای کنگره؛ صبر، سکوت و پذیرش رو تمرین کردم و آرام آرام حال من بهتر شد. وقتی لژیون تشکیل دادم، حس مسئولیت و قدردانی عمیقی داشتم، دیگر آن همسفر ناآرام و نگران نبودم. احساس میکردم که کنگره به من فرصت رشدکردن داده و حالا نوبت من است که آنچه را آموختهام با عشق و فروتنی انتقال دهم. تشکیل لژیون برای من فقط یک جایگاه نبود؛ بلکه نشانهای از اعتماد و آغاز مرحلهای جدید از خدمت بود.
برای اینکه یک راهنما بتواند به بهترین شکل خدمت کند، باید چه نکاتی را مدنظر داشته باشد؟
نکته اول این است که راهنما باید خودش در حال آموزشگرفتن و رشدکردن باشد. نکته دوم رعایت قوانین و حرمتهای کنگره 60 است. مسئله مهم دیگر، گوشدادن با صبر و بدون قضاوت است. درنهایت یک راهنما باید خدمت را از روی عشق انجام دهد و نه برای دیدهشدن؛ زیرا خدمت در کنگره 60 فرصتی برای رشدکردن خود راهنماست.
چه تحولاتی در خود احساس کردید که سبب شد جایگاه راهنمایی را تجربه کنید؟
یکی از بزرگترین تحولاتی که در خودم احساس کردم، شکلگیری صبر بود، صبری که از اجبار نبود؛ بلکه از روی آگاهی بود. همچنین یاد گرفتم که شنوندهای بدون قضاوت باشم. این تغییر دیدگاه، آرامش عمیقی در من ایجاد کرد؛ سپس فروتنی برای من معنا پیدا کرد و متوجه شدم که جایگاهها برای رشد بیشتر هستند نه برای برتری و زمانی که دریافتم میتوانم بدون توقع خدمت کنم و همچنین خودم را نیازمند آموزش بدانم، آنگاه احساس کردم درونم به مرحلهای از بلوغ رسیده است که میتوانم جایگاه راهنمایی را تجربه کنم. جایگاه راهنمایی برای من نتیجه تغییر در جهانبینی، نگرش و رفتارم بود. تحولی که آرامآرام شکل گرفت و هنوز هم ادامه دارد.
از شما عزیزان کمال تشکر را دارم که وقت خود را در اختیار من قرار دادید تا بتوانم لذت یک مصاحبه به یاد ماندنی را با شما تجربه کنم.
مصاحبهکننده و طراح سؤال: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم)
ارسال: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیهقی سبزوار
- تعداد بازدید از این مطلب :
179