تعدادی از رهجویان ویلیاموایت نمایندگی پرند در خصوص دستور جلسه هفته مشارکتهایی را بیان کردند که در ادامه با هم میخوانیم.

مسافر نیکوتین الهه:
خدا را شاکر هستم که همسرم مصرفکننده شد و من در زندگی به نقطهای از تاریکی رسیدم؛ زیرا پس از آن با مکان مقدس و پاکی همچون کنگره۶۰ آشنا شدم و مسیر تازهای پیش روی من گشوده شد. مصرف من به این دلیل که دوست نداشتم در مقابل دختر خود سیگار یا قلیان بکشم، محدود به هفتهای یک یا دو بار و آن هم در جمعها و مهمانیها بود. در واقع هرگز تصور نمیکردم که مصرفکننده سیگار و قلیان به شمار میروم.
آغاز سفر من و تلنگری که از مشارکت راهنمای ویلیاموایت همسفر زهره دریافت کردم، شکل گرفت. به یاد دارم سه یا چهار ماه از سفر اول من میگذشت که ایشان در مشارکتی بیان کردند که فرقی نمیکند چه مقدار سیگار یا قلیان مصرف میکنید به هر حال بندی از تاریکی به دست شما بسته شده است و برای رشد و ادامه مسیر، گرهای وجود دارد که باید آن را باز کنید.
من بسیار خواهان تغییر بودم. دوست داشتم به انسانی بهتر تبدیل بشوم و ضد ارزشهایی مانند غیبت، قضاوت، قیاس و غیره را یکی پس از دیگری کنار بگذارم. با سخنان راهنمای خود متوجه شدم که سفر نیکوتین نیز برای من ضروری است. موضوع را با راهنمای جهانبینی همسفر الهام مطرح کردم و ایشان نیز مرا تشویق کردند تا این مسیر را آغاز کنم. سفر نیکوتین برای من همچون شخم زدن زمین بود.
شاید در ابتدا با سختی همراه باشد؛ اما پس از آن درمییابید که حجابی از مقابل چشمانتان کنار رفته و ناخالصیها به خالصی تبدیل شدهاند. در نهایت، محصولی ناب برداشت میکنید که هیچ جایگزینی ندارد. بنابراین لازم است خود را دور نزنیم. هرچقدر در کنگره۶۰ خدمت بگیریم، به دنبال جایگاه باشیم یا حتی آموزش ببینیم؛ اما تا زمانی که سفر ویلیام خود را آغاز نکرده باشیم به رهایی واقعی و حال خوش عمیق دست نخواهیم یافت.
روشی که آقای مهندس دژاکام بنیانگذاری کردهاند؛ یعنی استفاده از آدامس نیکوتیندار و کاهش تدریجی آن طی ده ماه، برای بدن من بسیار سازگار بود به گونهای که امروز اگر کسی در مقابل من سیگار یا قلیان مصرف کند نه هوسی در من ایجاد میشود و نه هیچ حسی نسبت به آن دارم. چه خوشبختم که این سفر را طی کردم.
من از نظر جسمانی پیش از آن گاهی دچار خستگی و کوفتگی مفرط میشدم بهگونهای که تمایل داشتم در آن لحظات هیچکس در کنارم نباشد و جهان برای مدتی به خواب برود؛ زیرا احساس سنگینی و فرسودگی شدیدی داشتم. همچنین در دوران قاعدگی با مشکلاتی مواجه بودم که با سفر نیکوتین همه این مسائل برطرف شد. پیش از رهایی بهترین لحظه زندگیام حس مادر شدن بود؛ اما پس از دریافت گل رهایی ویلیاموایت از دستان آقای مهندس دژاکام بهترین لحظه زندگیام رقم خورد.
