جلسه دهم از دوره چهاردهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، در نمایندگی شهباز با استادی راهنمامسافر مسعود، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر اصغر با دستور جلسه «هفته راهنما » در روز یکشنبه، تاریخ۱۴۰۴/۱۱/۲۶ ساعت ۱۵:۳۰آغاز به کار نمود
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مسعود هستم، یک مسافر.
خداوند بزرگ را شکر میکنم که بار دیگر توفیق داد تا در این جلسه در خدمت شما باشم. انشاءالله جلسهای پربار و پراتفاق برگزار کنیم.
پیشاپیش فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را تبریک میگویم؛ آرزومندم که در کنار یکدیگر روزهایی سرشار از آرامش و برکت را سپری کنید. از مرزبانی و دوستانی که در بخش آشپزخانه خدمت میکنند نیز تشکر ویژه دارم؛ خدمت شما حس و انرژی نیکویی به انسان میبخشد.
تبریک میگویم به بنیانگذار کنگره، جناب مهندس دژاکام، خانوادهٔ محترمشان، جناب دکتر امین دژاکام، و استاد عزیزم آقای هنربخش. همچنین به همهٔ راهنمایان، راهنمایان شعبه و خدمتگزاران سراسر کشور و به تمام شما عزیزانی که در آینده در این جایگاهها خدمت خواهید کرد.
بسیار شاکرم از خداوند که امروز اینجا هستم؛ حس سنگینی خاصی بر این مکان جاری است. از محمد عزیز نیز سپاسگزارم. هفتهٔ زیبایی است، هفتهٔ راهنمایان کنگرهٔ ۶۰. همانگونه که میدانید کنگرهٔ ۶۰ چهار جشن دارد: جشن راهنما، جشن اسیستانت و دیدهبان، جشن خانواده، و جشن گلریزان؛ یادآوریهایی برای قدردانی از عظمت و ارزش کار کسانی که در این مسیر خدمت میکنند.
انسان فراموشکار است؛ گاهی در سختترین شرایط فقط میخواهد حالش خوب شود، اما نمیخواهد چیزی از او گرفته شود. یادم هست روزهایی که با بیخوابی، اعتیاد، فقر و پریشانی درگیر بودم، از خداوند فقط رهایی میخواستم، اما نمیدانستم این رهایی در حقیقت آغاز راهی تازه است، نه پایان آن.
آمده بودم تا درمان شوم، اما در مسیر درمان دریافتم که حقیقت، فراتر از درمان است. با شروع «سفر دوم» تازه متوجه شدم آنچه میخواستم، همهٔ حقیقت نبود. از پیشکسوتان و راهنمایان بسیار آموختم و برایشان احترام عمیق قائلم.
آقای مهندس در سیدیای فرمودند: «من ساعتها به سخنان عرفا گوش دادم اما چیزی در من تغییر نکرد؛ اما در کنگره وقتی سخن میگویم، تأثیر میگذارد، چون حرف، ریشه در عمل و راستی دارد.»
در کنگره به ما آموزشهای راستین دادهاند، مسیری روشن که گویا راهی همان پیامبران است. وقتی میخواهیم این مسیر را ادامه دهیم باید همواره در حال آموزش باشیم، چون به من آموخت.
کنگره ۶۰ به من آموخت که هیچ موجودی بیهوده نیست و هیچ اتفاقی بیدلیل رخ نمیدهد. یاد گرفتیم که خودمان باید فکر کنیم، نه اینکه بگذاریم دیگران برای ما تصمیم بگیرند. مهندس فرمودند: «گاهی فقط یکبار بلیتتان برنده میشود؛ قدر موقعیت خود را بدانید.»
قدر بدانیم چه کسانی آمدند تا به ما کمک کنند، چه بسیار افرادی که در این مسیر خدمت میکنند بیآنکه نامی از آنان برده شود. هر پیشرفت در این دستگاه، به سود همگان است.
در کنگره آموختیم که «صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون انسان جاری است.» پیام ارزشمندی هم هست برای کسانی که به دنیای تازه قدم گذاشتهاند: باید از سخن به عمل برسند و با ایمان و اندیشهای روشن، رحمت الهی را باور کنند. تخم دانههای باارزش خود را بکارند تا ریشهدار شوند و بالهایشان برافراشته گردد، زیرا این فرمان الهی است.

در جشنهای کنگره سه ضلع باید کامل شود: تفکر، دل، و عمل. قدردانی نیز باید در این سه بخش حضور یابد — هم در اندیشه، هم در دل، و هم در رفتار.
من هرگز استادان خود را فراموش نکردهام و هر سال در تفکر، دل و عمل، از آنان قدردانی میکنم. بیست سال است که در این مسیر قدم برمیدارم و هنوز لذت میبرم، زیرا دنیای تازهای یافتهام.
این جایگاهها امانتی الهیاند و باید به زیباترین وجه حفظ شوند. امروز من در این جایگاه هستم، فردا دیگری خواهد بود. این چرخه ادامه دارد و تا ابد مشعل آن خاموش نخواهد شد، زیرا از مبدأ آفرینش شعله میگیرد و تا پایان آفرینش تداوم مییابد.
در پایان از همهٔ خدمتگزاران این شعبه صمیمانه تشکر میکنم و به افتخار راهنمایان عزیز تشویق کنید.
تایپ:مسفرابوالفضل
تنظیم:مسافرحسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
127