شاید باورش دشوار باشد؛ اما آنقدر سبکبال، شیرین و آرام بودم که گویی ده یا بیست سانتیمتر بالاتر از سطح زمین قدم برمیدارم. حسی ناب و وصفناشدنی بود. از راهنمای ویلیاموایت همسفر زهره صمیمانه سپاسگزارم که با راهنماییهای دقیق، معرفی سیدیهای بهموقع و صبر و مهربانیشان این سفر را برای من شیرینتر و آرامتر کردند.
اگرچه اکنون به شعبه پرند هجرت کردهام و افتخار دیدار حضوری ایشان را ندارم؛ اما همچنان درس پذیرش و خدمت را از ایشان و راهنمای جهانبینی همسفر الهام آموخته و به کار میگیرم. از این عزیزان مهربان و تمامی راهنمایان کنگره۶۰ از روز نخست تأسیس تاکنون صمیمانه قدردانی میکنم.

مسافر نیکوتین خاطره:
بسیار خرسند هستم که سفر نیکوتین را آغاز کردم و با یاری خداوند توانستم از هرگونه وابستگی دودی و بند اهریمنی رهایی یابم. در ابتدای مسیر مردد بودم که سفر نیکوتین را آغاز کنم یا جونز؛ اما پس از مشورت و دریافت راهنمایی از راهنمایان خود همسفر مرضیه و همسفر الهه تصمیم گرفتم ابتدا سفر نیکوتین را شروع کنم و امروز از این انتخاب بسیار خرسند و راضی هستم.
راهنمای ویلیاموایت به من کمک کرد تا طعم اکسیژن ناب را دوباره بچشم. بابت نفس کشیدن دوبارهام و پاکیزگی ریههایم از بنیان کنگره۶۰ آقای مهندس دژاکام صمیمانه سپاسگزارم. به همین مناسبت هفته راهنما را به ایشان و همچنین به راهنمای صبور و دلسوزم در لژیون ویلیام و لژیون همسفران تبریک عرض میکنم. راهنمای شال سورمهای به من آموخت که میتوان بدون دود نیز زندگی کرد.
من در لحظات سخت و پراسترس به جای پناه بردن به قلیان و سیگار یاد گرفتم به ریسمان محکم کنگره۶۰ چنگ بزنم. ایشان به من و به ریههای من جان تازهای بخشیدند و فهمیدم عطر گل بسیار دلانگیزتر از بوی دود قلیان است. صبر ایشان در برابر بیقراریهای من در این مسیر نمادی از عشق و فداکاری است. راهنمای ویلیاموایت همسفر الهه از شما سپاسگزارم بابت نوری که به تاریکخانه جسم و جان من تاباندید تا دوباره خود را ببخشم و دوست بدارم.
ریههای من با لبخند و حمایت شما جان تازه گرفتند و من قدردان این حال خوب و مسیر روشن هستم. مسافر من نیز پس از مشاهده تغییرات مثبت در من سفر نیکوتین خود را آغاز کرد. خدا را هزاران بار شاکرم که بهسادگی، با کمک آدامس نیکوتیندار و روش DST توانستیم از این بندها رهایی یابیم. این روش برای ما بسیار آسان و بدون دردسر بود و فرزندان من نیز از این اتفاق بسیار خوشحالاند.
آرامش، به برکت کنگره۶۰ بار دیگر به خانواده ما بازگشته است. امیدوارم پاداش تمام این زحمات در زندگی راهنمای من که بدون هیچ چشمداشت و توقعی وقت ارزشمند خود را برای من به عنوان رهجو صرف کردند و همواره مراقب و جویای حال من بودند به بهترین شکل از سوی خداوند متعال عطا شود. در این سفر توکل واقعی به خداوند را عمیقاً درک کردم بهگونهای که در طول ۳۲ سال زندگیام چنین طعم بندگی و اعتماد را تجربه نکرده بودم.
من از خدای مهربانم، قدرت مطلق میخواهم مرا یاری دهد تا بتوانم همچون راهنمای ویلیاموایت همسفر الهه، فرشته نجات برای عزیزانی باشم که هنوز در تاریکی به سر میبرند. تمام تلاش خود را برای رسیدن به این هدف زیبا به کار خواهم گرفت، زیرا حیف است افرادی مانند گذشته من در تاریکی و گرفتاری باقی بمانند؛ چرا که سکون، کار نفس اماره است.
ابتدای سفر با مصرف آدامس نیکوتیندار مشکل داشتم و مدام نزد راهنمای خود گلایه میکردم؛ اما اکنون پس از گذشت چهار ماه بهراحتی با آن کنار آمدهام و حتی آن را دوست دارم. طی دو تا سه هفته نخست به آن عادت کردم و این تغییر برای من بسیار سریع و آسان اتفاق افتاد.
مسافر نیکوتین هستی:
خداوند را شاکر هستم که امروز شعبه پرند فعال است و همچنین امکان حضور راهنمای ویلیاموایت برای همسفران فراهم شده است. از بنیانگذار کنگره۶۰ آقای مهندس دژاکام و تمامی عزیزانی که در تأسیس شعبه پرند تلاش کردهاند، صمیمانه سپاسگزارم. روزی که خانم الهه وارد شعبه پرند شدند، شاید هیچکس به اندازه من خوشحال نشد؛ زیرا راهنمای جهانبینی من همسفر سمیرا به من فرموده بودند که باید سفر نیکوتین را آغاز کنم و برای من بسیار دشوار بود که به پارک عطر یاس رباطکریم مراجعه کنم. با حضور همسفر الهه در شعبه پرند سفر من عملاً از همان روز آغاز شد.
پیش از این بارها برای قطع مصرف نیکوتین تلاش کرده بودم؛ اما همواره با شکست مواجه میشدم. اینبار با ایمان به روش آقای مهندس دژاکام سفر نیکوتین خود را آغاز کردم. در ابتدای مسیر با توجه به بیماری تنگی نفس و آسم مصرف آدامس نیکوتیندار برای من دشوار بود؛ اما بدنم طی چند روز نخست با آن سازگار شد. اگرچه جسم من بهتدریج رو به بهبودی میرفت؛ اما افکارم سرشار از وسوسه بود. راهنمای ویلیاموایت همسفر الهه با عشق و توجه هر روز حواسشان به من بود و در روزهایی که حال روحی مناسبی نداشتم مرا آرام میکردند و سیدیهای مناسبی برای گوش دادن معرفی میکردند.
دریافتم همانطور که جسم من نیاز به درمان داشت روان، افکار و جهانبینی من نیز نیازمند تغییر بود و هیچ چیز جز آموزش سیدیهای آقای مهندس دژاکام و آقای دکتر امین نمیتوانست مرا به سلامت و مقصد رهایی از نیکوتین برساند. خدا را شاکرم که امروز جسم من در مسیر سلامت کامل قرار گرفته است دیگر دچار تنگی نفس و خسخس سینه نیستم، تنفسم بهبود یافته و افکارم تغییر کرده است.
امروز به این آگاهی رسیدهام که من یکشبه به این نقطه نرسیدهام که بخواهم یکشبه نیز ترک کنم؛ بلکه نیاز دارم تزکیه و پالایش بشوم تا تغییر واقعی در من شکل بگیرد. آرزو میکنم روزی فرا برسد که تمام مردم جهان از روش DST بهرهمند شوند و در سلامت جسم و عقل قرار گیرند.
در پایان از راهنمای مهربان، دلسوز و عاشقم که با عشق و بدون هیچ چشمداشتی تا امروز در کنار من بودهاند، صمیمانه قدردانی میکنم. امیدوارم رهجویی فرمانبردار باشم تا به روز رهایی برسم. از خداوند بزرگ، سلامتی و سربلندی برای آقای مهندس دژاکام، خانواده محترم ایشان و خانواده بزرگ کنگره۶۰ را خواستارم.
رابط خبری: راهنمای ویلیاموایت همسفر الهه (نمایندگی پرند)
ارسال: نگهبان سایت راهنمای ویلیاموایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
گروه همسفران ویلیاموایت کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
122